واى امروز همكلاسيم از خاطرات رفتنش به عراق و كويت ميگفت ( ارتشى هست) از چاى خوردن ميگفت كه چاى غليظه و دل درد ميگيرن ، بعد ميگفت با برگاش ميخوريم و همه توو دندونامون گير ميكرد :)))))) اينقد بامره تعريف ميكرد ولو شده بودم از خنده
مگه قبل از هر قلپ هم میزده؟ ‎· Assal
@mielmim: عسل يهو همشو ميزده بالا، مثل شات :)))) يعنى تعريف ميكرد من اشكام سرازير شد :))))) ميگفت بعدها ياد گرفتيم كه بايد بزاريم ته نشين شه و يواش يواش بخوريم :))))))) ‎· Afarin