امید قلدر بود، تو ۸۸ با امیر و امید بیرون بودیم و امید شیشه آب دستش رو پرت کرد تو سر گاردها، خب قد هیکلش هم دوبرابر من بود، یکیشون اومد امید رو ببره اینقدر جیغ زدم و داد و فریاد کردم که مگه از رو جنازه من رد بشین که بزارم بهش دست بزنین.. اما خب وقتی که رفت و هرچی جیغ زدم که امید برگرد و برنگشت دیگه این دنیا با همه‌ی خوشگلی ها و بدی هاش به اندازه‌ی گرده‌ی خاک برام بی ارزش شد
:| ‎· M∂s♥ud
:| ‎· Mamad
:| ‎· Mardetanha
ايدا جان... :(( ‎· بــــــــــاران!
:| ‎· Seety
روحشون شاد :( ‎· SaeedTheGiraffe ?
:( ‎· همصدا
azize delam:*... ‎· نیالا