Avatar for aidda
امید قلدر بود، تو ۸۸ با امیر و امید بیرون بودیم و امید شیشه آب دستش رو پرت کرد تو سر گاردها، خب قد هیکلش هم دوبرابر من بود، یکیشون اومد امید رو ببره اینقدر جیغ زدم و داد و فریاد کردم که مگه از رو جنازه من رد بشین که بزارم بهش دست بزنین.. اما خب وقتی که رفت و هرچی جیغ زدم که امید برگرد و برنگشت دیگه این دنیا با همه‌ی خوشگلی ها و بدی هاش به اندازه‌ی گرده‌ی خاک برام بی ارزش شد
Comment
:| ‎· M∂s♥ud
Comment
:| ‎· Mamad
Comment
:| ‎· Mardetanha
Comment
ايدا جان... :(( ‎· بــــــــــاران!
Comment
:| ‎· Seety
Comment
روحشون شاد :( ‎· SaeedTheGiraffe ?
Comment
:( ‎· همصدا
Comment
azize delam:*... ‎· نیالا
1 2 3 4 5 6 7 8 9 10

2015-2018 Mokum.place