چند ماه بود جز برادرام کسی رو ندیده بودم. الان یه عکس برام فرستادن... باورم نمیشه مامان‌بزرگ‌م اینقدر شکسته و پیر شده.. یهو همه شکسته شدن..همه
مامان من موهاش سفيد شد در عرض ١-٢ ماه اول ، تعجب نداره، سخته خيلى سخته ‎- Afarin
برادر بزرگم و خودم هم یهو موهامون سفید شد..دیگه مامان و پدر هم جای خود...ادم خودش نمیفهمه..یهو میبینه تو یه مدت کم چقدر همه چی بدجور عوض شده..اره خیلی سخته ...خیلی بده ‎- @idA
زیر این فیدات جاش نیست خیلی هم کلنجار رفتم ولی به ارتباطات نزدیکتون حسودیم میشه. این ارتباط بین من و برادرام به این شدت نیست. به نظرم با این که سخته ولی سعی کنید اتفاق افتاده رو بپذیرید و قدر با هم بودن بقیه تون و این نزدیکی احساسی که دارید رو بدونید. هر لحظه ای که با غصه سپری میکنید از عمر تک تکتون کم میکنه و ممکنه اتفاقات بدتری جلوی پاتون بزاره :/ ‎- M∂s♥ud
خب مسعود من با برادر بزرگم اونقدری که فکر میکنی صمیمی نبودم..ولی این مصیبت یه کاری میکنه که هممون سعی کنیم به همدیگه نشون بدیم داریم زندگی میکنیم..هممون سعی میکنیم خوب بودن رو نشون بدیم برای اینکه به همدیگه کمک کنیم.. من با دوتا کوچیکا خیلی جور بودم..بعدم همیشه رابطه خواهر با بقیه خانواده فرق داره.. خواهر طفلی همیشه غمخوار میشه..حالا من که تک خواهرم هستم دیگه بیشتر..بعد میدونی اتفاقا وقتهایی که قبول میکنم چی شده حالم خیلی خراب میشه..خیلی خیلی حالم بد میشه.. ولی وقتهایی که فکر میکنیم امید رو گم کردم کلنجار رفتن با این موضوع برام راحت تره.. وقتهایی که صداش تو گوشم میپیچه و باهام حرف میزنه خیلی سخته باور کنم چی شده..ترجیح میدم فکر کنم با مدرسه رفته سفر و به زودی میبینمش و دوباره برام یک ساعت میشینه حرف میزنه.. در غیر این صورت دق میکنم.. ‎- @idA
:/ ‎- M∂s♥ud
اون خانواده ای که داغ جوون میبینه همون لحظه ی اول از عمرشون کم میشه..داغ جوون خیلی سخته.. خیلی وحشتناکه..هیچکسی نمیتونه با این داغ کنار بیاد.. ‎- @idA
میدونم اتفاق وحشتناکیه و مقابله با ناراحتیش هم سخته. من منظورم انتخاب بین بد و بدتر بود. این که شاید تکرار هر روز واقعه به خودتون بیشتر آسیب بزنه و این قطعا بدتره. راستش هیچ توضیح واضحی واسش نمیتونم بگم. فقط روش فکر کن ‎- M∂s♥ud
میدونم چی میگی :) زمان میخواد ... ‎- @idA
:) ‎- M∂s♥ud