آخرین خواسته امید از پدرم این بود که به مریض ها کمک کنه تا درد نکشن ... و خب پدر و مادرم خیلی دنبال جایی میگشتن که هم اسم امید جاودانه بشه و هم جایی باشه که امید بخش زندگی به بچه هایی سرطانی باشه.. این وسط محسن ( مردتنهای خودمون) منو با موسسه خیریه بهنام دهش پور آشنا کرد.. پسر نوجوانی هم سن و سال امید من که بعد از رفتنش این خیریه به نام اون درست شد.. خدمات جالبی دارن و کارهایی که انجام میدن تا حدی با محک متفاوت هست. مثلا آپارتمانی رو در اختیار بیمار و یک همراه قرار میدن برای اونایی که از شهرستانها میان و اقامت تو هتل یا جاهای دیگه براشون هزینه داره.. خلاصه که اگه نیت کردید مبلغی رو به بچه های سرطانی کمک کنید این موسسه رو هم فراموش نکنید http://behnamcharity.org.ir/
هروقت همچین چیزایی مینویسم قلبم مچاله میشه از غم ... ولی دلم میخواد بنویسم و بگم که حواسمون به بچه های سرطانی باشه..اونا خیلی کوچیکن برای تحمل این درد ... ‎- @idA
آره دهشپور خیلی کارا میکنن. خیلی قویه خیریه شون ‎- Assal