Avatar for aidda
داشتم دنبال خودکار قرمز میگشتم تو وسایلم ، جا مدادی که امیر بهم خیلی وقت پیش داده بود رو پیدا کردم با خودکارهایی که امید برام گرفته بود..یاد اون روزی افتادم که باهاشون رفته بودم سوپرمارکت جلوی خونه و برام لوازم التحریر گرفتن ..یاد امید..یاد امیر..
Comment
خیلی وقتها فکر میکنم دیگه نمیتونم بشم اون دختری که همیشه لبخند میزد.. چند ماهه گذشته همیشه یه گوشه ی چشمم اشک بود و هست ‎· @idA
Comment
در برابر همچین غمی چند ماه هیچی نیست خب آیدا ‎· Assal
Comment
اره عسل، نمیخوام یادم بیاد چند ماه گذشته...فکر اینکه برنامه‌م رو تنظیم کنم که سر تولد امید ایران باشم که برم جایی که دستم بهش نمیرسه دیوانه‌م میکنه..خیلی سخته ‎· @idA
Comment
خیلی سخته. از خودت نباید انتظار بیجا داشته باشی که زود فراموش کنی و.... ‎· Assal
Comment
وقت باید بدی به خودت. حق بده به خودت که عزاداریش رو بکنی ‎· Myri∂m

2015-2018 Mokum.place