Avatar for aidda
برادر کوچیکه حسابی داره به قهقرا میره و حسابی نگرانشم
Comment
من همیشه نگران امید بودم که سر بچه بازی یه بلایی سر خودش بیاره..خیلی حس لوتی و لاتی داشت.. برای همین هی بهش میگفتم معدلت خوب بشه، زبانت هم خوب باشه میارمت اینجا رشته ای که دوست داری بخونی..عاشق ورزش بود! میخواست مدیریت ورزش بخونه که باشگاه بزنه!! این آخریها هی به مامان میگفت من دانشگاه ایران نمیرم میرم پیش آیدا.. خلاصه کلی باهاش حرف میزدم که از خیر کارهای شر بازی بگذره..اون موقع امیر سر به راه تر بود..حالا همه چی داره به امیر فشار میاره.. با امید اونقدری اختلاف سنی نداشت.. حالا تنها شده..خیلی هم تنها شده و داره کارهای عجیب غریب میکنه و منم دارم میمیرم از نگرانی ‎· @idA
Comment
:( ... ‎· MaryaM
Comment
:( ‎· Hadi.Yalin
Comment
چه سخته نگرانی برای برادر ( خواهر ) ‎· نازلی
Comment
این دوتا رو بزرگ کردم نازلی... ‎· @idA
Comment
im so sorry khaili mogheiyate sakhtiye vali hopefully seneshe. migzare va in halat az saresh miofte ‎· Jasmine
Comment
@aidda من با خواهرم یکسال فرقمه از نگرانیش دق کردم ، تو واقعا حق داری :( ‎· نازلی
Comment
:| ‎· Mamad
1 2 3 4 5 6 7 8 9 10

2015-2018 Mokum.place