در این چند ماهه گذشته برادرم، عموی و پسر دایی مامانم فوت شدن. دختر دایی هم دنبال مراسم عروسیش بوده تا اینکه تو گروه دختر خاله و پسرخاله ها عکس عقدش رو‌گذاشتن. منم تبریک گفتم با اینکه ته دلم ناراحت بودم اینا حتی به مامان من و مامان بزرگم نگفته بودن. چند روز پیش یهو هممون رو بلاک کردن! الان یهو یه عکس دیدم ازش تو لباس سفید عروسی. بدون داییم که گفته بوده الان نباید عروسی بگیرید. نمیدونم واقعا نگه داشتن حرمت و احترام اینقدر سخته؟ دایی من لحظه‌ی پر کشیدن امید بالا سرش بوده، مامان من هزاران کار کرده برای دختر دایی‌م. حالا نمیگم چرا جشن گرفته تا باشه خوشی ولی خب میمردن به مامانم بگن! مامان من سه روز بعد رفتن امید کیک خرید برای تولد دخترخاله‌م. گفت نباید تو عزا خودمون رو خفه کنیم. واقعا دلم میخواد فقط بهش بگم چه طوری روت میشه دیگه تو صورت مامان داغدار من و مامان بزرگ نگاه کنی؟
:( ‎- ardvisoor
واقعا دلم میخواد یه چیزی بهش بگم، احساس میکنم نگم به مامان و مامان بزرگم بد کردم. واقعا نمیدونم چی بهش بگم که لیاقتش رو داشته باشه ‎- @idA
آدم می‌مونه بعضی‌ها دقیقا تو چه فازی هستن؟ ‎- Myri∂m
من هنوز تو تعجبم! حالا مامان من به کنار! دایی‌م، پدر خودش تو عروسیش نبوده! چون مخالفت کرده! هیچ‌ مدله نمیفهمم ‎- @idA
:|‌ ‎- MaryaM
:| ‎- M∂s♥ud
بیشعوری مزمن و بی عاطفگی شو میرسونه متاسفانه تو فامیل ها هستن ادمای حسود و بی عاطفه که حرمت نگه نمیدارن ‎- Dariche
چطور ممکنه ادم پدرشو دعوت نکنه؟؟ ‎- Hamid6
چطوری دلشون میاد واقعا ... ‎- نازلی