داشتم به شکلات‌های جور وا جور فروشگاه نگاه میکردم ، بهو اومدم بگم «مامان امید از اینا دوست داره» که نفس‌م رو حبس کردم تو سینه... ولی حبس کردن اشک سخته یا بهتر بگم نشدنی ...
:(( ‎· Maryamss
:( ‎· نازلی