Avatar for aidda
داشتم به شکلات‌های جور وا جور فروشگاه نگاه میکردم ، بهو اومدم بگم «مامان امید از اینا دوست داره» که نفس‌م رو حبس کردم تو سینه... ولی حبس کردن اشک سخته یا بهتر بگم نشدنی ...
Comment
:(( ‎· Maryamss
Comment
:( ‎· نازلی
1 2 3 4 5 6 7 8 9 10

2015-2018 Mokum.place