بچه های 4 ساله باید خیلی رک باشن داستان این بود رفتیم پیش دوستمون خواهرزاده 4 ساله اش اومد پیش ما نشست خلاصه شروع کرد گفت شما دو تا چقدر کله تون دراز و بی ریخته... دماغتون بو میده ... چقدر با ته ریش حال بهم زن میشی... خلاصه دیدم کار داره به جاهای باریک میکشه سریع خداحافظی و از اون منطقه تهران انقدر دور شدم که نتونه پیدام کنه...