بعد از فرفر سوار کار جدیدم شدم خونه مون رو آوردیم تهران اولین سفر دو نفره مون رو رفتیم سربازیم رو خریدم و کارت ام اومد برای اولین بار رفتم کربلا ...همینا فک کنم
هان با کلاغ هم رفیق شدیم .... یکی از رفقای نزدیکم هم بی توضیح یهو دعوا راه انداخت و ازم جدا شد ‎- علیرضا
من به مثابه دشمنتم :))) هنوز نفهمیدی :))) ‎- کلاغ کوچیکه
@ariandes: هیع چون دوست دشمن است شکایت به حاج خانوم برم :))) ‎- علیرضا
نامرد فلان... زشته دیگه فوش نمی‌دم این‌جا خانواده رد می‌شه ‎- کلاغ کوچیکه