یه بار تو جوونی پارتی گرفتم مثل همیشه سر صبح چند نفری تو جاهای مختلف خونه ولو بودن.رفتم خوابیدم.یه خورده بعدش دیدم یکی از دخترا که نمیشناختم داره صدام میکنه که حالم خوب نیست نمیتونم بخوابم با چشم نیمه بسته گفتم الان برات یه قرص میارم .رفتم کورمال کورمال قرص پیدا کردم و لیوان شستم و آب ریختم بردم براش.دم در اتاق رسیدم زل زد بهم و گفت واقعن رفت قرص آورد کسخل و لباسش رو پوشید رفت.فردا ظهرش که مستیم پرید فهمیدم چرا رفت :))
- ‎- Ashmogh
خااااک ‎- hadi
:D ‎- گرین