امروز که با مقنعه پشت ورو و دکمه مانتوجابجا رفتم بازخوبه ...نسبت به اونموقع که با دمپای ازنوع بنفش رفتم بیرون وقتی دیدم دمپای دارم مجبورشدم برم کفش بخرم .یا عینک جا گذاشتم خونه توراه میگم چقدر شیشه عینکم کثیفه میبینم اصلا عینک به چشمم نیست .یا بچشمم بوده یک ساعت دنبالش گشتم با بچم دعوا کردم روی میز بوده تو برداشتی .یا جلو اینه رفتم لیوان بشورم سرکار داشتم با مشترک حرف میزدم اونم بلند بعد خودمو تو اینه دیدم دیگه کلا حرف نزدم از خجالتم...عینک جامیزارم خونه برمیگردم از سرکار عینک ببرم میام میبینم کیفمو گذاشتم و کلیدمم تو کیف بوده نیاوردم ...بماند که غدای فاطمه رو یادم میره بزارم تو کیف خودش اشتباهی میزارم توکیف خودم بچم هیچی مهد نداشته بخوره ...یا عینکمو میزارم تو کیف اون بجای کیف خودم..سرکار فکر میکنم مشترک باهاش حرف میزنم درصورتیکه زنگی نخورده..بجای اینکه هدست از گوشم دربیارم عینک ودراوردم ...فقط جای شکرش باقیه خودمو جای جا نمیزارم ...وطبیعیه کلا همه یکجورای همینجور هستن
این داستان عینک واسه من که خیلی اتفاق میفته ‎- sousan
مسافرت برو حتمی ‎- میر آق دایی آرش جونی ®© ™
اوه اوه... بلا به دور:دی ‎- zYa-Bushehr
@sousan: شماهم؟من فک کردم فقط خودمم ...البته چندین بار حتی حمام رفتم باهاش ‎- elahep8387
@arash: مسافرت دیگه جواب نمیده ‎- elahep8387
@zya: ممنون ولی این بلا دیگه اومده سراغم ‎- elahep8387
@elahep8387 کلاس های ورزشی حتی ‎- میر آق دایی آرش جونی ®© ™
@arash: وقتی ندارم از صبح تا ظهر برای دخترمم بعداز ظهرتاشبم سرکارم ‎- elahep8387
قابل درست شدن هست و باید تمریناتی انجام بدین هرچه سریعتر ‎- آمیرزو