روز تاسوعا درد داشتم سردم بود چسبیده بودم...ظهرش که ازدرد کارم به زایشگاه کشید ...ولی حرفاش زخم زبونش برام سخت بود بعدم ابگوشت ندری اوردن ازدرد ضعف میخاستم هیچی بهم نگن بگن بیا همش براتو بخور...اولش که نگفت میخای توبارداری براتو بخور اخرش ازبس بهش گفتن بارداره وفلان گفت میخای بخور ...

2015-2016 Mokum.place