بعداز عقدومراسم هیچ وقت حرفای شب اول ویادم نمیره همه خاطره خوبی دارن اما من ...بله خیلی ساده خر بود ادعای ندارم خوشگلم ولی توقع شب اول این حرفارو نداشتم گفت صورت گرد میخاسم مثه فلانی یا فلانی ومیخاسم دختردایی مامانمو میگفت..گفت بمامانم گفت خیلی لاغره گفت مامانشم همینطور بوده بعد خوب شد...بینیتم بزرگه...یادم نمیره از همونجا نفرت پیدا کردم سکوت کردم وقتی هم حرف زدم بابام گفت حالا تاماه دیگه جشن نخاسی بهم میزنیم ولی از سادگیشه کم سن وسال چیزی نگفتم ..بعدازجشن میبرد بعدش اخلاق گندش خسیس بودنش.