بعدازاونم گفتم بابا خسیسه منو برای اولین بار شام برده بیرون مثلا ساندویچ ماکارانی داده ماشین نداشت که بابام کارش بود ماشینشو بهش بده بابام گفت الهه تو خیلی تو ناز ونعمت بودی یه جوونه واول راه توقع نکن ..صدتا دلیل میاورد که خوب بود مثل فلانی وفلانی بود عوضی وفلان صدتا دروغم به زنش میگه