موقع عروسی شد اولین دختر و نوه اول ازهرطرف از جهیزه کم نزاشتن...حتی میگفت بهش چیزای که باپسر بود ونگیر من میگیرم میگفتم بابا نکن میگفت عیب نداره جوونه ونداره ..نامزدی بابام گرفت فقط اونجا کیک گرفتن تا خنچه عقدم خودمون گرفتیم ازلباس ارایشگاه همه چی ..جشن شد حتی میگفتم فیلمبردار میگفت نه عوضی وچمیدونم ارکستر میخام میگفت بابام میگه نه بابای منم گفت پدرش پیره خب معلومه قدیمی هستن میگن نه خودم برات میگم فیلمبردارم میگم خودم بازهم خفم کرد وباج داد.بهترین بودم به زمان خودم ولی با پول بابا وخرج بابا...همه میگفتن چه مراسمی ۵باز مراسم عروس شدی چی کم داری ولی دل صاحب مرده ی من خبرنداشتن منم نمیخاسم تو فامیل خودم خرابش کنم میگفتم خودم خراب میشم