Avatar for eynollah
ای کاش فرصتی بود حتی برای یک بار با تو نفس کشیدن میشد دوباره تکرار ای کاش می شد امروز در چشم تو غزل خواند بار دیگر تو را دید نام تو را عشق خواند ای کاش زندگی رو از هم نمیگرفتیم از زنده مردن خویش ماتم نمیگرفتیم هرگز نگو که این درد تقدیر ناگزیر است دیروزمان که مرده فردایمان چه دیر است ای کاش فرصتی بود حتی برای یک بار با تو نفس کشیدن میشد دوباره تکرار ای کاش می شد امروز در چشم تو غزل خواند بار دیگر تو را دید نام تو را عشق خواند با تو شدم من آباد دستان تو مرا ساخت مشکل ز دستم آورد اما به هیچ مرا باخت بس کن نزن تبر را بر شاخه ام که خسته ام این زخم اولین بود یا زخم آخرین است ای کاش زندگی رو از هم نمیگرفتیم از زنده مردن خویش ماتم نمیگرفتیم ای کاش فرصتی بود حتی برای یک بار با تو نفس کشیدن میشد دوباره تکرار ای کاش فرصتی بود حتی برای یک بار با تو نفس کشیدن میشد دوباره تکرار
1 2 3 4 5 6 7 8 9 10

2015-2018 Mokum.place