ستار ای کاش
ای کاش فرصتی بود حتی برای یک بار با تو نفس کشیدن میشد دوباره تکرار ای کاش می شد امروز در چشم تو غزل خواند بار دیگر تو را دید نام تو را عشق خواند ای کاش زندگی رو از هم نمیگرفتیم از زنده مردن خویش ماتم نمیگرفتیم هرگز نگو که این درد تقدیر ناگزیر است دیروزمان که مرده فردایمان چه دیر است ای کاش فرصتی بود حتی برای یک بار با تو نفس کشیدن میشد دوباره تکرار ای کاش می شد امروز در چشم تو غزل خواند بار دیگر تو را دید نام تو را عشق خواند با تو شدم من آباد دستان تو مرا ساخت مشکل ز دستم آورد اما به هیچ مرا باخت بس کن نزن تبر را بر شاخه ام که خسته ام این زخم اولین بود یا زخم آخرین است ای کاش زندگی رو از هم نمیگرفتیم از زنده مردن خویش ماتم نمیگرفتیم ای کاش فرصتی بود حتی برای یک بار با تو نفس کشیدن میشد دوباره تکرار ای کاش فرصتی بود حتی برای یک بار با تو نفس کشیدن میشد دوباره تکرار خاک خسته ای زمین خشک و تشنه ای که در تو ریشه دارم ای همه دارو ندارم از غم تو سوگوارم خاک تنهاو صبورم با تو اما ماندگارم لحظه های انتظارو چون نفسهام میشمارم یه روزی اینجا باغی بود شب که بود چراغی بود اما همین که شب شکست جاش یه شب تازه نشست جاش یه شب تازه نشست عطش که بود خبری که بود هیچکی نبود ابری که بود باد غریبی که وزید سینه ابرا رو درید وقتی اومد ابر نموند یاس که اومد صبری نموند خاک تنهاو صبورم با تو اما ماندگارم لحظه های انتظارو چون نفسهام میشمارم حالا اینجا من و من با تو ای خاک خاک خسته با تو هستم که وجودم ذره ذره به بسته من با تو هستم تا ابد سر میکنم با خوب و بد ثروت من این زمینه هر چی که دارم همینه هر چی که دارم همینه مام تنها و صبورم با تو اما ماندگارم لحظه های انتظارو چون نفسهام میشمارم اگه موندن خیلی سخته هر چه باشه یه شروعه یه قدم رو به شکفتن یه پنجره رو به طلوعه پائیز با همو دیدم از غم نه سرما تکیدم من عاشق این زمینم موندم بهارو ببینم موندم بهارو ببینم من زندگی رو اینجا شناختم همیشه سوختم همیشه ساختم هر چه را که داشتم اینجا گذاشت ‎- ♕Dr. Eynollah ♕