Avatar for farahnaaz
امشب تو یه جمعی بودم که هی بهم میگفتن چطور قبول کردی از عزیزانت دور باشی با اینکه تو این شهر زندگی نکردی اصلا... منم که دو روزه دل تنگ هستم همش بغض میکردم و سکوت همراهش بود .. :||
Comment
عزیزم:-* ‎· mousaviam2
Comment
:-* ‎· mousaviam2
Comment
:* بک ‎· farahnaaz
Comment
من سالها این شهر اون شهر بودم حالت رو میفهمم..تازه چند ماهه برگشتم ولایت ‎· Milad
Comment
الهی :) ‎· roghi1022
Comment
میلاد مرسی از همدردی ‎· farahnaaz
Comment
خانم مهندس :| ‎· farahnaaz
Comment
منم شاید اینجوری بشم :/ خیلی سخته؟ ‎· roghi1022
Comment
میلاد خرم آباد بودی؟ ‎· mousaviam2
Comment
خانم مهندس بد نیست و لی خوبم نیست.. ‎· farahnaaz
1 2 3 4 5 6 7 8 9 10

2015-2018 Mokum.place