زندگی کارمندی سخت‌ترین زندگی‌هاست.
یک روال تکراری و روتین تاااا ۳۰ سال ‎· Milad
خسته کننده‌ست میلاد. ‎· hachure
سرکار ما که همش هیجان داریم:)) ولی ادارات اکثرا کارشون روتینه و خسته کننده ‎· Aliusha
+ ‎· amink
متنفرم ‎· Mamad
می‌گم: دائما یکسان نباشد حال دوران غم مخور بابا. می‌گه: تا کی دقیقا.
اومدم دفتر کار کنم، کسی نیست، کار کردنم نمیاد.
جمعه روز خانواده است نه کار ‎· Milad
هر روز ما در خدمت خانواده‌ایم. ‎· hachure
خب من برم مشهد که برم کرمان.
اصفهان ‎· جولیا پندلتون
پيرى در ساعت هفتِ صبح.
موسیقی، به پیشنهاد رفیع. ‎· hachure
ول کنم کار و زندگی رو برم سفر. یکسال، دو سال.
نمی‌دونم از کجا بخورم فقط. ‎· hachure
اینجا احساس پیری می‌کنم. نه حوصله فید نه بحث نه هیچ. گاهی لایکی.
آهنگ بذار خب ‎· رفیع
هاردم نیست. باشه، حوصله‌ی اونم نیست. ‎· hachure
داوطلبانه قول شیرینی دادم به همکارا. در این حد.
نمی چسبه بهشون که، شیرینی رو باید به زور از طرف گرفت تا حال بده :دی ‎· آیــــه!
ندادم که، قول دادم :دی ‎· hachure
معلومه می‌خوام برم کرمان؟
خیلی :دی ‎· sousan
:دی ‎· hachure
عه توییتر قطعه؟ چطور توییت کردم پس؟
نسیم وصل به افسردگان چه خواهد کرد؟ همون.
پول این بتن که ریختن راکتور اراک رو کی میده؟ ما میخوایم یک جایی رو بکفیل کنیم کارفرما پول نداره.
تصادف شده بود. راننده وسط جاده افتاده بود، بقیه تو سر و کله شون میزدن.
لعنتی صحنه ش از ذهنم نمیره. ‎· hachure
یه بار تو نوجونی چنین صحنه ای دیدم، تا مدتهاااااااا ذهنم درگیر بود ‎· رهــــــــرو™
‏صبح است ساقیا، بشین صبحانه پساتحریم بخوریم.
سیبیل در مواقع سرماخوردگی به کار میاد.
:)))))) ‎· soshyans
بشر چرا باید غذا بخوره، وقتی میدونه بعدش باید ظرف بشوره؟
بشر چرا باید غذا بخوره، وقتی میدونه قبلش باید بره خرید؟ ‎· رفیع
. داشتم به اینم فکر میکردم، و چراهای بی جواب دیگر ‎· hachure
مهمترینش اینکه مام رفتیم خونه .خودمون #sinceFFdied
مزه ها رو نمی فهمم. چشمام هم سبز شده.
«آهای فلانی! از خانه دلت چه خبر؟ گرم است؟ چراغش نوری دارد هنوز...؟»
حال غریبی دارم.
ولی سال تحویل دور همیم باز.
خوش بگذره ‎· عکسینه
سرماخوردم، صبحانه نخوردم، سرکار نرفتم. چه خوبه فرفر.
امروز؟ جمعه؟ حسنی شدی؟ :)) ‎· آیــــه!
تعطیلات نداریم ما قدرتی خدا، مگر مریض شیم ‎· hachure
به من چه ربطی داره آیه؟ :D ‎· حســـــــنے
:))) ‎· آیــــه!
حقش این بود که من الان کرمان باشم، حالا کمک نه، دلگرمی که بودم.
وروره گیس کو؟
شوخی شوخی سال داره تموم میشه.