یه بار بچه بودم تنهایی کنار خیابون تو ماشین بابام نشسته بودم، نمی‌دونم چه مرضی گرفتم تصمیم گرفتم بی‌جهت به یه پسر بچه غریبه که داشت رد می‌شد فحش بدم. اون احمق هم عصبی شد اومد سمت ماشین. منم آسوده خاطر در ماشین رو قفل کردم و منتظر شدم تا بابام بیاد و دوباره فحش دادم
دیروز این صحنه یادم اومد. حالا این فحش دادن مجازی ملت رو می‌بینم یاد اون می‌افتم. واقعا هم کیف داره ‎- Hamed
:))))) ‎- meysam