یکی از نزدیکان سواد چندانی نداشت اما هر قدری که از دین فهمیده بود رو عمل می کرد ، روایت شنیده بود که مصیبت و گرفتاری یا مریضی بیاد سراغ آدم ، کفاره گناهانش میشه و مثل برگ خزان گناهان می ریزند...هرموقع دچار گرفتاری میشد خدا رو شکر می کرد...نه تنها قضیه رو برای خودش حل کرده بود بلکه جواب هم براش پیدا کرده بود و ازش خوشحال بود...حالا ما اگر سر صبح یه خراش بهمون بیافته از زمین و زمون شاکی می شیم....اینها هستن که با آرامش در دنیا و آخرت زندگی می کنند...هرچند پرستیژ ندارند کلاس ندارند عالم نیستن ولی از خدا راضی اند و خدا هم ازشون راضیه