در روایات می فرمان موقع احتضار و مرگ بعضی آدمها واجبات و مستحباتی که انجام دادن رو فراموش می کنند و همچنین از بیان اینکه خدا و پیامبر و ائمه شون چه کسانی هستن قاصرند!... چون اون واجبات و مستحبات بر حسب عادت یا ریا و صورت و اون اعتقاد به خدا لقلقه زبان شون بوده...در حالی که موقع مرگ و بعد از اون نه زبانی مونده تا حرف بزنه و نه اعضا و جوارحی باقی مونده و اونچه که همراه آدمه روح اعمالشه ..اعمالی که خالصانه انجام داده و روح داره و روح اعمالش همراهی اش می کنه و خدایی که لقلقه ی لسانش نبوده بلکه باهاش عجین بوده پس این آدمه که در اون زمان سرنوشت ساز می تونه توشه خودشو رد کنه
آنها که خوانده‌ام همه از ياد من برفت ٭٭٭ الا حديث دوست که تکرار می‌کنم ‎- مصطفی