User avatar
amineh

از آنچه بر سرش آمده بود به هیچ کس چیزی نمی گفت.

User avatar

گاش می شد دور زد

User avatar

داره یادم میاد چه بخام

User avatar

دیگه نمیدونم چه میخام.

User avatar

منتظر موندم

User avatar

دوباره گفتمش بریم... منتظرم بگه باشه!

Comment

گفت نباشه

 ‎· amineh
User avatar

گفت میریم فردا

Comment

بالاخره رفتیم // اما حیف ک برگشتیم

 ‎· amineh
User avatar

نظری نداشت... تلاش مذبوحانه ای داشتم در خوب شدن حالش

User avatar

فردا میرم

Comment

نرفتم. چهارشنبه میرم

 ‎· amineh
Comment

ان شاء الله

 ‎· اویس
Comment

معلوم نیست برم

 ‎· amineh
Comment

نرفتم. یعنی نیومد که بریم

 ‎· amineh
Comment

نمیرم دیگه

 ‎· amineh
User avatar

الانه که نگهبان بیاد بگه بلند شو برو خونتون!

User avatar

امروز میاد

User avatar

فک کنم یکی مسیجهای توییترم رو میخونه.. هر وقت میرم خونده شدن

Comment

هنوز هم

 ‎· amineh
User avatar

نظر کن به ما...

User avatar

تنهایی اونقدرهام ترسناک نیست

User avatar

دلم چو مرغ گرفتار بال و پر میزد...

User avatar

همه ضعف بودم امروز.... ضعفی به شکل یک قطره بزرگ اشک

User avatar

تجربه خوبی بود صلاه ظهر امروز...

User avatar

به نظرم گم شده... جالا بجز من خودشم باید خودشو پیدا کنه

User avatar

روزگارِ بهاری ... درست مثلِ هوای بهاری...

User avatar

چگونه ام؟

User avatar

انگار که یک چیز رسوب کرده یهو از ته قلبت بزنه بیرون و رسوای ِ عالمت کنه. چیزی شبیه این....

User avatar

میگه چته؟ میگم هیچی مث همیشه ام دیگه... میگه کاش به همیشه ات برگردی...

User avatar

حالت های عادی زندگیمم بهم ریخته.... انگار قرار نیست نرمال بشم... احتمالا مال این قرص هاییه که میخورم...

User avatar

تو دفترم نشستم تنها....گریه کردم بعد مدتها

Comment

چرا؟!

 ‎· اویس
User avatar

خوابش رو دیدم بعد مدتها.. تو خواب مهربون شده بود .. آشتی کرده بود... لب رودخونه اب برمیداشتیم .. بیدار شدم دیدم رویاست

User avatar

کاری ب کارش ندارم دیگه

1 2 3 4 5 6 7 8 9 10