یاد قصه ی آن زن می افتم که از شوهرش دلگیر بود، پیش مشاور می رود و می گوید دیشب موقع شام از شوهرم پرسیدم:« اگر من و مادرت همزمان در حال غرق شدن باشیم، کداممان را نجات می دهی؟» شوهرم بدون اینکه فکر کند، جواب داد:« مادرم را، زنی که من را به دنیا آورده و بزرگ کرده...» زن، مستاصل از مشاور می پرسد:« حالا باید چکار کنم؟!...» مشاور در کمال خونسردی، چای اش را مزمزه می کند و می گوید:« شنا!...باید شنا یاد بگیری.»