ما یه همسایه داشتیم دوتا پسر گولاخ داشت اسمشون بود عماد و علی. سر خیابون با مامور اداره آب بحثش شده بود پسراش کنارش بودن میگفت این دوتا گرگیای منن ولشون کنم تو رو میکشن. احترام به شخصیت و موجودیت فرزند رو من همونجا یه یادداشت برداشتم بعدها لحاظ کنم در زندگی
لابد عماد و علی هم حال میکردن :))))) ‎- میر آق دایی آرش جونی ®© ™