والا من کلا آدم اهمیت دهنده‌ای نیستم. یعنی به چیزی اهمیت نمیدم زیاد.هرچی بره رو اعصابم رو به سادگی حذف میکنم. اگه اون چیز رو اعصاب بچسبه بهم خیلی روشهای نامعقول و غیرانسانی هم برای حذفش بکار میبرم. کلا راحتی خودم در اولویته. همین باعث شده آدمای کمی باهام مرتبط باشن، و من آدمای کمی برام مهم باشن. خیلی خیلی کم. و مشکل زندگیم اونجاست اون آدمای کم که برام مهمن، دیگه بیش از اندازه مهم میشن. هر اتفاقی تو زندگی اونا تاثیر مستقیم تو زندگی من داره. و چون میدونم اینها جایگزینی ندارن، خیلی اذیت میشم. نه میتونم حذفشون کنم، نه میتونم تاثیراتشون رو تو زندگیم تحمل کنم و فقع ما وقع. پس شد آنچه شد