Dance of Fire
اینا هنوز جزغاله نشدن ؟ ‎- Vivavida
@vivavida: اینها یک جفت دیگه هستند. انها سوختند تموم شدند همچو شمع :دی یک دست جام باده و یک دست زلف یار. رقصی چنین میانه ی جنگلم آرزوست :)) ‎- Mahdi
آهان دارن به رسم یادبود اون دو تا خودسوزی میکنن پس :دی ‎- Vivavida
@vivavida یادآر ز شمعِ مرده یادآر ای مرغِ سحر! چو این شبِ تار بگذاشت ز سر، سیاه‌کاری، وز نفحه‌ی روح‌بخشِ اسحار رفت از سرِ خفتگان، خماری، بگشود گره ز زلفِ زرتار محبوبه‌ی نیلگونْ عماری، یزدان به‌ کمال شد پدیدار و اهریمنِ زشت‌خو حصاری، یادآر ز شمعِ مرده! یادآر! ای مونسِ یوسف اندر این بند! تعبیرْ عیان چو شد تو را خواب، دلْ پُر ز شعف، لب از شکرخند محسودِ عدو، به‌ کامِ اصحاب، رفتی برِ یار و خویش و پیوند آزادتر از نسیم و مه‌تاب، زان کو همه‌ شام با تو یک‌چند در آرزوی وصالِ احباب اختر به‌ سحر‌ شمُرده، یادآر! چون باغ شود دوباره خرّم ای بلبلِ مستمندِ مسکین! وز سنبل و سوری و سپرغم آفاق، نگارخانه‌ی چین، گلْ سرخ و به‌ رخ عرق ز شبنم، تو داده ز کف زمامِ تمکین، زان نوگلِ پیش‌رس که در غم نا‌داده به‌ نارِ شوقْ تسکین، از‌ سردیِ‌ دی‌ فسرده، یادآر! ای هم‌رهِ تیهِ پورِ عمران! بگذشت چو این سنینِ معدود، وآن شاهدِ نغزِ بزمِ عرفان بنمود چو وعدِ خویشْ مشهود، وز مذبحِ زر چو شد به کیوان، هر صبحْ شمیمِ عنبر و عود، زان کو به گناه قومِ نادان، در حسرتِ روی ارضِ موعود بر‌ بادیه‌ جان‌ سپرده، یادآر! چون گشت ز نو زمانه، آباد ای کودکِ دوره‌ی طلایی! وز طاعتِ بندگان خود شاد بگرفت ز سرْ خدا خدایی، نه رسمِ ارم، نه اسمِ شدّاد گِل بست زبانِ ژاژ‌خایی، زان کس که ز نوکِ تیغِ جلاد مأخوذ به جرمِ حق‌ستایی تسنیمِ وصالْ خورده، یادآر! ‎- Mahdi
#dance ‎- Mahdi
اونجایی که شاعر میگه دنس می تو د اند آو لاو، همینه ها، بعدش جفتشون ذغال میشن میره پی کارش :))) ‎- SaeedTheGiraffe ?
@saeedgreen البته انها از آتش عشق و اینا میسوزند :دی ‎- Mahdi
بنظرم بگو دوتا سیب زمینی هم بندازن تو آتیش یه استفاده ای ازش بشه لااقل.عشق بدون نون محکوم به شکسته ‎- نآمیرآツ
@mohamad ما همیشه سیب زمینی شیرین تو آتیش میندازم در حالی که کتری هم در حال جوش هست و قوری بغل آتیشه :دی ‎- Mahdi
#Fire ‎- Mahdi

2015-2016 Mokum.place