تکه پاره های ذهن من/اگه اذیت میشین هاید کنید:دی
راستی لایک به خود شخص رو نداره:-) ‎- جولیا پندلتون
brabt،NIA ‎- جولیا پندلتون
خب سابم کنید:-)) ‎- جولیا پندلتون
جمله یاران تو سنگند و توی مرجان چرا آسمان با جملگان جسمست و با تو جان چرا چون تو آیی جزو جزوم جمله دستک می‌زنند چون تو رفتی جمله افتادند در افغان چرا با خیالت جزو جزوم می‌شود خندان لبی می‌شود با دشمن تو مو به مو دندان چرا بی خط و بی‌خال تو این عقل امی می‌بود چون ببیند آن خطت را می‌شود خط خوان چرا تن همی‌گوید به جان پرهیز کن از عشق او جانش می‌گوید حذر از چشمه حیوان چرا روی تو پیغامبر خوبی و حسن ایزدست جان به تو ایمان نیارد با چنین برهان چرا کو یکی برهان که آن از روی تو روشنترست کف نبرد کفرها زین یوسف کنعان چرا هر کجا تخمی بکاری آن بروید عاقبت برنروید هیچ از شه دانه احسان چرا هر کجا ویران بود آن جا امید گنج هست گنج حق را می‌نجویی در دل ویران چرا بی ترازو هیچ بازاری ندیدم در جهان جمله موزونند عالم نبودش میزان چرا گیرم این خربندگان خود بار سرگین می‌کشند این سواران باز می‌مانند از میدان چرا هر ترانه اولی دارد دلا و آخری بس کن آخر این ترانه نیستش پایان چرا .مولانا برای من گفته ‎- جولیا پندلتون
ی شب از رویای تو رنگین شده سینه از عطر تواَم سنگین شده ای به روی چشم من گسترده خویش شادیَم بخشیده از اندوه بیش همچو بارانی که شوید جسم خاک هستیَم زآلودگی ها کرده پاک ای تپش های تن سوزان من آتشی در سایهٔ مژگان من ای ز گندمزارها سرشارتر ای ز زرین شاخه ها پر بارتر ای در ِ بگشوده بر خورشیدها در هجوم ِ ظلمتِ تردید ها با تواَم دیگر ز دردی بیم نیست هست اگر ، جز درد خوشبختیم نیست این دل تنگ من و این بار نور ؟ هایهوی زندگی در قعر گور ؟ ای دو چشمانت چمنزاران من داغ چشمت خورده بر چشمان من پیش از اینت گر که در خود داشتم هر کسی را تو نمی انگاشتم درد تاریکیست درد خواستن رفتن و بیهوده خود را کاستن سرنهادن بر سیه دل سینه ها سینه آلودن به چرک کینه ها در نوازش ، نیش ماران یافتن زهر در لبخند یاران یافتن زر نهادن در کف طرّارها گمشدن در پهنهٔ بازارها آه ، ای با جان من آمیخته ای مرا از گور من انگیخته چون ستاره ، با دو بال زرنشان آمده از دوردست آسمان از تو تنهاییم خاموشی گرفت پیکرم بوی همآغوشی گرفت جوی خشک سینه ام را آب ، تو بستر رگهام را سیلاب ، تو در جهانی این چنین سرد و سیاه با قدمهایت قدمهایم به راه ای به زیر پوستم پنهان شده همچو خون در پوستم جوشان شده گیسویم را از نوازش سوخته گونه هام از هرم خواهش سوخته آه ، ای بیگانه با پیراهنم آشنای سبزه زاران تنم آه ، ای روشن طلوع بی غروب آفتاب سرزمین های جنوب آه ، آه ای از سحر شاداب تر از بهاران تازه تر سیراب تر عشق دیگر نیست این ، این خیرگیست چلچراغی در سکوت و تیرگیست عشق چون در سینه ام بیدار شد از طلب پا تا سرم ایثار شد این دگر من نیستم ، من نیستم حیف از آن عمری که با من زیستم ای لبانم بوسه گاه بوسه ات خیره چشمانم به راه بوسه ات ای تشنج های لذت در تنم ای خطوط پیکرت پیراهنم آه ، می خواهم که بشکافم ز هم شادیَم یکدم بیالاید به غم آه ، می خواهم که برخیزم ز جای همچو ابری اشک ریزم هایهای این دل تنگ من و این دود عود ؟ در شبستان ، زخمه های چنگ و رود ؟ این فضای خالی و پروازها ؟ این شب خاموش و این آوازها ؟ ‎- جولیا پندلتون
آن لعل سخن که جان دهد مرجان را بی‌رنگ چه رنگ بخشد او مرجان را مایه بخشد مشعلهٔ ایمان را بسیار بگفتیم و نگفتیم آن را ‎- جولیا پندلتون
اندک اندک ‎- جولیا پندلتون
اولین بلاک انجام شد ‎- جولیا پندلتون
راستی شکلک ها رو نشون نمیده:-( ‎- جولیا پندلتون
تا الان دو نفر رو بلاک کردم:-) ‎- جولیا پندلتون
بازم کسی تحویلم نمیگیره!!! ‎- جولیا پندلتون
دونفر آنساب کردن:-)) ‎- جولیا پندلتون
چقدر با فایر فاکس اینجا کند ه!!! ‎- جولیا پندلتون
استایلی که برای فایرفاکس نوشتن رو اد کردم ولی برای موبایل ... هوم و دایرکت و اینا رو باید برم تهصفحه ‎- جولیا پندلتون
تا الان ‌پنج نفر رو بلاک کردم ... ‎- جولیا پندلتون
اوتارم عوض شد؟ ‎- جولیا پندلتون
هشتاد تا اشتراک و شست و پنج تا مشترک ‎- جولیا پندلتون
اشتراک ۸۰تا مشترکیت۶۵تا ‎- جولیا پندلتون
فایر فاکس و پاک کردم ...خیلی کنده!!! ‎- جولیا پندلتون
ادم باید قاطعانه رفتار کنه:-) ‎- جولیا پندلتون
فدای تو بشم عشقم با حرفهات :*** ‎- نازنین
عزیز دلم:-* خوش امدی ‎- جولیا پندلتون
برم قرصم رو بخورم ‎- جولیا پندلتون
چه ارزونه پول گاز و برق و آب!!! اینجا ‎- جولیا پندلتون
منو اد نکردن ...چراااا؟؟ ‎- جولیا پندلتون
اگه ادم کنن دیگه نمیرم‌...من که حرف نمیزدم ‎- جولیا پندلتون
اکثر مواقع اشتراکاتم بیشتر از مشترکاتم ه ‎- جولیا پندلتون
برم ناهار بخورم ‎- جولیا پندلتون
نه کودکی نه نوجوانی نه جوانی و...رو حسم نکردم ‎- جولیا پندلتون
درخت بهار گفت:به نجوا که برگ،سبز و شکوفاست خزان به خشم در آمد که خشک و زرد و غم افزاست به خنده گفت:زمستان ؛که برگ چیست؟سبز و زرد کجاست؟ در این جدال، کسی،پاسخ از درخت نخواست ‎- جولیا پندلتون
انسان اسطوره ساز، کسی است که به عصر تاریخ یا بهتر بگوئیم به عصر علم نرسیده است . «گرچه دانش نه از فلسفه که فلسفه و دانش هر دو از اساطیر زاده شده اند .»او در باورهای خود عناصری را می گنجاند که وجود خارجی ندارند یا به طبیعت ، آسمان و... قدرت هائی را می دهد که ندارند . او حتی به انسان قدرتی را میبخشد که ندارد و آن انسان هیچگاه خود او نیست . او خود را میشناسد و می داند که آن توانائی ها را باید در فرا خود جستجو کرد . چنین انسانی ممکن است متعلق به یک قبیله پیش از تاریخ در آسیا ، اروپا یا آفریقا باشد و ممکن است در غیر جای تاریخی خود هم اکنون استاد دانشگاهی در کنگو، استرالیا ،ایران یا هر جای دیگر باشد.اگر اسطوره ساز است و اگر اسطوره را باور دارد، دانش را باور ندارد. - ‎- جولیا پندلتون
دوباره اعتیادم به اینجا زیاد شد ،عجالتاً برم ‎- جولیا پندلتون
یادش بخیر ‎- جولیا پندلتون
لری خیلی آسونه:-) ‎- جولیا پندلتون
خانوم مهندس پاک کرد!!!! ‎- جولیا پندلتون
بی خوابی چیست؟ این پرسشی است که در انتظار پاسخ نیست.من پاسخ را به درستی نمیدانم،شمردن و هراسیدن از ضربه های تند و خطیر ساعتی دیواریست.کمی پس از نیمه شب،تلاشی است با افسونی بی حاصل برای نفس کشیدنی آرام.بار سنگین تنی است که ناگهان به پهلو می غلتد ‎- جولیا پندلتون
بقاء زاگرس نشینان در گرو جنگلهای زاگرس جنگل های زاگرس با وسعت 6 میلیون هکتار از منتها الیه شمالغربی ایران تا جنوب غرب با گستردگی در 11 استان کشور تا حدود 40 درصد از جنگلهای کشور را به خود اختصاص می دهد گونه غالب جنگلهای زاگرس درخت بلوط می باشد و استان لرستان پس از استان فارس بیشترین مساحت جنگلهای زاگرس را به خود اختصاص داده است. جنگلهای زاگرس سیستم های حیات بخشی هستند که بقاء زاگرس نشینان وابسته به بقای آنها است و در صورت حذف این حلقه از زنجیر ، حیات منطقه به خطر خواهد افتاد . از مهمترین کارکردهای جنگل به صورت اختصار می توان به افزایش تنوع ژنتیکی و گونه ای ، جذب آب و افزایش منابع آب زیر زمینی ، جلوگیری از فرسایش خاک ، زیستگاهی برای حیات وحش، محلی برای تفرج انسانها ، تولید و غنی نمودن خاک، تعدیل آب و هوا ، ارزشهای بیشمار اقتصادی ، تولید دارو و صمغ ، جذب مواد آلاینده هوا و گرد و غبار ، جلوگیری از سیل و بیابانی شدن، کنترل بیولوژیک آفات، تولید اکسیژن و... اشاره نمود و اهمیت جنگلها به حدی است که بقای آن تضمینی برای بقای سایر زیستمندان از جمله انسان است. در چند دهه اخیر شاهد نابودی جنگلهای زاگرس و کاهش چشمگیر وسعت آنها هستیم .بیماری زوال بلوط که حدودا 50 درصد از جنگلهای استان را نابود کرده و ورود ریزگردها و اثرات نامطلوب آنها بر جنگلها تغییر کاربری اراضی جنگلی، تصرفات غیر قانونی، تهیه سوخت و زغالگیری ، چرای بیشتر از ظرفیت برد جنگلها و آتش سوزی از عواملی هستند که جنگلهای زاگرس را به ورطه نابودی می کشاند. جلوگیری از این روند تخریب روبه تزاید نیاز به عزم و اراده ملی در مردم و مخصوصا مسئولین می باشد. انجام کارهای مطالعاتی و اعمال نتایج آن در برنامه های مدیریت کلان جنگلها ، آموزش و توانمند سازی جوامع محلی ، اسکان عشایر ، تغییر معیشت جنگل نشینان ، تقویت و توسعه اکوتوریسم مدیریت شده، تغییر نوع کاربری از مصرفی به غیر مصرفی، مشارکت جوامع محلی و جنگل نشینان در مدیریت و زیزعواید حاصله از اکوتوریست و در نهایت تقویت سازمانهای جنگل ها و مراتع و محیط زیست به لحاظ امکانات و نیرو برای رفع تصرفات و برخورد قاطع با متخلفین می تواند جان تازه ای به این جنگلهای در حال نابودی دهد. ‎- جولیا پندلتون
دنیا را برایتان شاد شاد و شادی را برایتان دنیا دنیا آرزومندم ‎- جولیا پندلتون
دلم دوست میخواهد دوستی که اهل پیله کردن نباشد. از آنها که دوست دارند که مدام به پرو پای آدم بپیچند، و پیشنهادهای جور واجور بدهند. آنها که دوست دارند توی همه کارهای ادم سرک بکشند و درباره همه چیز نظر بدهند. دلم دوست میخواهد نه دوستی که همقد وهمسن خودم باشد نه انقدر ساده وبی شیله پیله، که نتواند حرف دوپهلو بزند نه آنقدر ساکت و آرم که همه حرفهایش را زیر لبی بگوید. نه انقدر دلتنگ و مغموم که فقط بشود با او قدم زد . دلم دوست میخواهد، نه دوستی زود قهر کند، چشم و ابرو بیاید یا پز بدهد و یا از خودش تعریف کند. نه دوستی که هرسال جشن تولد بگیرد و کیکهای صورتی سفارش بدهد یا اهنگ گوش کند و چشمهایش را ببندد و هی از تو دور و دورتر شود. نه دوستی که مدام با تو پای تلفن باشد، اما وقتی با او خداحافظی میکنی احساس کنی انگار سالهاست با هیچ کس حرف نزده ای! دلم دوست میخواهد نه دوستی که یکهو برود سفر دور شود بسیار دور و تو از او فقط یک مُشت خاطره داشته باشی که به درد گریه کردن بخورد . دلم دوست میخاهد که خودش باشد با همه آن چیزهای که توی قلبش دارد و همه فکرهای کوچک وشیطنت امیزی که توی کله اش دارد و همه ان حرفهای که رُک و پوشت کنده به آدم می زند. دوستی که فکرهای ریزش و هدفهای کوچکش را از تو پنهان نکند. دوستی که هیچ وقت حوصله اش را سر نبری. دوستی که تورا بخواهد، از آن مهم تر که تورا بشناسد و بداند تو چه خوابهای میبنی و بداند سه شنبه ها سنگینی و حالت هیچ خوب نیست و بداند اگر ورزش نکنی و کوه نروی کمکم هوای قلبت مسوم میشود وبداند چه وقتهای بغض میکنی اشکت سرازیر میشود، صدایت میلرزد، بداند دست خطت چه وقتهای بد میشود ‎- جولیا پندلتون
خودمو ضایع کردم زیر فید رباب ‎- جولیا پندلتون
چرا اینجا بد اخلاقم:-)) ‎- جولیا پندلتون
تمام اتفاقات۱۵سالگی جلوی چشمم امد.... ‎- جولیا پندلتون
آیا میدانستید ،رومها به اشتراکات اضافه نمیشن:-)؟ ‎- جولیا پندلتون
نه راحت باشی لایک اضلا ‎- میر آق دایی آرش جونی ®© ™
@arash چرا اینجوری حرف میزنی!؟ ‎- جولیا پندلتون
حالا ص رو نوشتم ض چیشده مگه عع ‎- میر آق دایی آرش جونی ®© ™
@mousaviam2 این یعنی دوست معمولی باشیم ؟ :)))) ‎- میر آق دایی آرش جونی ®© ™
باشه:-) ‎- جولیا پندلتون
ادم،جایی نمیره که نخوانش!!! ‎- جولیا پندلتون
بابا من همون مرجان موسوی چپولم ‎- جولیا پندلتون
بابا ،من همون مرجان موسوی چپولم!! ‎- جولیا پندلتون
یکی دیگه هم بلاک کردم:-) ‎- جولیا پندلتون
لایک نمیزنم! ‎- جولیا پندلتون
- وقتی ملی گرایی می رود، چه چیزی میاید؟این همانندی با بزرگ تر که برای آنهایی که خود بزرگ کردن را ضروری می دانند ، از ضرریات است ؛ ضمن این که تعارض و کشمکش میان افراد را هم به همراه دارد.بلکه ناکامی های درونی را هم در بر دارد؛ وقتی کسی ملی گرایی را- تمامی فرآیند ملی گرایی را بفهمد، ملی گرایی سقوط میکند. درک ملی گرایی از طریق هوشمندی است و به کمک مشاهده دقیق و بررسی و تعمق در روند کلی ملی گرایی یا وطن پرستی صورت میگیرد.هوشمندی نتیجه این بررسی است و با داشتن هوشمندی هیچ چیز جانشین ملی گرایی نمیشود . به محض آنکه مذهب را جانشین ملی گرایی کنید ، مهب هم وسیله دیگری برای خود بزرگ کردن، منبع دیگری برای اضطراب روحی و وسیله ای برای تغذیه خود از راه اعتقاد،خواهد شد . بنابر این، هر جانشینی، هر قدر هم که شریف باشد، نوعی جهالت است؛ مثل ادمی است که آدمس یا نوعی آجیل را جانشین سیگار کشیدن می کند؛ در حالی اگر شخص کل مساله سیگار کشیدن، اعتیاد نفسانیات ، خواسته های روحی و بقیه مسایل را بفهمد، انوقت سیگار کشیدن به کنار می رود. درک این نکته زمانی ممکن است که هوشمندی بهبود یابد ووظیفه خود را انجام دهد؛اما هرگاه صحبت از جانشین به میان اید، هوشمندی وجود ندارد . جانشین کردن؛ صرفاً نوعی رشوده دادن به خود است تا شما را وسوسه کند که اینکار نکنیند و آن کار بکنید . ملی گرایی- با سم کشنده اش و با مصیبت و منازعه دنیایش- تنها وقتی از میان می رود که هوشمندی وجود داشته باشد و هوشمندی فقط با گذراندن امتحان و خواندن کتاب به دست نمی آید. هوشمندی زمانی علام وجود می کند که ما مشکلات را به گونه ای که بر میخیزند بفهمیم. بلکه در سطوح مختلف وجود داشته باشد-نه فقط در قسمت خارجی؛ بلکه همچنین در قسمت داخلی و اشارات روانشناختی-- انوقت هوشمندی در این روند، پا به عرصه حیات میگذارد.بنابراین، هرگاه هوشمندی باشد، جانشینی معنا ندارد، و هرگاه هوشمندی باشد، ملی گرایی و وطن پرستی که شکلی از حماقت است، از بین میرود. ‎- جولیا پندلتون
بارو بارون ه هی ،دست به و دستم بیا ریم حونه ‎- جولیا پندلتون
ویرایش شد ‎- جولیا پندلتون
۱۱۱شدم ‎- جولیا پندلتون
زایش خوشحالم که دیگه اون آدم سابق نیستم. حداقلش اینه که عوض شدن دیدگاه هام در احساسات، تصمیم هام، فکرها و رفتارهام تنوع ایجاد کرده. به اندازه کافی اون شکلی زندگی کرده بودم. ‎- جولیا پندلتون
دوباره هوم پیچ خوابید ‎- جولیا پندلتون
شاید جهانی شدن زوایای مثبتی هم داشته باشه ‎- جولیا پندلتون
به بغل دستیت نگاه نکن، با خودت هستم ‎- جولیا پندلتون
در زندگی زخمهايی هست که مثل خوره روح را آهسته و در انزوا می خورد و می تراشد. ‎- جولیا پندلتون
شد من برم توی يک مجلس رسمی و حداقل يکی پيدا نشه که تنش نخاره! آی می شينين سخنرانی های در پیتی می کنن! از هر آسمون و ريسمونی به هم می بافن که مزخرفات توی ذهنشونو ثابت کنند! يارو دیپلم ردی شبونه داره و از صبح تا شب داره کلاه کلاه می کنه و سنگين تر از خبرهای وزنه برداری تيم تارعنکبوتهای علی آباد سفلی نخونده، تا توی مجلس چشمش می افته به چهارتا دختر جوون تحصيلکرده و شاغل و مستقل تصميم می گيره با يک ترفند همه شونو بکنه يک پول سياه! حالا زن و دخترش چه جوری تحملش می کنند خدا می دونه. گو اينکه مشکل ما زنها دقيقا همين زنهايی هستند که فرهنگ مردسالاری تا مغز استخوونشون نفوذ کرده و خودشون ناقل اين ژن بيماری زا از نسلی به نسل دیگه هستند. اگر نه که اين فرهنگ توی يک نسل تموم می شد می رفت پی کارش. چون مردها که بچه تربيت نمی کنند، اين زنهان که اين فرهنگ يا هرچيز ديگه ای رو به دختر و پسرهاشون منتقل می کنند. يک زمانی زنها به خاطر اجبار در حمل کودکان خود در حين جمع آوری و حمل ميوه ها ناچار شدند بياموزند که به جای حرکت روی چهار دست و پا فقط روی دو پا حرکت کنند و از دستهايشان برای حمل کودک و غذا استفاده کنند. در حالی که هنوز مردها روی چهار دست و پا راه می رفتند. اما همین نسل از زنان اين عادت را به کودکان خود چه دختر وچه پسر منتقل کرد. انسان امروزی آزادی دستهای ابزارسازش را از زن دارد. اما متاسفانه حالا زنها فرهنگ مردسالاری و نديده گرفتن خودشونو به نسل بعد منتقل می کنند. راستی عقب رفتيم يا جلو؟ ... حالا بگذريم. ‎- جولیا پندلتون
اگر به خانه‌ی من آمدی برایم مداد بیاور مداد سیاه می‌خواهم روی چهره‌ام خط بکشم تا به جرم زیبایی در قفس نیفتم یک ضربدر هم روی قلبم تا به هوس هم نیفتم! یک مداد پاک کن بده برای محو لب‌ها نمی‌خواهم کسی به هوای سرخیشان، سیاهم کند! یک بیلچه، تا تمام غرایز زنانه را از ریشه درآورم شخم بزنم وجودم را ... بدون این‌ها راحت‌تر به بهشت می‌روم گویا! یک تیغ بده، موهایم را از ته بتراشم، سرم هوایی بخورد و بی‌واسطه روسری کمی بیاندیشم! نخ و سوزن هم بده، برای زبانم می‌خواهم ... بدوزمش به سق ... اینگونه فریادم بی صداتر است! قیچی یادت نرود، می‌خواهم هر روز اندیشه‌ هایم را سانسور کنم! پودر رختشویی هم لازم دارم برای شستشوی مغزی! مغزم را که شستم، پهن کنم روی بند تا آرمان‌هایم را باد با خود ببرد به آنجایی که عرب نی انداخت. می‌دانی که؟ باید واقع‌بین بود ! صداخفه ‌کن هم اگر گیر آوردی بگیر! می‌خواهم وقتی به جرم عشق و انتخاب، برچسب فاحشه می‌زنندم بغضم را در گلو خفه کنم! یک کپی از هویتم را هم می‌خواهم برای وقتی که خواهران و برادران دینی به قصد ارشاد، فحش و تحقیر تقدیمم می‌کنند، به یاد بیاورم که کیستم! ترا به خدا ... اگر جایی دیدی حقی می‌فروختند برایم بخر ... تا در غذا بریزم ترجیح می‌دهم خودم قبل از دیگران حقم را بخورم ! سر آخر اگر پولی برایت ماند برایم یک پلاکارد بخر به شکل گردنبند، بیاویزم به گردنم .... و رویش با حروف درشت بنویسم: من یک انسانم من هنوز یک انسانم من هر روز یک انسانم! غاده السمان - شاعری از سوریه ‎- جولیا پندلتون
شبیه لونه زنبور شده:دی ‎- جولیا پندلتون
۳۰بشو ‎- جولیا پندلتون
- شما برای چی اینجایی؟ ‎- جولیا پندلتون
الاب های لرستان استان لرستان سرزمینی زیبا وشگفت انگیز با آب و هوایی دلپذیر است که در بین کوه های سلسله جبال زاگرس میانی محصورشده است.این استان از شمال به استان های مرکزی و همدان،و از شرق به استان اصفهان،از جنوب به استان خوزستان و از غرب با استان های کرمانشاه و ایلام همسایه است.اشترانکوه با 4150متر ارتفاع بلندترین نقطه استان لرستان است. آب و هوای لرستان کاملا متنوع بوده به گونه ای که از شمالبه جنوب و از شرق به غرب کاملا محسوس است، علت این تنوع آب و هوایی قرار گرفتن این استان در عرض جغرافیایی متوس،فشردگی کوهها و ارتفاع زیا این منطقه از سطح دریاست.به دلیل شرایط آب و هوایی مناسب ، استان لرستان دارای محیط زیستی نسبتا طبیعی است،هر چند در سال های اخیر این محیط دستخوش تغییراتی شده و بر اثر عوامل مختلف بسیاری از جلوه های طبیعی آن از دست رفته و اکوسیستم آن دچار تحول شده است . لرستان سرزمینی پهناور و زیباست که دشت ها و جلگه هایش محصور در بین کوه ها و دره هاست ،جنگل های انبوهش سرتاسر سرزمین را در برگرفته وبا پرورش وحوش مختلف جای جایش بوی زندگی می دهد. یکی از جاذبه های طبیعی و خدادادی لرستان تالاب های زیبای آن است که جلوه خاصی به این استان بخشیده است. تالاب های لرستان با حدود ۲۳۵۴ هکتار مکان و زیستگاه مناسبی برای زیست انواع پرندگان بومی و مهاجر و همین طور انواع آبزی است.بیشترین و مهم ترین تالاب های استان در شهرستان پلدختر واقع شده است،این شهر دارای آب و هوایی نسبتا گرم و خشک است.پلدختر از شمال به شهر خرم اباد (مرکز استان) و از جنوب به استان خوزستان محدود می شود،پلدختر را می توان شهر تالاب های لرستان نامید ،این شهر دارای تالاب های فصلی ودائمی هم چون گری بلمک،گری جمجمه ، تکانه ، لفانه ، کبود و زردابه است، که تالاب گری بلمک با 14 هکتار وسعت بزرگترین آنهاست.این تالاب ها به دلیل تغییرات جوی رو به خشک شدن هستند و سازمان محیط زیست نیز در راستای احیای آنها اقدامی نمی کند.این تالاب ها محل زیستگاه پرندگانی هم چون چنگر کشیم حواصیل خاکستری و اردک سر سبز است،همچنین دارای گیاهانی همچون سرخس آبزی شقایق و خار شتر است،شکار کردن در این تالاب ها به علت حضور پرندگان مهاجر و بومی ممنوع است.در جنوب شرقی شهرستان بروجرد نیز تالابی به نام بیشه دالان وجود دارد که زیستگاه پرندگان مهاجر و بومی است.در شهرستان دررود نیز تالاب هایی وجود دارد که در حال حاضر میزبان پرندگان مهاجری همچون فلامینگوست.که این نخستین بار است که فلامینگوها استان لرستان و شهر دررود را برای استراحت خود انتخاب می کند که علت آن خشک شدن تالاب های استان فارس و بالا رفتن غلظت نمک دریاچه ارومیه است.دریاچه گهر نیز که به حق نگین زاگرس نامیده می شود زیستگاه مناسبی برای پرندگان و انواع آبزیان است. دریاچه گهر در منطقه حفاظت شده اشترانکوه در ارتفاع 2350 ۲۳۵۰متری از سطح دریا واقع شده است.لازم به ذکر است که جنگل های اطراف این دریاچه در حال تخریب شدن هستند و سازمان محط زیست تنها نظاره گر این تخریب هاست.لرستان سرزمین زیبایی های پنهان است. در سال های اخیر به نام توسعه ضربه های بسیاری بر تن طبیعت و حیات وحش لرستان وارد آمده است. ‎- جولیا پندلتون
لک هستند بابا... ‎- جولیا پندلتون
مرگ!!! ‎- جولیا پندلتون
فکر میکردیم با هم یکدلیم ‎- جولیا پندلتون
عزیزم نازارم دس دچ پا حنایی ،یواش تو پا ته وردار،باوم تش د نیایی ‎- جولیا پندلتون
چراا و به چه علّت!؟ ‎- جولیا پندلتون
نیستی در خود چندان پیچیده نیست. وقتی پول نیست، خوراک و پوشاک نیست. هر انسانی می داند فقر به چه معناست. نداری، فقدان و نیستی پس چندان پیچیده نیستند. نیستی پس یک حالت نسبی است. مرگ هم چنین حالت نسبی است. مردن یک رویداد است که به مرگ می انجامد. حال برگردیم به آغاز سخن. به حالت فقدان هستی، که به آن مرگ می گویند. مرگ باخدایی در انسان هم به همین معناست. بی خدایی یعنی حالت فقدان آنچه که باخدایی نامیده میشود. وقتی انسان در خود پرستش، عقیده به خدا، و همین مخلفات همراه را از بین ببرد، در درون انسان مکانی که سابقا باخدایی اشغال نموده بود خالی می ماند. یعنی راه باز می شود. راه باز می شود برای چه؟ مگر پس از مرگ باخدایی باز چیزی از انسان باقی می ماند؟ آیا مرگ خدا مرگ انسان نیست؟ این پندار که مرگ خدا یعنی پوچی و نیستی انسان، پنداری است مطلقه و تمامیت خواه از باخدایی. چنین پنداری بر این است که ایمان یعنی تمام هستی انسان. ایمان یعنی شعور اجتماعی، فرهنگ و دانش و... بدیهی است با چنین درک مطلقه از باخدایی، انسان دچار چنین محذوراتی هم میشود که مرگ خدا، مرگ و پوچی انسان است. اما در واقعیت چنین نیست. در واقعیت مرگ باخدایی گشاینده راه به سوی نمایش هویت و هستی واقعی انسانی است: بسوی آشکارسازی انسان اجتماعی، انسان فرهنگی و انسان علمی، اخلاق و انسانیت و.. یعنی همه آن هستی که تاکنون در پس دیوار باخدایی پنهان بود و یا شانس هویدا شدن نمی یافت و یا اگر می یافت با یک رویه کاری عقیدتی و دینی همراه بود، حالا آزاد می شود. به این حالت می گویند: آزادی و رهایی : یعنی رفع خودبیگانگی انسان. آیا رفع خودبیگانگی انسان، و مرگ باخدایی یک تفکر و یا یک دستگاه فکری نوین است که جانشین باخدایی می گردد؟ خیر! مرگ باخدایی باز هستی یک مانع، و یک دیوار و یا رویه کاری نیست. مرگ باخدایی مانند رفع سرماخوردگی، و رفع خلط سینه، است که گشایش مجاری تنفسی است. مرگ باخدایی یعنی گشایش مجاری هستی انسانی در شئونات اجتماعی، فرهنگی و دانشی و.. از این رو بی خدایی مانند تفکر آتئیسم نیست. آتئیسم مجاری بسته از سوی باخدایی را نمی گشاید بل آن مجاری را بسود دستگاه فکری جدید که آتئیسم نامیده میشود، مسدود نگه می دارد. من بعد هستی اجتماعی، فرهنگی و علمی و... انسان در پس تفکر آتئیسم باقی می ماند و یا هویدا نمی شود و یا اگر میشود در شکل مطلقه اش از درون جعبه فکری آتئیسم شانس ابرازمیابد. - ‎- جولیا پندلتون
چه حالی میده ‎- جولیا پندلتون
خسته ام خسته ‎- جولیا پندلتون
حالا خودش برای کسی لایک وکامنت نمیگذاره،/و برعکسش و میخواد!!! ‎- جولیا پندلتون
شخم نعمتی است:-)) ‎- جولیا پندلتون
مینو هم پاک ‎- جولیا پندلتون
۹۵تا لایک گرفت ‎- جولیا پندلتون
بوی حمام میدم ‎- جولیا پندلتون
میخواستم یک چیزی فید کنم ،یادم رفت ‎- جولیا پندلتون
@arash بلی فعلاً ‎- جولیا پندلتون
پیش بسوی مرگ آرزوها ‎- جولیا پندلتون
منظور از تفکر ( اندیشیدن ) فرایندی است که توسط آن یادگیریهای گذشته دستکاری و سازماندهی میشوند . از آنجا که یادگیریهای گذشته در حافظه ذخیره میشوند, پس می توان تفکر را بعنوان دخل وتصرف و ایجاد تغییر در اطلاعات ذخیره شده در حافظه تعریف کرد. تفکر عبارت است از باز آرایی یا تغییر شناختی اطلاعات به دست آمده از محیط ونمادهای ذخیره شده در حافظه دراز مدت ... این تعریف کلی انواع مختلف تفکر را در بر میگیرد. بعضی انواع تفکر جنبه بسیار خصوصی دارند و نمادهایی را به کار میگیرند که دارای معانی کاملا شخصی هستند. این نوع تفکر را تفکر خودگرا مینامند .رویا موردی از تفکر خودگرا ست. انواع دیگر تفکر حل کردن مسائل و خلق چیزهای تازه است. این نوع تفکر را تفکر هدایت شده ( جهت دار) میگویند. اینها اندیشه های هستند که وجود آنها را در متفکران بزرگی چون اینشتان و لئوناردو داوینچی ارج می نهیم . ‎- جولیا پندلتون
اون تیک بزنید نمیمیرید که!!!! ‎- جولیا پندلتون
وای وای ‎- جولیا پندلتون
کاش می شد خنده را تدریس کرد، کارگاه خوشدلی تاًسیس کرد. کاش می شد عشق را تعلیم داد، ناامیدان را امید و بیم داد. شاد بود و شادمانی را ستود، با نشاط دیگران دلشاد بود. کاش می شد دشمنی را سر برید، دوستی را مثل شربت سر کشید. ‎- جولیا پندلتون
حقوق فردی افرادی که از حقوق شخصی خود مطلع نیستند یا بیش از خود حق قائلند ،در برخورد با دیگران به ترتیتب دچار خجالت و پرخاشگری میشوند در اینجا برخی از حقوق فردی معرفی میشوند : 1- من حق دارم نظر و دیدگاههای فردی خود را بیان کنم ، حتی اگر با عقیده دیگران متفاوت باشد 2- من حق دارم احساسات خود را بیان کنم ، و مسئولیت آن را نیز قبول کنم .3- من حق دارم عقیده خودم رو عوض کنم ، در این مورد هم نیازی به معذرت خواهی نیست . 4- من حق دارم اشتباه کنم ، و در مقابل آن نیز مسئولم .5- من حق دارم بدون احساس گناه به دیگران بگویم ((نـــــــــــه)) . 6- من حق دارم به دیگران بگویم ((آری )) . 7- من حق دارم به دیگران بگویم ( (نمیدانم )). 8 من حق دارم که به من احترام گذاشته شود ، و به به دیگران احترام بگذارم .9- من حق دارم اولویتهای برای خود داشته باشم .11من حق دارم قاطعانه برخورد کنم ، حتی اگر برای دیگران تازگی داشته باشد . ‎- جولیا پندلتون
چه حال بهم زنه!! ‎- جولیا پندلتون
۱۸ساله انتخابات شرکت نکردم ‎- جولیا پندلتون
تونل برفی ‎- جولیا پندلتون
هی روله ‎- جولیا پندلتون
میان ولی ساب نمیکن:-)) ‎- جولیا پندلتون
چیزی نگو چیزی نپرس ‎- جولیا پندلتون
کسی نیست منم کرکره اینجا رو بکشم پایین و برم ‎- جولیا پندلتون
سرمو انداختم پایین دارم میخونم.حرف حق جواب نداره٬ داره؟ ‎- DArA
@bedadam نه نداره ‎- جولیا پندلتون
۸:۵۸دقیقه ‎- جولیا پندلتون
:)) ‎- DArA
عجوزه ‎- جولیا پندلتون
ترنم زاگرس ‎- جولیا پندلتون
@mousaviam2: عجوزه به کی برمیگرده؟ ‎- DArA
چقدر فید محیط زیستی میذاشتم!!!الان حوصله اش رو ندارم ‎- جولیا پندلتون
مژده بده مژده یار پسندید مرا،مژده بده مژده یار پسندید مرا،سایه او گشتم برد به خورشید مرا ‎- جولیا پندلتون
پرگار ‎- جولیا پندلتون
بابا مهدی ‎- جولیا پندلتون
توییت ها نمیاد!؟؟؟ ‎- جولیا پندلتون
خواستگارم نداشتم:-)) ‎- جولیا پندلتون
عاشقِ بیمارت مِنِم، حِف کِ وِ چَش نِمِینِمِت مرغ گرفتارِت منم، حِف کِ وِ چَش نِمِینِمِت مونسِ شُوِ تارِ مِ، اِ نفسِت بِهارِ مِ ها وِ دسِت قِرار م، حِف کِ وِ چَش نِمِینِمِت پریشُ حالم شو و روز، های دِ خیالِم شو و روز فکر وصالِم شو و روز، حِف کِ وِ چَش نِمِینِمِت تیرِ غمِت ها دِ دلِم، جُز غُصَه نِیَه حاصلِم مشکل گشای مشکلِم، حِف کِ وِ چَش نِمِینِمِت دوس دارم خاک پات بُوِم، یِ ساعتی وِ سات بُوِم سیت بَمیرِم فِدات بُوِم، حِف کِ وِ چَش نِمِینِمِت ‎- جولیا پندلتون
دوست دارم مجری ها ی برنامه سرزمین بلوط خفه کنم!! ‎- جولیا پندلتون
چقدر اسمش دراز تره شده!!؟شرجی نشین_میرزا وروره گیس سابق:-)) ‎- جولیا پندلتون
شن موگس ‎- جولیا پندلتون
هر بار که نرخ بیکاری از سوی مرکز آمار ایران اعلام می شود، لرستان خیلی وضعیتش خوب شده باشد به جای بیکارترین استان کشور در جایگاه دوم جدول بیکاران قرار می گیرد و البته تمام تلاشش را می کند که در فصل بعد به جایگاه اولش بازگردد. http://www3.irna.ir/fa/News/81622526/ ‎- جولیا پندلتون
رم آباد- ایرنا- رئیس اتاق فکر استان لرستان گفت: بیکاری و اشتغال مهمترین چالش استان در بخش اقتصاد است که علل ایجاد و ارایه راهکاری مفید و کاربردی برای رفع این چالش از اولویت های کارگروه اقتصادی اتاق فکر استان است. رئیس اتاق فکر استان لرستان:بیکاری مهمترین چالش استان است به گزارش روز یکشنبه ایرنا، پیمان هاشمی در جلسه کارگروه اقتصادی اتاق فکر استان لرستان گفت: از برنامه های مهم کارگروه اقتصادی اتاق فکر استان، بررسی مهمترین معضلات اقتصادی است تا بتوان با ارایه راهکار برای رفع مشکلات تلاش کرد. وی اظهار کرد: یکی از پتانسیل های استان در درآمد زایی و توسعه اقتصادی توجه به بخش گردشگری است. هاشمی با اشاره به اینکه یکی از برنامه های کوتاه مدت اتاق فکر طرح گفت و گوی عقلانی مقدمه همدلی و همزمانی است گفت: در همین راستا کرسی های آزاد اندیشی و مناظرات انتخاباتی در دانشگاه لرستان برگزار خواهد شد. به گفته وی هدف از برگزاری مناظرهای انتخاباتی در دانشگاه این است که جامعه به سمت انتخابی عقلانی و به دور از انتخاباتی هیجانی و فارغ از جهت گیری های سیاسی خاصی سوق داده شود و مردم در انتخاب خود به دنبال اشخاصی باشند که راهکاری های قوی تر و موثرتری در رفع مشکلات داشته باشند. وی گفت: هدف اصلی این کرسی های آزاد اندیشی که قرار است به عنوان برنامه کوتاه مدت اتاق فکر مورد توجه قرار گیرد ممانعت از تصمیم گیری های غیر کارشناسی است به طوری که دغدغه های اصلی استان بدون وابستگی های سیاسی خاصی انتقال داده شود و به دور از هر گونه شعار و استفاده از هیجان انتخاباتی مردم ، راهکاری های عملی و شدنی برای رفع مشکلات ارائه شود. رئیس اتاق فکر لرستان یادآور شد: مهمترین رویکرد اتاق فکر در زمینه طرح گفت و گوی عقلانی مقدمه همدلی و همزمانی ، جلوگیری از عوامفریبی است و نگاه دولت این است که مردم به سمت انتخاباتی عقلایی پیش روند و نگاه ویژه به انتخابات استانی نیز همین است که اتاق فکر فارغ از مسائل سیاسی مطالبات و دغدغه های استان را طرح مساله کند. دکتر سعید غلامرضایی دبیر کارگروه اقتصادی اتاق فکر استان لرستان نیز گفت: این کارگروه متشکل از چهار دسته افراد در بخش های اجرایی، دانشگاهی، خصوصی و NGO ها است که اولویت های اقتصادی استان در صنعت، معدن، کشاورزی و خدمات را شناسایی می کنند. وی افزود: اعضای کارگروه اقتصادی در مرحله بعد باید بر اولویت های هر بخشی اجماع داشته باشند و در گام بعدی علت یابی و شناسایی نقاط قوت، ضعف، فرصت و تهدید های فراروی مساله را مورد بررسی قرار دهند. غلامرضایی گفت: با توجه به ارایه لایحه بودجه سال 95 به مجلس شورای اسلامی و بررسی سند چشم انداز برنامه ششم توسعه و جایگاه استان در بهره برداری از این فرصت ها ،کارگروه اقتصادی اتاق فکر استان لرستان در جلساتی این موارد را مورد بررسی قرار می دهد. دبیر کارگروه اقتصادی اتاق فکر استان لرستان با اشاره به اصل 44 قانونی اساسی گفت: این اصل قانون اساسی که تاکید بر بخش خصوصی دارد اصلی است که به ضرر استان های محروم و از جمله لرستان است. وی افزود: بنا بر اصل 44 قانون اساسی دولت بخشی از وظایف خود را بر عهده بخش خصوص می گذارد این در حالیست که بخش خصوصی در استان های محرومی همچون لرستان هنوز به پختگی و بلوغ لازم نرسیده است و از آمادگی کافی برخوردار نیست. اولین جلسه کارگروه اقتصادی اتاق فکر لرستان عصر امروز (یکشنبه) در دانشگاه لرستان برگزار شد در این جلسه دکتر سعید غلامرضایی به عنوان دبیر و دکتر امیر هوشنگ نظر پوری به عنوان مدیر کارگروه اقتصادی اتاق فکر لرستان انتخاب شدند. اتاق فکر استان متشکل از شش کارگروه فرهنگی-اجتماعی، محیط زیست، اقتصاد،سیاست ، علم و فناوری و بهداشت و سلامت است که با هدف استخراج و بررسی مهمترین مسائل و چالش های استان تشکیل شده است ‎- جولیا پندلتون
رم آباد- ایرنا- رئیس اتاق فکر استان لرستان گفت: بیکاری و اشتغال مهمترین چالش استان در بخش اقتصاد است که علل ایجاد و ارایه راهکاری مفید و کاربردی برای رفع این چالش از اولویت های کارگروه اقتصادی اتاق فکر استان است. رئیس اتاق فکر استان لرستان:بیکاری مهمترین چالش استان است به گزارش روز یکشنبه ایرنا، پیمان هاشمی در جلسه کارگروه اقتصادی اتاق فکر استان لرستان گفت: از برنامه های مهم کارگروه اقتصادی اتاق فکر استان، بررسی مهمترین معضلات اقتصادی است تا بتوان با ارایه راهکار برای رفع مشکلات تلاش کرد. وی اظهار کرد: یکی از پتانسیل های استان در درآمد زایی و توسعه اقتصادی توجه به بخش گردشگری است. هاشمی با اشاره به اینکه یکی از برنامه های کوتاه مدت اتاق فکر طرح گفت و گوی عقلانی مقدمه همدلی و همزمانی است گفت: در همین راستا کرسی های آزاد اندیشی و مناظرات انتخاباتی در دانشگاه لرستان برگزار خواهد شد. به گفته وی هدف از برگزاری مناظرهای انتخاباتی در دانشگاه این است که جامعه به سمت انتخابی عقلانی و به دور از انتخاباتی هیجانی و فارغ از جهت گیری های سیاسی خاصی سوق داده شود و مردم در انتخاب خود به دنبال اشخاصی باشند که راهکاری های قوی تر و موثرتری در رفع مشکلات داشته باشند. وی گفت: هدف اصلی این کرسی های آزاد اندیشی که قرار است به عنوان برنامه کوتاه مدت اتاق فکر مورد توجه قرار گیرد ممانعت از تصمیم گیری های غیر کارشناسی است به طوری که دغدغه های اصلی استان بدون وابستگی های سیاسی خاصی انتقال داده شود و به دور از هر گونه شعار و استفاده از هیجان انتخاباتی مردم ، راهکاری های عملی و شدنی برای رفع مشکلات ارائه شود. رئیس اتاق فکر لرستان یادآور شد: مهمترین رویکرد اتاق فکر در زمینه طرح گفت و گوی عقلانی مقدمه همدلی و همزمانی ، جلوگیری از عوامفریبی است و نگاه دولت این است که مردم به سمت انتخاباتی عقلایی پیش روند و نگاه ویژه به انتخابات استانی نیز همین است که اتاق فکر فارغ از مسائل سیاسی مطالبات و دغدغه های استان را طرح مساله کند. دکتر سعید غلامرضایی دبیر کارگروه اقتصادی اتاق فکر استان لرستان نیز گفت: این کارگروه متشکل از چهار دسته افراد در بخش های اجرایی، دانشگاهی، خصوصی و NGO ها است که اولویت های اقتصادی استان در صنعت، معدن، کشاورزی و خدمات را شناسایی می کنند. وی افزود: اعضای کارگروه اقتصادی در مرحله بعد باید بر اولویت های هر بخشی اجماع داشته باشند و در گام بعدی علت یابی و شناسایی نقاط قوت، ضعف، فرصت و تهدید های فراروی مساله را مورد بررسی قرار دهند. غلامرضایی گفت: با توجه به ارایه لایحه بودجه سال 95 به مجلس شورای اسلامی و بررسی سند چشم انداز برنامه ششم توسعه و جایگاه استان در بهره برداری از این فرصت ها ،کارگروه اقتصادی اتاق فکر استان لرستان در جلساتی این موارد را مورد بررسی قرار می دهد. دبیر کارگروه اقتصادی اتاق فکر استان لرستان با اشاره به اصل 44 قانونی اساسی گفت: این اصل قانون اساسی که تاکید بر بخش خصوصی دارد اصلی است که به ضرر استان های محروم و از جمله لرستان است. وی افزود: بنا بر اصل 44 قانون اساسی دولت بخشی از وظایف خود را بر عهده بخش خصوص می گذارد این در حالیست که بخش خصوصی در استان های محرومی همچون لرستان هنوز به پختگی و بلوغ لازم نرسیده است و از آمادگی کافی برخوردار نیست. اولین جلسه کارگروه اقتصادی اتاق فکر لرستان عصر امروز (یکشنبه) در دانشگاه لرستان برگزار شد در این جلسه دکتر سعید غلامرضایی به عنوان دبیر و دکتر امیر هوشنگ نظر پوری به عنوان مدیر کارگروه اقتصادی اتاق فکر لرستان انتخاب شدند. اتاق فکر استان متشکل از شش کارگروه فرهنگی-اجتماعی، محیط زیست، اقتصاد،سیاست ، علم و فناوری و بهداشت و سلامت است که با هدف استخراج و بررسی مهمترین مسائل و چالش های استان تشکیل شده است. ‎- جولیا پندلتون
این پیغام مسیح دیگه چیه !؟؟ ‎- جولیا پندلتون
لوبیا پلو میپزم @mousaviam2 ‎- جولیا پندلتون
بدنم درد دارم ‎- جولیا پندلتون
لیوه ای دیم ‎- جولیا پندلتون
نه ساز و نه نی ‎- جولیا پندلتون
صبحانه قبل از خبر ‎- جولیا پندلتون
شرم آوره ‎- جولیا پندلتون
سرده فقط ... ‎- جولیا پندلتون
من آنم که رستم وبود ،پهلوان ‎- جولیا پندلتون
و آیا هاید شدم؟ ‎- جولیا پندلتون
آلرژی پیدام کردم به سفره های یکبار مصرف ‎- جولیا پندلتون
در مورد محیط زیست دیکتاتورم:-)) ‎- جولیا پندلتون
الان رونوشت دادن حال میده:دی ‎- جولیا پندلتون
تلوزیون ‎- جولیا پندلتون
Edit - More ▾ ابوهدی, روانشناس, آلبالو, homeirav, Avisa, رضا, Homa, adomide, DArA, Helaleh, farahnaaz, HOSSEiN, Amir salehi, آرزو, HEMPi, RokhSaare, yol, minff, مهتا, pirzad, murmurous, پرگار, ابرشلوارپوش, Caspian, سعید ©, ardvisoor, آسمان, Hamed, shompi, AmirGT, مـِـهدی❆, p@Ris, Arvand, Marilla, §╠╣/~\╠╣R /~\ /\/\ ♛, نومیا, Mamad, Mim Sin, امین, رابین, پریســــا, sepidakkk, mazafard, Emin, نیالا, Aftab, and نازنین l ‎- جولیا پندلتون
کامنتم پاک نشد ‎- جولیا پندلتون
یخ زدم ‎- جولیا پندلتون
بلاک حتی ‎- نآمیرآツ
خریت به علف خوردن است؟ ‎- جولیا پندلتون
بعد از یکسال!!! ‎- جولیا پندلتون
ادیت کردم ‎- جولیا پندلتون
هلا لالا ‎- جولیا پندلتون
کو تا۹۵ ‎- جولیا پندلتون
سالهاست که تلوزیون دیدن و کنار گذاشتم ‎- جولیا پندلتون
سعی نکردم دوستی فرفری رو واقعی کنم ‎- جولیا پندلتون
غیر فعال ها رو انساب و ریمو میکردم ‎- جولیا پندلتون
چشم شو ‎- جولیا پندلتون
نه اینکه بقیه دارند....فقط تو نداری:- " ‎- جولیا پندلتون
اگه دست نزنه نمیشه!!! ‎- جولیا پندلتون
سوسن، بنفشه، یاسمن، شوکا، آبنوس، لاله، شقایق، نسرین، آنیتا، کلاله، مینا، سوری، شکوفه، آذرگل،ژاله، آلاله، آهو، آذرگون، ارکیده، مرجان، شب بو، تینا، غزال، گل آرا، پونه، شبنم، گل آسا، گل آویز، پروانه، بهار، توکا، مارال، وانوشه، سروناز، لادن، نیلوفر ... همه این اسم ها رو باید بریزیم دور. همون جور که کاساندان، گردآفرید، رودابه، پرین، هوزاد، خوب آفرید، رام دخت، گل گیس، ویس، هورتن، آبشن، ارنواز، مشیانه، به اندام، پانتی، تابان، جمک، دیبا، جهان ناز، چیستی، رائیکا، زربانو، راتا، سپنتی، خوشه، روشن زاد، کاگوش، رابو، نیلپر، فایدیم، شیدرخ، زرین گیسو، گل زاد، مهرآفرید و خیلی اسم های دیگه رو ریختیم دور. چون با این بلایی که از یک طرف با گرم کردن زمین، و از یه طرف دیگه تخریب طبیعت به نام توسعه، داریم به سرخودمون میاریم دیگه این اسمها معنا و ریشه ای نخواهند داشت و بچه هامون نخواهند فهمید اسمشون رو از کجا آورده ایم. برای اینکه اونها سردرگم و دچار بحران هویت نشن از این به بعد می تونیم اسم دخترهامون رو بگذاریم: لوله گاز، لوله نفت، میکروب آنفولانزا، جاده هشت بانده، سارس، خفه خون، مرگ، قحطی، سیل، توسعه کورکورانه، آینده تاریک، تیشه به ریشه، وبا، طاعون، توهم مدیریت، بلای آسمانی، ورشکسته به تقصیر، هسته اتم، مجسمه بلاهت، سد مخزنی، سد خاکی، عطش، حسرت، آپارتمان، سرب، گازکربنیک، دکل برق فشار قوی .... خلایق هرچی لایق. ‎- جولیا پندلتون
ا╬ کامیار ╬ا - murmurous - Mahdi Davoudi☀️ - AidA® - مستانه - ماهان-Mahan - امیر آل - رضا - آینده - peiman The single one - narenj - آفتاب - p@RiS - مریم - Aɖoɱide - Дарда ™دَردا - ها د ی - Farahnaaz - امیدم - LilaC - Prometheus - نهال - Mazaamir - گیص فرفرون Ҩҩ - khoramdin_خُرمدین☼ - Elahe - Mr'Sajjad - *¸ღآتین کوچولووღ* - kian - سد خندون - روزبه - نازنین - humanwatch - آرمان - ❦‏ ❧ رازِ شب - گاما (آرشیو) - Lucifer - اسکولاسیون - RzM - • مهدی • - کشکول - بافومه - زالی - NIA - Hamsafar - سعيد شاهكار - حاجیه خانوم فلفل سادات - پریســــــا - امیر بردو - - angenne - فاطیما بیگلری - بوگی - شهرستان - صادق - سـامـان - قاصدک - منفی سی[عبدالله حقیقت‌جو] - 3PD - вoqнz بغـــــــضــ - Sativa - Nathan - گهگدار - گرین بیب - ایلیا - فهی90مه - §╠╣/~\╠╣R /~\ /\/\ ♛ - محمد بناپور - Arash - امین - اَصدُلّاخان - بُرجیان - یرما - Shebli - d.agnostic - نازلی ✽ - هانا - ma∟ıĸ - میـسـم - کرگدن - abtin - امین - امیر - ‌‌ ‌‌گرگان نت ‌‌‌ (✓) - رابين - پرگار ☄ - پُرحــررف - arvand - ☂لبـالــــ و♬ - رغـَــد - hoop - Caspian - همصدا - میرزا وروره‌گیس جولی‌پولی - میرمهدی - چوب سیگار - ‎- جولیا پندلتون
ادمایی که شخصیت فردی رو که مورد تایید خیلیها است اکتساب میکنند وطوری رفتار میکنند که از اون ادم متشخص هم جلو میزنندوبرای خود بطور موقت احترام وموقعیت اجتماعی کسب میکنند ونقاط ضعف خودشونو به اون فرد منتصب میکنند وبخاطر اون رفتارهای نا خوشایند او را سرزنش نیز میکنند بطوریکه اون شخصی که از او تقلید شده مات ومبهوت می ماند وقدرت دفاع را از دست میدهد.ولی در خلوت خسته وکوفته به همان شخصیت واقعی خود برمیگردند ودر خفا نیز از همان ادمی که در جمع اورا خراب کرده بود ملتمسانه تقاضای کمک میکند. ‎- جولیا پندلتون
این کلام چه جان بخش است که : نیمی از حقیقت یک دروغ بزرگ است و هدف هر چه مقدّس هم باشد وسیله را توجیه نمیکند ‎- جولیا پندلتون
طرز تهیه خورشت کدو مواد لازم: گوشت ماهیچه گوسفندی 500 گرم کدو 8 عدد پیاز داغ عسلی 3 قاشق سوپخوری رب گوجه فرنگی 1 قاشق سوپخوری آب گوجه فرنگی 2 فنجان آب لیموترش 3 قاشق سوپخوری روغن قدری فلفل قدری نمک قدری طرز تهیه : گوشت ماهیچه یا مغز ران باشد یا 750 گرم گوشت با استخوان باشد , کدو متوسط قلمی باشد , پیاز سرخ کرده باشد , ممکن است بجای رب یک یا دو لیوان آب گوجه فرنگی مصرف نمود . گوشت را تکه تکه می کنیم و می شوئیم و با پیاز و 3 تا 4 لیوان آب می گذاریم کاملا بپزد , بعد کمی نمک و فلفل می زنیم و اب گوجه فرنگی یا رب گوجه فرنگی را که در کمی آب حل کرده ایم داخل گوشت می ریزیم و کمی آب لیمو می زنیم . باید گوشت بعد از طبخ یک لیوان تقریبا بیشتر آب نداشته باشد آنگاه پوست کدوها را می کنیم و میان آنها را چاک می دهیم و کمی نمک به کدوها می زنیم و بلافاصله آنها را در روغن فراوان با حرارت ملایم سرخ می کنیم بحدیکه کدوها طلائی شود و مغز کدو کاملا بپزد , بعد کدوها را روی گوشت می چینیم تا با آب گوشت چند جوش بزند بحدیکه کدوها زیاد به نشود و درسته بماند , ممکن است چند عدد گوجه فرنگی ریز را جداگانه در روغن کمی سرخ نمود موقع کشیدن خورش دور دیس ریخت , ممکن است 250 گرم غوره سرخ کرده روی بادنجان بریزیم . همچنین این خورش را میتوان با قیمه و بدون سیب زمینی تهیه نمود . ‎- جولیا پندلتون
در حالی که قحطی و گرسنگی به کره ی زمین چیره شده،امنیت غذایی به شدت تهدید می شود و هر روز محصولات بیشتری نابود می‌شوند،از سوی دیگر طوفان های شدید گرد و غبار زیستن بر روی کره ی زمین را ناممکن ساخته است؛در این بین گروهی از ستاره شناسان تصمیم می گیرند تا با استفاده از یک کرم‌چاله‌ ی فضایی که به تازگی کشف شده،محدودیت های سفر انسان به دور ترین نقاط فضا را از بین ببرند و در حقیقت به دنبال یافتن خانه یی امن برای حفاظت از نسل بشر هستند،هر چند به دلیل شرایط اقتصادی،مردم راضی به ادامه ی فعالیت های ناسا نیستند؛این خلاصه ای بود از یکی از بهترین فیلم های جهان در سال 2014 میلادی " Interstellar " که توسط کریستوفر نولان بر پرده ی سینماهای جهان رفت و امروز با رتبه ی 26 در بین 250 فیلم برتر از نگاه IMDb قرار دارد و اسکار بهترین جلوه های ویژه را نیز در کارنامه ی خود ثبت کرده است. هر چند داستان فیلم در آینده یی نامعلوم رخ می دهد اما اگر یک بار به تماشای این شاهکار سینمایی بنشینید در خواهید یافت که این آینده شاید چندان هم دور نباشد؛در جهانی که امنیت غذایی قربانی سیاست های غلط می شود و به دلیل بی توجهی های پی در پی به نگهداشت منابع حیاتی زمین به ویژه در کشورهایی همچون ایران،اینک شاهد آسمانی خاکستری در غرب کشور می باشیم. هنگامی که فاصله ی دید به کمتر از 200 متر در کرمانشاه می رسد و در لرستان نیز میزان آلودگی به 16 برابر حد مجاز،این سلامتی مردم است که قربانی می شود؛بی شک فیلم " در میان ستارگان " از لحاظ علم فیزیک و نجوم چند گام بلند به جلو برداشته و در امر آنچه که بر زمین می رود نیز دست به یک حقیقت گویی بسیار تلخ و البته عاقلانه زده است.به نظر من شاهکار نولان بعد از ساخت فیلمی همچون Inception زنگ هشدار را همسو با تمام آنانی که نگران کره ی مسکون هستند به صدا در آورده است. در مورد این فیلم بسیار می توان گفت و نوشت اما همین بس که این فیلم با کتاب های خاک گرفته ای شروع می شود که می توان از آن برداشت های متفاوتی داشت،اما این روزها باز هم آسمان بسیاری از استان های غربی کشور میزبان ذرات ریز معلق هستند؛چه بسیار خسارت های جسمی که به مردم تحمیل می شود و اولویت ها و بودجه ها جای دیگر مشغول اتلاف وقت هستند و نیروهای دلسوز و متخصص هم دلسردی تحمیل شده را به سکوت نشسته اند! امروز به منابع آب و خاک خود چوب حراج زده ایم،فرسایش خاک بیداد می کند،زیستگاه های آبی درگیر خودخواهی های تمام نشدنی شده اند و بیابانی شدن در حال پیشروی است و دریخ از اقدامات علمی و راهبردی که گویی سالهاست همچون فریادی که در گلو خاموش شده باشد از سرزمین دریغ می شود؛این دیگر فیلم نیست. ‎- جولیا پندلتون
هر جامعه برای خود ،دشمنانی دارد خیالی یا واقعی ‎- جولیا پندلتون
هیچ کس هم نیست ‎- جولیا پندلتون
یخ کردم یخ کردم ‎- جولیا پندلتون
یــــخ کردم ‎- جولیا پندلتون
یخ کردممممم ‎- جولیا پندلتون
لری سخت نیست ‎- جولیا پندلتون
بستنی بسکویتی میهن خوردم ‎- جولیا پندلتون
واقعا خیلی سخته..بعضی حرفها رو زد ‎- جولیا پندلتون
بچه باید ساعت نُه شب بخوابه ‎- جولیا پندلتون
شیربرنج سخت نیست ‎- جولیا پندلتون
شبتون بخیر ‎- جولیا پندلتون
صبح آمد ... دفتر اين زندگى را باز کن, زيستن را با سلام تازه اى آغاز کن ,روشن و شفاف باش و بى تخلف همچو روز, با نواى مهربانى عاشقى را ساز کن, با محبت آشتى کن همزبانى پيشه ساز, قلب خود را با صفاى همدلى دمساز کن, گل بخند و گل شنو درگلشن اين بوستان, غنچه هاى لحظه ها را با نوازش ناز کن, روز تازه, فکر تازه, راه تازه پيش گير, عاشقى را با کلام تازه اى آواز کن ,بگذر از امواج منفى همچو طوفان خزر, سمت و سوى ساحل آرام دل پروازکن ... روزتان پر مهر باد... سلااااااام صبحتون بخیر پگاهتون شادمانه ‎- جولیا پندلتون
عاشق مردم شهر مم ‎- جولیا پندلتون
د زلالی و پاکی ،گی د آینه میسونن ‎- جولیا پندلتون
اینقده دلم برای تگ زدن تنگ شده بود:-) ‎- جولیا پندلتون
خسته نمیشه اینقدر دروغـ میگه!!! ‎- جولیا پندلتون
بقول نومیا؛شرم آوره ‎- جولیا پندلتون
گدا چه چیزی بهش بدی چه ازش بگیری .براش فرقی نداره ‎- جولیا پندلتون
یعنی الان بوی مدفوع پیچیده تو راهرو:-( ‎- جولیا پندلتون
عجب هوایی:-((حالمو خراب کرد ‎- جولیا پندلتون
سیمره ‎- جولیا پندلتون
خرابش کردن:-)) ‎- جولیا پندلتون
خیلی بد میخندم ‎- جولیا پندلتون
آرایش بهم نمیاد ‎- جولیا پندلتون
من دیدم 196تا کامنت خورده اینجا،گفتم منم یه موز بردارم فقط امیدوارم ازون پلانتینا نباشه ‎- نآمیرآツ
:-)) @mohamad نوش جان ‎- جولیا پندلتون
شومپوز سرشار از زندگیه ‎- جولیا پندلتون
مدیرکل حفاظت محیط زیست لرستان به همراه تعدادی از محیط‌بانان از منطقه چم‌سنگر و زیست‌گاه پلنگ بازدید کردند. به گزارش پایگاه خبری گُلوَنی، مهندس فتحی در این‌خصوص گفت: در پی گزارشات مردمی مبنی بر حمله یک قلاده پلنگ به یک راس اسب مادیان در منطقه مرگ‌سر چم‌سنگر به همراه تعدادی از محیط‌بانان به منظور بررسی موضوع به این منطقه عزیمت نمودند. پس از بازدید مشخص گردید که یک قلاده پلنگ به اسب مادیان حمله نموده و موجب تلف شدن آن گردیده است. و صحت موضوع با بررسی‌های انجام شده تایید گردید. و مطابق اظهارات اهالی منطقه مشخص گردید که این منطقه زیستگاه پلنگ است و در این بازدید به منظور حفاظت و حراست از این گونه کمیاب، مدیرکل قول مساعد برای جبران خسارت وارده را دادند. همچنین رهنمودهای ارشادی و آموزش‌های زیست محیطی لازم در خصوص اهمیت این گونه کمیاب و لزوم حفاظت از آن به اهالی صورت پذیرفت. ‎- جولیا پندلتون
صورتهای جذاب ‎- جولیا پندلتون
بعضی دوست داشتنی هستند ‎- جولیا پندلتون
علی دافعیان ،دافی،هوپ، hoop ‎- جولیا پندلتون
همه فیدهاتون رو اینجا میدین کلن؟ ‎- نآمیرآツ
تقریباً ‎- جولیا پندلتون
@mohamad: تقریباً ‎- جولیا پندلتون
کی فیو کرد؟ ‎- جولیا پندلتون
چقدر بد مزه بود ‎- جولیا پندلتون
بزران بزران ه ‎- جولیا پندلتون
گردش چرخ فلک نی ومردام،شادی رت د خاطرم ‎- جولیا پندلتون
سوزه سوزه سوزه گیانکم ‎- جولیا پندلتون
۱۳۴-۱۰۳/۵ ‎- جولیا پندلتون
با اکانت دخترونه میومد ‎- جولیا پندلتون
هوا خیلی آلوده است ‎- جولیا پندلتون
خیلی چیزها دلم را سوزاند ‎- جولیا پندلتون
دوتا شون سرطان دارن ‎- جولیا پندلتون
اگه بخاطر پول نمیرن پس خیلی ابله اند.... ‎- جولیا پندلتون
دایی رو به پایین آب می‌بردش،خواهرزاده رو به بالا دنبالش می‌گشت. ‎- جولیا پندلتون
نخیر صورتی بود ‎- ‎- جولیا پندلتون
تربیت کردن ، وابسته کردن نیست ... تسلیم نمودن نیست ... اهلی کردن نیست ... دست پرورده کردن نیست ... رام کردن نیست ... قانون تربیت در درون طبیعت کودک به ودیعه نهاده شده است . تربیت واقعی ، امری درونی ، شخصی و خود انگیخته است . نه بیرونی ، انفعالی و دگر انگیخته ... ‎- جولیا پندلتون
خودش عقل کل میدونه!!! ‎- جولیا پندلتون
یعنی حس میکنه بامزه است:-))ولی نیستن ‎- جولیا پندلتون
و بلاک ‎- جولیا پندلتون
جناح تشکلی است که لزوما مداومت ندارد و بنا بر ضرورت و به مناسبت هایی (انتخابات مجلس یا ریاست جمهوری و....) تشکیل می شود. بر این اساس جناح برخلاف حزب: 1. دارای شعب مختلف در سراسر کشور نیست. 2. دارای شخصیت حقوقی نیستند. 3. از نظر قانونی در جایی ثبت نشده اند و عموما نمی خواهند رسمیت حقوقی و قانونی پیدا کنند. 4. به سرعت یا به تدریج می توانند به مرور زمان، مواضع خود را تغییر دهند و شناسایی خود را دچار مشکل کنند (اصطلاحات سیاسی، ناصر جمال زاده، انتشارات پارسایان، 1382، ص 38). 5. عدم نهادینگی. اما واژه هایی مانند جمعیت و تشکل و... نیز دارای ویژگی هایی نظیر جناح بوده و بر این اساس با حزب متفاوت می باشند. ‎- جولیا پندلتون
پاسخ این سؤال را به اختصار در مطالب ذیل پی می گیریم: الف - حزب Party در لغت به معنای فشردن و سخت شدن،گروه، دسته و طایفه آمده است. در سیاست گروه یا دسته یا فرقهای را گویند که در امور اجتماعی نظرهای مخصوص یک جمعیت یا یک طبقه را تعقیب نماید. طبیعتاً جمعیتی با مشخصات فوق از حالت بیهویتی خارج شده به مرحلة داشتن هویت و شخصیت حقوقی پای مینهد. زیرا در حزب اعضاء یا اجزاء تبدیل به کلی می شوند با اهدافی واحد و شکل گرفته از تشکلشان. به بیان دیگر حزب ارگانی است اجتماعی - سیاسی یا مردمی که داوطلبانه برای دستیابی به اهداف برخاسته از ایدئولوژی مشترکشان گرد هم آمده باشند. بنابراین چنین جمعیتی به مقتضای طبیعت سیاسیِ هر گونه تشکلی الزاماً باید دارای سه رکن اساسی مرامنامه، اساسنامه و نظامنامه باشند. مرامنامه از دو بخش تشکیل میشود: نخستین خاستگاه ایدئولوژیکی جمعیت را بیان میکند؛ و بخش دومِ مرامنامه، که میتواند ضمنی هم باشد، روشنگر و توضیح دهندة اهداف حزب خواهد بود. رکن دوم هر حزبی اساسنامه است که در واقع میتوان بدان شبه قانون اساسی حزبی نیز گفت. اساسنامه شامل نکات اساسی مورد قبول حزب در رابطه با اجتماعی که در آن شکل گرفته و برای رسیدن به اهداف حزب مراعات میگردد، بود. رکن سوم نظامنامة حزبی است که این رکن هم به مانند رکن اول به دو بخش، نظامنامة داخلی یا درون گروهی و نظامنامة خارجی یا برون گروهی تقسیم میشود. قسمت اول ناظر بر اجرای مقررات و قواعد و اصولی است که باید از طرف اعضاء رعایت گردد. بخش دوم مربوط به قواعد و مقررات در چهارچوب ارتباطات حزب با جامعهای است که در آن به وجود آمده مانند ارتباط با دولت و سایر احزاب و احتمالاً ایجاد رابطه با احزاب بیگانه در راستای نظرات سیاسی و ایدئولوژیکی جمعیتی که شکل گرفته است. مانند احزاب کمونیست اروپا، و یا همچنین ارتباط جمعیت آنارشیستهای قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم که از کشورهای مختلف بدلیل ارتباط تنگاتنگی که به لحاظ ارتباطات اجتماعی با یکدیگر داشتند در سطح اروپا و آمریکا اعمال نظرهای اجتماعی - سیاسی می کردند. (به نقل از سایت شبکه خبر دانشجوُSNN) ب - تفاوت حزب با جناح جمعیت، تشکل: جناح Faction مجموع گروه یا گروه هایی که با اهداف و دیدگاه های مشترک در کوتاه مدت و یا بلند مدت به منظور رقابت و کسب قدرت سیاسی، در داخل یک حکومت یا حزب گرد هم می آیند، بدون این که دارای ماهیت رسمی و شخصیت حقوقی باشند. جناح را بخشی از یک واحد یا جریان سیاسی دانسته اند، لذا برای نمونه به جناح حکومت، جناح حزب، جناح راست و چپ تعبیر می شود. جناح تشکلی است که لزوما مداومت ندارد و بنا بر ضرورت و به مناسبت هایی (انتخابات مجلس یا ریاست جمهوری و....) تشکیل می شود. بر این اساس جناح برخلاف حزب: 1. دارای شعب مختلف در سراسر کشور نیست. 2. دارای شخصیت حقوقی نیستند. 3. از نظر قانونی در جایی ثبت نشده اند و عموما نمی خواهند رسمیت حقوقی و قانونی پیدا کنند. 4. به سرعت یا به تدریج می توانند به مرور زمان، مواضع خود را تغییر دهند و شناسایی خود را دچار مشکل کنند (اصطلاحات سیاسی، ناصر جمال زاده، انتشارات پارسایان، 1382، ص 38). 5. عدم نهادینگی. اما واژه هایی مانند جمعیت و تشکل و... نیز دارای ویژگی هایی نظیر جناح بوده و بر این اساس با حزب متفاوت می باشند. ‎- جولیا پندلتون
گاه با نیت خیر و از روی دلسوزی حرفی را بار ها و بار ها برای فرزندتان تکرار می کنید … این تکرار ، مشکل آفرین است . تا جایی که فرزندتان کلمه به کلمه حرف های شما را حفظ می کند . او بعضی وقت ها ، سربه سر شما می گذارد و می گوید این هم سخنرانیِ چهارصد و پنجاه و شش … ‎- جولیا پندلتون
ین عبارات را از فهرست کلامتان حذف کنید : تو این کار را کردی ؟ چرا این کار را کردی ؟ چرا این کار را نکردی ؟ کی قراره این کار را بکنی ؟ تو هرگز … تو همیشه … صدبار به تو گفتم که … من که به تو گفتم … وقتی من به سن تو بودم … دختر عمه ات را ببین … پسر عمویت را ببین … ‎- جولیا پندلتون
ین عبارات را از فهرست کلامتان حذف کنید : تو این کار را کردی ؟ چرا این کار را کردی ؟ چرا این کار را نکردی ؟ کی قراره این کار را بکنی ؟ تو هرگز … تو همیشه … صدبار به تو گفتم که … من که به تو گفتم … وقتی من به سن تو بودم … دختر عمه ات را ببین … پسر عمویت را ببین … ‎- جولیا پندلتون
قرار نیست همه نویسنده باشند . قرار نیست همه نوازنده باشند . قرار نیست همه کتاب بخوانند . قرار نیست همه دانا باشند . قرار نیست همه زیبا باشند . قرار نیست همه شاعر باشند . قرار نیست همه سیاستمدار باشند . ولی ... قرار است همه مهربان باشند . قرار است همه مؤدب باشند . قرار است همه صاف باشند . قرار است همه پاک باشند . قرار است همه صبور باشند . قرار است همه انسان باشند ‎- جولیا پندلتون
چه کسی گیر دادن را به ما یاد داده است ؟ چه کسی به ما گفته که فرزند جوان و نوجوان ما باید عین ما بفهمد ، عین ما فکر کند و عین ما رفتار کند ؟ چه کسی به ما گفته که فرزند ما باید از همان موسیقی که ما دوست داریم لذت ببرد ؟ چرا باید به موسیقی مورد علاقه ی دخترمان خشم بگیریم ؟ چه کسی به ما گفته دوستان پسر ما باید شبیه دوستان ما باشند ؟ چه کسی به ما گفته آرایش موی سر فرزند ما باید مطابق خواسته و نظر ما باشد ؟ چه کسی به ما یاد داده که لباس و رنگ و مد و ... فرزندمان را با ذره بین نگاه کنیم و با مته به خشخاش های رفتارش بپردازیم ؟ چه کسی به ما یاد داده که دوست داشتن و دوست داشته شدن جوانان ، جرم و عملی شرم آوراست ؟ چه کسی ما را واداشته است که مانع روابط سالم بین جوانان مان باشیم ؟ چه کسی به ما یاد داده که ملاک موفقیت فرزندمان را فقط در درس خواندن بگیریم ؟ چه کسی به گفته فرزند ما باید کتاب بخواند و آنهم در سبک کتاب هایی که ما دوست داریم چه کسی به ما گفت که از روی ندانم کاری با فرزند جوان و نوجوانمان فاصله بگیریم ؟ چه کسی به ما یاد داده که هی حرف بزنیم هی انتقاد کنیم هی ایراد بگیریم هی تهدید کنیم ولی اصلاً به حرف های فرزندمان گوش ندهیم ؟ چه کسی این همه تعصب را به ما آموخته است ؟ گناه خودخواهی های ما گردن کیست ؟ " محمد رستگار " ‎- جولیا پندلتون
بروجزدی بازی در آوردی ‎- جولیا پندلتون
چقدر سختی کشیده!!! ‎- جولیا پندلتون
فرزندم چگونه می توانم کمک کنم که ببینی ؟ بیا تو را روی دوشم بنشانم . آن وقت دورتر ها را خواهی دید ! آن وقت به جای هردومان خواهی دید . به من بگو چه می بینی ؟ " جکسون براون " ‎- جولیا پندلتون
قرار نیست همه نویسنده باشند . قرار نیست همه نوازنده باشند . قرار نیست همه کتاب بخوانند . قرار نیست همه دانا باشند . قرار نیست همه زیبا باشند . قرار نیست همه شاعر باشند . قرار نیست همه سیاستمدار باشند . ولی ... قرار است همه مهربان باشند . قرار است همه مؤدب باشند . قرار است همه صاف باشند . قرار است همه پاک باشند . قرار است همه صبور باشند . قرار است همه انسان باشند ... ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ "محمد رستگار " ‎- جولیا پندلتون
دستهایتان بی درد ‎- جولیا پندلتون
کاش یاد می گرفتیم : چگونه حرف نزنیم ... چگونه اندرز ندهیم ... چگونه تربیت نکنیم ... چگونه تعلیم ندهیم ... اگر می توانستیم هیچ اقدامی نکنیم ، چقدر به تربیت فرزندانمان کمک می کردیم " ژان ژاک روسو " ‎- جولیا پندلتون
طبیعت اقتضا می کند که اطفال قبل از بزرگ شدن کودک باشند . اگر بخواهیم این نظم را به هم بزنیم ، میوه های پیشرسی به دست خواهیم آورد : نارس ، بدمزه و فاسد ... " ژان ژاک روسو " ‎- جولیا پندلتون
میخواستم صدای قشنگم رو در سوند کلود آپلود کنم نشد... ‎- جولیا پندلتون
تو وبلاگم هم نشد!! ‎- جولیا پندلتون
قورمه سبزی داریم ‎- جولیا پندلتون
برعکس فرفر ‎- جولیا پندلتون
کیسه کشیدن و سنگ پا ...خوبه ‎- جولیا پندلتون
انگار سالهاست نفس نکشیدم ‎- جولیا پندلتون
شیرینهای یزد همش شکر ه ...به درد نمیخوره ‎- جولیا پندلتون
بعد از حمام ....تا دو روز در حال عطسه و سرفه ام... ‎- جولیا پندلتون
موتور سواری ‎- جولیا پندلتون
اینجا به دردت نمیخوره ‎- جولیا پندلتون
خب نخور ‎- جولیا پندلتون
دیکتاتور ،دیکتاتورِ شاه و آخوند نداره ‎- جولیا پندلتون
سوال1: در صندوق عهد چه چیز هایی قرار دارد؟ وصندوق عهد نزد چه شخصی می باشد؟ جواب تابوت سکینه با نام‏های صندوق عهد، تابوت یهودیان، تابوت مقدس، صندوق تورات، تابوت الشهاده و تابوت بنی اسراییل نیز ذکر شده است و طبق نوشته‏ ها صندوقی بوده که محتوای الواح سنگی احکام ده‌گانه (تورات) در آن قرار داشته است و علاوه بر آن الواح (2 لوح سنگی)، کاسه‏ ای از منّ (غذای آسمانی بنی‌اسرائیل) نیز در آن قرار داده بودند. تا اینکه فلسطینی‏ها به یهودیان تاختند و بر آنها مسلط شدند و صندوق عهد را از ایشان گرفتند. بعد از آن حضرت داوود (سلام الله علیه) جالوت، پادشاه فلسطینی‏ ها را کشت و صندوق را به یهودیان بازگرداند. تا زمان حضرت سلیمان (سلام الله علیه) این صندوق در معبد قُبَّةُ الرُّمان (که این نام نیز در دعای سمات ذکر شده) قرار داشت. امام صادق (سلام الله علیه) فرمود: داستان سلاح در خاندان ما، داستان تابوت است در بنی اسراییل، تابوت در هر خاندانی از بنی اسراییل که پیدا می‌شد، نبوت به آنها داده می‏شد، هرکس از ما هم که سلاح به دستش رسد امامت به او داده می‏شود. (کلینی، اصول کافی جلد1، ص 343.) این تابوت الشهاده نیز اکنون نزد امام مهدی (سلام الله علیه) است. پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) در حدیثی فرموده است: «صندوق مقدس از دریاچه طبریه به دست وی ـ امام مهدی (سلام الله علیه) ـ آشکار می‏شود و آن را آورده، در پیشگاه مقدس او در بیت‏ المقدس قرار میدهند و چون یهودیان آن را مشاهده می‏ نمایند به جز اندکی، بقیه آنان ایمان می‏ آورند».( صافی گلپپایگانی، منتخب‌الاثر، ص 309). میوه ممنوعه و بدست آوردن آن از هر راهی. در مسابقه راز سیب در هر مرحله پس از اتمام آن یک سیب سرخ بدست می آید و جایژه نهایی که اکثر گروه ها موفق به کسب آن نمی گردند یک سیب سبز بزرگ است. به نظر شما چه ارتباطی بین این سیب ها در مسابقه راز سیب (که اسم مسابقه هم بی دلیل نیست)و سیب فرضی نیوتون و آرم شرکت اپل و سیب های درخت ممنوعه وجود دارد؟ در واقع در این مسابقه از هر راهی که می شود سیب باید بدست آید حتی در یکی از مراحل فلزی را گداخته می کنند و بر روی شکل سیب که از سرب است قرار می دهند تا درب قفس باز شود و پرنده ای آزاد گردد و سپس سیب سرخی از داخل تنور ظاهر می گردد که این مرحله چند پیام منفی و شیطانی دارد: آزادی با آتش فراهم می گردد. سیب که نماد شجره ممنوعه است که همان شجره طیبه می باشد از داخل تنور گداخته خارج می گردد. برای دستیابی به میوه ممنوعه از هر کاری حتی برافروختن آتش مضایقه نمی گردد. سوال2: میوه ممنوعه چه بوده و چرا آدم با خوردن آن از بهشت رانده شد؟ پاسخ از آیات و روایات " ....و لا تقربا هذه الشجره فتکونا من الظالمین ."( اعراف آیه 19) "....و(اما) نزدیک این درخت نشوید ؛ که از ستمگران خواهید شد. " هروى گفت به حضرت رضا (ع) عرض کردم : ای فرزند رسول خدا ، درباره آن درختى که آدم و حوا از آن خوردند به من خبر دهید ؛ چرا که مردم در این مورد اختلاف دارند ؛ بعضى روایت می کنند آن درخت ، بونه گندم بوده و بعضى می گویند انگور بود ؛ و بعضى دیگر می گویند درخت حسد بود. امام (ع)فرمودند: همه اینها درست است. عرض کردم پس این وجوه با اختلافى که دارد ، به چه نحو توجیه مى‏شوند؟ حضرت فرمودند: ابا صلت! درخت بهشت داراى انواع میوه‏ها است در درخت گندم انگور نیز هست ؛ درخت بهشت ، مانند درختهاى دنیا نیست ؛ وقتى خداوند آدم را بواسطه سجده کردن ملائکه گرامى داشت و او را داخل بهشت نمود در دلش خطور کرد که آیا خدا خلقى بهتر از من آفریده است؟ خداوند از حدیث نفس او مطلع گردید به او وحى کرد که ای آدم سرت را بلند کن و ساق عرش را نگاه کن آدم سر بلند نموده بساق عرش نگاه کرد دید نوشته شده: لا اله الا اللَّه، محمّد رسول اللَّه. على بن ابى طالب امیرالمؤمنین و زوجته فاطمة سیدة نساء العالمین. الحسن و الحسین سیدا شباب اهل الجنة ؛ آدم عرض کرد خدایا اینها کیانند؟ فرمود: از فرزندان تو هستند آنها از تو و از تمام مردم بهترند اگر آنها نبودند ترا خلق نمی کردم و نه بهشت و جهنم و نه آسمان و زمین را مبادا به آنها با دیده حسرت نگاه کنى که از جوار خود خارجت میکنم. پس آدم با چشم حسد به آنها نگریست ؛ و مقام آنها را آرزو نمود ؛ پس شیطان بر او مسلّط گشت تا این که از درخت ممنوعه خورد ؛ و شیطان تسلّط یافت بر حوّا به خاطر نگاه حسد آلودی که به فاطمه(س(نمود؛ لذا از آن درخت خورد همچنانکه آدم خورد ؛ پس خدا هر دو را از بهشت خویش خارج کرد و هر دو را از جوار خود به زمین راند.( بحارالأنوار ج : 11 ص 165و (164 نتیجه: کل مراحل مسابقه راز چند پیام منفی و شیطانی دارد: رسیدن به میوه ممنوعه یا طمع به مقام 14 معصوم از هر راهی که می شود حتی کمک خواستن از آتش(شیطان). ترسناک جلوه دادن تابوت عهدی که نزد صاحب الزمان است و مایه سکینه مومنان می باشد و اینکه در جعبه فقط ماری وجود دارد یعنی فقط شیطان در جعبه است نه چیز دیگر . حتی در پایان این مسابقه به مکانی می رسند که چهارده استوانه که در یک آکواریوم بزرگ مرکزی وجود دارد که نماد چهارده معصومند و سیب ها باید بر روی آن ها قرار بگیرند. آیا از این روش واضح تر می شود به چهارده معصوم توهین کرد؟ سوال3:آیا آدم و حوا قبل از هبوط در بهشت بودند؟ پاسخ 1. شیطان در بهشت جایی ندارد(طبق آیه 85 سوره ص) اما خداوند در قرآن می فرماید: "فوسوس لهما الشیطان ...." (اعراف آیه 20). 2. لغزش و دروغ در بهشت جایی ندارد(نبإ آیه 35) اما در مورد جنت یا باغی که آدم و حوا قبل از هبوط در آن بودند خداوند می فرماید:" فَاَزَلَّهما الشیطان .... "(بقره آیه 36). نکته: ضمیر هما در آیه دلالت بر این مطلب دارد که آدم و حوا هردو با هم به لغزش افتادند نه اینکه حوا ، آدم را فریب دهد. بر طبق آیه 25 سوره بقره کسی که وارد بهشت می شود ‎- جولیا پندلتون
جلل خالق ‎- جولیا پندلتون
سیر میوه بهشتی است ‎- جولیا پندلتون
شقایق آزاد ‎- جولیا پندلتون
انتقاد ‎- جولیا پندلتون
سیر را دریابید سیر حاوی ماده ایی به نام «آلیسین» است که خواص ضدعفونی کنندگی و ضدباکتریایی است. نتایج یک پژوهش آمریکایی نشان می‌دهد افرادی که روزانه سیر مصرف می‌کنند کمتر سرما می‌خورند و زمانی که دچار سرماخوردگی می‌شوند علائم سرماخوردگی‌شان خیلی زود از بین می‌رود. برای بهره‌مندی از خواص سیر توصیه می‌کنیم دو حبه سیر را له کنید و سپس آن‌را با شیر یا آب گوشت یا آب مرغ بجوشانید و داغ میل کنید. ‎- جولیا پندلتون
پیرزاد هم پاک کرد ‎- جولیا پندلتون
خیلی دوست دارم فیو رو ببینم که کی فیورت کرده ‎- جولیا پندلتون
من ‎- نآمیرآツ
یادگیری 1-یادگیری به تغییر می انجامد ؛ یعنی بعد از کسب تجربه یادگیری موجود زنده , از جمله انسان , از حالت قبل از کسب تجربه به یک حالت تازه تغییر می باد . این یادگیری چه پیچیده باشد, چه ساده ,در هر حال , یادگیرنده پس از کسب مهارت یا اطلاع تازه در نحوه برخوردش با رویدادها , در مقایسه با زمان قبل از یادگیری , تغییر میکند _ هرچند که این تغییر ممکن است خیلی جزئی به نظر آید . توجه داشته باشید که گرچه هر نوع یادگیری به تغییر می انجامد, اما هر نوع تغییری یادگیری به حساب نمی آید. ما این نکته را در دنباله این بحث بیشتر توضیح خواهم داد . اما برای روشن شدن مطلب در اینجا مثالی ذکر میکنم. فرض نید شخصی بر اثر تصادف اتومبیل یا سانحه ناگوار دیگری پایش صدمه ببیند و از آن پس هنگام راه رفتن بلنگد . این یک نمونه واقعی از تغییر ایجاد شده در شخص است , اما مطمئناً نمیتوانیم آن را یادگیری بنامیم . 2- یادگیری عبارت است از ایجاد تغییر نسبتاً پایدار باشد . تا آن را یادگیری بنامیم . بسیاری از تغییرات که ناشی از عوامل انگیزشی , هیجانی , خستگی , انطباق حسی , و مانند اینها هستند و به سرعت از بین می روند و در شمار یادگیریها ما قرار ندارند . برای مثال , شخصی که ساعتهای اول صبح با سرعت و دقت به انجام کاری میپرازد , پس از مدت زمانی به سبب خستگی , هم از سرعت هم از دقت او کاسته میشود , یعنی به گونه ای تغییر میابد. اما این تغییر موقتی و گذرا است , زیرا پس از اندکی استراحت بر طرف میشود. پس این تغییر یادگیری بحساب نمی آید. بعنوان مثالی از تغییر موقتی ناشی از انطباق حسی , وقتی که شما از یک محیط پذنور وارد یک اتاق کم نور میشوید , بر اثر باز شدن مردمک چشم و سایر تغییراتی که در شبکیه چشمتان اتفاق می افتد بلافاصله پس از ارج شدن شما از محیط کم نور به حالت قبل باز می گردد در شما تغییراتی که بر آنها نام یادگیری می نهند قرار نمیگیرد. 3-یادگیری عبارت است از ایجاد تغییر نسبتاً پایدار در توان رفتاری . یعنی تغییر نسبتاً پایداری که ما نام یادگیری به آن می دهیم باید در توان رفتاری ایجاد شود. این ویژگی تعریف یادگیری بیشتر از ویژگیهای دیگر آن نیاز به توضیح دارد . توان رفتاری حاکی از آن است که یادگیری در یادگیرنده نوعی توانایی ایجاد می کند , یعنی تغییر حاصل از یاد گیری به تغییر در توانایی های یادگیرنده می انجامد, نه صرفاً به تغییر در رفتار ظاهری او. ا با ملاحظه تغییرات حاصل در اعمال و رفتار آشکار فرد به تغییر در رفتار ظاهری او , با ملاحظه تغییرات حاصل در اعمال و رفتار آشکار فرد به تغییرات ایجاد شده در توانایی او پی میبریم. بنابه توضیحات بالا,یادگیرنده, از راه یادگیری , توانایی انجام اعمال مختلف را کسب میکند, و بعضی اوقات این توانایی برای مدتها در او به طور نهانی باقی می ماند و تظاهر آثار آن , به صورت تغییر رفتار , تا مدتی به تاخیر می افتد . برای مثال , یک دانشجوی درس روانشناسی تربیتی ممکن است تمام مطالب آن درس را به خوبی آموخته باشد,اما تا فرصت برای استفاده عملی از مطالب یادگرفته شده پیدا نکند , مثلاً تا از او خواسته نشود اصولی را که در آن درس یاد گرفته در یک طرح آموزشی به کار بندد , تغییری در رفتار او مشاهده نخواهد شد . توضیحات بالا , ما رابه تمایز بین یادگیری و رفتار هدایت می کند . چنان که گفته شد , یادگیری نوعی توانایی است که در فرد ایجاد می شود و تنها از طریق مراجع به رفتار آشکار فرد میتوان از آن اطلاع حاصل کرد . از سوی دیگر ,رفتار به اعمال و حرکات مختلف درونی و بیرونی فرد گفته میشود . روانشناسان رفتارها را به دو دسته رفتارهای آشکارا ونهان تقسیم میکنند. رفتارهای آشکار به اعمالی که مستقیما قابل مشاهده اند گفته میشود, مانند صحبت کردن , نوشتن , راه رفتن , و از این قبیل . زفتار نهان به اعمال درونی فرد که بطور مستقیم قابل مشاهده نیستند گفته میشود , مانند تفکر , تخیل ومانند اینها . 4_ یاد گیری یعنی ایجاد تغییر نسبتا پایدار در توان رفتاری بر اثر تجربه : در تعریف یادگیری , گفته شد تغییر حاصل در توان رفتاری یادگیرنده در صورتی که یادگیری به حساب می آید که بر اثر تجربه یادگیری رخ دهد , نه عوامل دیگر . منظور از تجربه در تعریف یادگیری تاثیر متقابل بیم محرکها ( بیرونی و درونی )و یاد گیرنده است .بنابر این , خواندن یک کتاب , گوش دادن به یک سخنرانی , زمین خوردن یک کودک , و فکر کردن درباره یک مطلب تجربه بحساب می آیند که ممکن است به یادگیری منجر شوند . لایک و کاکس در تعریف تجربه گفته اند "ما تجربه را , به پیروی از جان دیویی , بعنوان نوعی داد و ستد بین فرد (یادگیرنده)و آنچه , در زمان یادگیری , محیط او را تشکیل می دهد تعریف میکنیم " ‎- جولیا پندلتون
دوسال نتونستم راه برم!!! ‎- جولیا پندلتون
چرا دو سال نتونستی راه بری ؟ :| ‎- شرجیــ نشین ™
مریض بودم و عوارض دارو ‎- جولیا پندلتون
@sharjineshin ،عوارض داروی که میخوردم باعث شد نتونم راه برم ولی الان راه میرم :-))و قدر پاهامو میدونم ‎- جولیا پندلتون
یخ زدم ‎- جولیا پندلتون
غذا رو نمیخوره و کمبود خواب داره....انتظارم داره سرحال باشه!! ‎- جولیا پندلتون
افسرده شده... ‎- جولیا پندلتون
باد وحشتناکی ‎- جولیا پندلتون
هنوز سرما تو بدنم مونده ‎- جولیا پندلتون
برف هم دیدم ‎- جولیا پندلتون
منفی دو درجه ‎- جولیا پندلتون
چرا مهمه ‎- جولیا پندلتون
یعنی وقاحت از حد گذشته ‎- جولیا پندلتون
مریم زهدی واقعا ً عالی اجراش ‎- جولیا پندلتون
چه ذوقی کردم:-)) ‎- جولیا پندلتون
شعور نداره ‎- جولیا پندلتون
هرکاری انجام بدی مقصر میشی ‎- جولیا پندلتون
ماها اینقدر دروغ گوییم که به خودمون هم دروغ می گیم و اینقدر احمقیم که دروغ های خودمون رو کاملا باور می کنیم! اهورامزدا این کشور رو نه از دروغ حفظ کرد و نه از دشمن و نه قحطی انسانیت. دستش درد نکنه. ‎- جولیا پندلتون
در چند سال اخیر واژه ای در جامعه ما زیاد رواج یا فته است انهم واژه ی ( زرنگی و زرنگ بازی )میباشد به نظر شما تفسیر واژه زرنگی چیست ایا اصلا چیزی به نام زرنگی وجود دارد ؟ علل رواج این پدیده در جامعه چیست ؟ ایا پدیده مشابه و با صورت مشابه در جوامع دیگر و بخصوص جوامع غربی وجود دارد ؟ جوانب این قضیه اعمم از علل اجتماعی و فردی ان چیست ؟ نمو دهای تظاهر ان در جامعه چیست ؟ تفسیری روانکاوی و یا روانشناسی برای ان وجود دارد ؟ ‎- جولیا پندلتون
یکی لایکش رو برداشت:-" ‎- جولیا پندلتون
برام مهم نیست ...فقط ز صداش لذت میبرم ‎- جولیا پندلتون
علت اصلی بیشعوریست ‎- جولیا پندلتون
هوس شیرینی تر:-)) ‎- جولیا پندلتون
رای دادن به رژیمی که قدم به قدم همه آزادی هارو بلاک میکنه. اشتباه مرگباریه. چه فرقی بین داعش و. جمهوری اسلامی هست ؟ داعش جنگ عقیدتی داره. و جمهوری اسلامی. هم همینطور.. رای دادن به نظامی که. همه دروس دوران ابتدای و دبیرستانی رو تبدیل به دروس دینی. رای دادن به نظامی که قصد داره زنان رو حذف کنه و مثل طالبان مجبور به روبنده زدن کنه . این نظام دشمن هر آزادی و. انسانیتیه. پس رای دادن. معنی نداره ‎- جولیا پندلتون
خب با چنگال بهتره ‎- جولیا پندلتون
Здравствуй, как дела ? ‎- جولیا پندلتون
Меня зовут Коралл ‎- جولیا پندلتون
Mi dispiace Pendleton perdere. Sei grande. Judy ‎- Ehsan Sh
مرحبًا، كيف حالك؟ ‎- جولیا پندلتون
خش و خوبم؛ شما خوبی؟ خبری نا؟ ‎- Ehsan Sh
منم خوبم:-)) ‎- جولیا پندلتون
یعنی آخرش ه ... ‎- جولیا پندلتون
ما بی خواهر ها:-د ‎- جولیا پندلتون
آرش پورمند نیامد؟ ‎- جولیا پندلتون
دعوای کورد و لر بی معنیه ‎- جولیا پندلتون
گی ته خمینی ‎- جولیا پندلتون
اهل هرکجا که باشی ، برای من نازنینی چون نم نم بارانی ، برکت زمینی ، زنده یاد استاد حمید ایزدپناه شاعر خطه لرستان ‎- جولیا پندلتون
رفتن راهپیمایی ؟ ‎- جولیا پندلتون
فرفری ها ‎- جولیا پندلتون
سايه عمر شاعر : استاد ارجمند حميد ايزدپناه(صفا) بیا گلم که د دامن روزگار بمونی توسی مه عطر امیدی توسی مه گرمی جونی تو سی مه شوری و شعری تو سی مه حرفی و مهری تو سی مه سایه عمری همیشه ورد زبونی چی آهو هی و طرازی چی شعله سرکش و نازی د شرم وقتی می نشینی چی بید مجنونی گل شقایق مه کاسه اشکنی حیفه وسیل چش تو نشکیه دلم که دونم و دونی مه پر هوس تر دی آسمون عشق تو نی ایمه گری چی اور بهاری گری هنی زمسونی بیا که بزم دلم بی چراغ عشق تو کوره نسیم با و بیا تا غبار غم بنشونی خدا و تو همه چی ده و مه هناسه سردی « صفا» هوای تو داره اگر چه بارگورنی ‎- جولیا پندلتون
هر که تُورِس خطِش شُورِس ‎- جولیا پندلتون
کسی دلواپس هلوکاست طبیعت زاگرس نمیشود ‎- جولیا پندلتون
یاد اورکات بخیر ‎- Ehsan Sh
گفت چند سال داري؟! گفتم روزهاي غمناك زندگيم راكه خط بزني,كودكم!!" ‎- جولیا پندلتون
در فلسفه منطق جایز است و درسیاست هر چه که ما را به هدف برساند . ‎- جولیا پندلتون
@mousaviam2: سیاست یعنی همین؛ سیاست یعنی جلب رای مردم؛ یعنی زرنگ بازی؛ یعنی منفعت طلبی؛ یعنی مصلحت اندیشی ‎- Ehsan Sh
@ehsan957: حرفت کاملاً درسته ‎- جولیا پندلتون
افت فشارخون ‎- جولیا پندلتون
بشار اسد گفته از هر گونه مذاکره صلحی حمایت می کند اما انجام مذاکره به معنای توقف جنگ علیه تروریسم نیست و تا تصرف مجدد کل کشور به جنگ ادامه می‌دهد. ‎- جولیا پندلتون
همچنان می اندیشم ‎- جولیا پندلتون
فیلتر شکن ها هم که یک خط در میون کار میکنن ‎- جولیا پندلتون
کی باشه انتخابات تموم بشه ‎- Ehsan Sh
تا ج.ا هست هیچوقت @ehsan957 ‎- جولیا پندلتون
اینجا ‎- جولیا پندلتون
اخی آویسا جانم:-* ‎- جولیا پندلتون
دختر کوهستان ‎- جولیا پندلتون
مرجون ‎- جولیا پندلتون
به یک دست گیرد رخ شهرناز به دیگر عقیق لب ارنواز شب تیره گون خود بترزین کند به زیر سر از مشک بالین کند چومشک آن دو گیسوی دو ماه تو که بودند همواره دلخواه تو بگیرد ببرشان چو شد نیم مست بدین گونه مهمان نباید بدست ‎- جولیا پندلتون
چقدر نق میزنه هایدش کردم ‎- جولیا پندلتون
پشتیبان ولی فقیه باشید که به شما آسیبی نرسد ‎- جولیا پندلتون
انساب و ریمو کردم ولی چرا دوباره در خواست داده؟ ‎- جولیا پندلتون
خودم که پیاده روی دوست میدارم تا جاییم که بتونم و عجله نداشته باشم پیاده میرم ‎- جولیا پندلتون
خجالت نمیکشه!! ‎- جولیا پندلتون
خدا چی میشه؟ ‎- جولیا پندلتون
نامیرا پاک کرد ‎- جولیا پندلتون
نها هدفم بيرون ريختن پارازيتهايی بود که از حافظه دم دستی ام به بايگانی نمی رفتن که فکرم برای چيزهای ديگه آزاد بشه و اين تکنيک نوشتن واقعا برام معجزه کرد و اينها رو به کلی فرستاد به همون جايی که بايد باشن. امروز با يکی از دوستام بحثی داشتيم که منو ياد مطالبی انداخت که نوشته بودم و فکر کردم بد نيست چيزهايی رو که نوشتم بشکافم و يه توضيحاتی راجع بهشون بدم. می خوام از اول اولش شروع کنم. من يک انسانم و حق دارم راجع به پديده های جهان مطابق با تیپ شخصيتی و فکری، تجربياتم و دانسته هام هر احساس و نظری رو داشته باشم؛ اين پديده ها می تونن ماههای سياره مشتری باشن يا يک سبک نقاشی يا اون آدمی که امروز توی خيابون از کنارم رد شد و بهم تنه زد. و باز حق دارم که احساس و نظرم رو راجع به پديده ها ابراز کنم. در زندگی روزمره ما خودآگاه يا ناخودآگاه مرتب داريم احساس و نظرمون رو راجع به هرچيزی بيان می کنيم و احساس و نظر ديگران رو می شنويم که شايد موقع شنيدن خيلی روش تمرکز نکنيم ولی وقتی همين نظرها رو به شکل نوشته می خونيم خيلی جديتر باهاشون برخورد می کنيم. در واقع فرق شنيدن با خوندن ميزان تمرکز و برخورد ماست که تغيير می کنه نه ماهيت نظر ديگران. مثلا همين اصطلاح مغز کوچولوهايی که استفاده کرده ام توی محاوره زياد استفاده می کنم و مشابه اونو ديگران هم دارن و به کار می برن. يه مثالی می زنم که البته فقط دوستان م می دونن چه کسی رو می گم، همون شخصی که همه مون از دستش شکاريم و وقتی کفرمونو بالا مياره خيلی رک راجع به ميزان فهم و شعور و نوع شخصيتش قضاوت می کنيم و خيلی بدتر از اينها رو بهش نسبت می ديم. ولی آيا همين آدم تحصيلات دانشگاهی نداره؟ به بی سوادی که نمی تونيم متهمش کنيم، ولی خداوکيلی دوزار داخل آدميزاد حسابش می کنيم؟ با اون رفتارهای کودکانه و دنيای کوچيک و توهم خودبزرگ بينی شديدش چه عکس العملهايی رو که در تک تک ماها بوجود نياورده؟ ‎- جولیا پندلتون
خوب اين آدم خيلی راحت توی اون گروه مغزکوچولوهای تحصيل کرده می گنجه و خيلی های ديگه مثل اون. تازه حتما هستن کسانی که مشابه همين القاب و عناوين رو راجع به خود من به کار می برن چون خيلی باهوشتر و باسوادتر از من هستن، چه ايرادی داره؟ همه آدميم و رفتارهای مشابه داريم. من که مشکلی ندارم. وقتی از ش بدم میاد چرا به خودم يا ديگران دروغ بگم؟ چه اشکالی داره که اين حس رو داشته باشم و همونی رو که هستم - خوب يا بد، کم يا زياد، زشت يا زيبا - ابراز کنم؟‌ تازه بخوام نخوام هم نمی تونم اين حس رو تغيير بدم چون اگه نگم صددرصد، ولی نود و پنج درصد اين حس ناخودآگاهه! کسی هست که تا تسليم ناخودآگاهش نباشه؟ هرکی می گه نه بره کتابهای يونگ رو بخونه تا ببينه خودآگاه چقدر در برابر ناخودآگاه کوچيکه و برخلاف تصور انسان مدرن که فکر می کنه اراده اش کوه رو از جا می کنه اين ناخودآگاهه که حکمفرمای مطلق انسان و جهانشه. پس هيچ دليلی نداره که به خاطر کليشه های رفتاری يا حس بدم رو به زبون نيارم - به خصوص وقتی که در حال طرف تفاوتی بوجود نمياره - يا از ترس تنها موندن و مورد نکوهش قرار گرفتن با ديگرانی که حتما به دلايل مورد قبول خودشون از اين آدم خوششون مياد هم صدا بشم. به نظر من دو حالت می تونه داشته باشه، يک اين آدم متوجه حساسيت های زمان و شرايط نبوده! باور کنم که آدمی با اين همه ادعای فهم وشعور و نمیفهمه؟اگه واقعا نمی فهمه که پس بيخود ادعای روشن فکری و درک و سياسی بودن هم نداشته باشه. اگر هم می فهمه و اين کارو می کنه که خيلی متاسفم ‎- جولیا پندلتون
در کنار طب کلاسيک روشهاي درماني ديگه اي هم وجود دارن مثل هوميوپاتي و طب سوزني و انرژي درماني و ... که بعضي ها بهش اعتقاد دارن بعضي هم ندارن. در خود طب کلاسيک هم برخي روشها وجود دارن که خوب شايد به دليل نو بودن خيلي شناخته شده نيستن و استفاده هم نمي شن (حداقل توي ايران) مثل رنگ درماني و رقص درماني در روانشناسي و شايد حتي براي بيماريهاي جسماني. جديدترين نوع درمان غيرکلاسيک غيرمعمول غيرشناخته شده هم همين فرفر درمانيه که خدا باعث و بانيشو توي همين دنيا خير نقد بده! يعني اينکه مي شيني و هرچي رو که سر دلت مونده، اعم از خوب يا بد، مي ريزي توي فضاي سايبر که دلت خالي بشه و جا براي چيزهاي نو و تازه باز کني، خودت عوض بشي و محيطت رو اونجوري که مي خواي تغيير بدي و بسازي. محيط ميکرو البته، وگرنه اگه مي شد محيط ماکرو رو هم عوض کرد که ديگه نيازي به فرفر درماني نداشتيم از هر کسی که فکر کنه می تونه در چارچوب زندگی شخصيم برام تصميم بگيره يا منو وادار به انجام کاری بکنه که دوست ندارم يا بهش اعتقاد ندارم هم بدم مياد. اين کار ممکنه در حد يکی از اين تعارف مسخره های متداول در جامعه ايران باشه که توی مهمونی سر ميز غذا می خوان به زور بهت بخورونن يا در حد وادار کردن به اعتقاد داشتن به همون خرافاتی که قبلا گفتم البته با نيت خيرخواهی و با زبون بزرگسال به کودک. ممکنه چيزی نگم ولی دخالت توی زندگيم در هر حدی که باشه از اون چيزهاييه که بدجوری آمپرمو می پرونه، يعنی حتی ريختن يک قاشق کوچيک غذا توی بشقابم می تونه در يک لحظه منو از مرجان اروم و بی صدا که داره ماستشو می خوره به کوه آتشفشان تبديل کنه، هرچند می تونم ظاهرش نکنم ولی در درون رسما عقربه ام روی صد ايستاده. خودم هم خودمو از تعارف کردن به مهمون معاف کرده ام. طرف بخواد می خورده نخواد نمی خوره. از لقب «خانم» با اون تعريف غالب در جامعه هم بدم مياد. از نظر من اون موجودی که به طور معمول بهش می گن خانم، گوسفندی بيش نيست. مخالفين؟ مگه نه اينکه هر دختر يا زنی که خواسته های خودشو زيرپا می گذاره و همه اش در حال سرويس دادن به ديگران هست رو بهش می گن خانم؟‌ حالا خيلی وارد جزئيات نمی شم ولی هرچی طرف خودآزارتره بيشتر با اين واژه مورد مرحمت قرار می گيره. اين هم يکی ديگه از اون اهرم فشارهای فرهنگ مردسالاريه برای سواستفاده از زن... اينقدر دختر خانميه که نگو، هرچی گفتن گفت چشم؛ هر کاری خواستن کرد؛ صدا از ديوار در اومد از اين دختر دراومد، خيلی خانمه!پووووف از آدمهای پوچ و غير اورژينال هم که همش دارن ادا در ميارن، اعم از اينکه ماهرانه نقش بازی کنن يا ناشيانه حالم به هم می خوره. اين گروه هم مثل مغز کوچولوها انواع و اقسام دارن. از همه آزاردهنده تر اونايی ان که به هر دليلی تصميم گرفته ان روابطشون با تو خوب باشه. اين ديگه غير قابل تحمله. عين کرم آسکاريس مسلح خودشونو به ريشت می بندن و همه جا دنبالت ميان - اين همه جا می تونه از گردش و تفريح و کوه و غار باشه تا از اين گوشه سالن پذيرايی تا اون گوشه ديگه در يک مهمانی - به شکل ابلهانه ای هرچی می گی تائيد می کنن، جوری که گاهی دلت می خواد بگی مرگ مادرت تائيد نکن که تائيد توی بی صلاحيت بيشتر حرف منو زير سوال می بره. آی قربون صدقه الکی می رن که فقط بايد دنبال سطلی، دستشويی ای چيزی بگردی که خودتو راحت کنی. وقتی هم در زمينه تعارف و قربون صدقه در حد من بی استعداد باشی باعث هنگ کردن مغزت هم می شن که جواب اين حرف رو بايد چی بدی که نه سيخ بسوزه نه کباب. حالا چه گناهی کرده ای که اينا باهات حال کرده ان يا چه منافعی در پس اين کار دارن خدا می دونه ولی من که از تظاهر بيزارم. خودم هم از کسی خوشم نياد نمی تونم مانع از بروزش بشم. طرف به سه سوت می فهمه چقدر ارادتمندم. يه گروه ديگه هم هستن که هم نمی خوان خودشون باشن، هم می خوان چيزی باشن. بعد می گردن يکی رو پيدا می کنن که رفتار و طرز فکر و مشخصاتش رو سيموليت کنن و بگن ما اينيم. شاهکار اينجاست که يه وقتهايی می خوان از خودت بگيرن و به خودت تحويل بدن، اين ديگه نهايت وسعت فکرشونه. وجود اينجور آدمها در دور و برم مثل کنه باعث خارشم می شه. گاهی سعی می کنم چشامو ببندم و نبينم، چون حوصله ام سر بره عکس العمل نشون می دم و معمولا بهتره اين کارو نکنم. گاهی هم که حوصله بازی و خنده دارم به اصطلاح استراتژيست ها بهشون «رانگ فلگ» می دم و می فرستمشون دنبال نخود سياه و خودم عقب می ايستم که ببينم چه جوری تيشه به ريشه خودشون می زنن و تفريح کنم. ولی حاضرم قسم بخورم که اگه توبه کنن و دست از اين کار غيرانسانی بردارن و سعی کنن خودشونو کشف کنن و به ديگران نشون بدن چيز بهتری از آب درميان و از زندگی بيشتر لذت می برن؛ اين که نشد که تمام مدت در حال الگو برداری از ديگران و بازسازی اونها باشی و تازه موفق نمی شی، چون اصل نيستی، بدلی. ولی خوب شايد.. ‎- جولیا پندلتون
بازی رو دوست دارن. صلاح مملکت خويش خسروان دانند. حق اضافه کردن به اين فهرست رو برای خودم حفظ می کنم و هرچی يادم بياد رو خواهم نوشت. بعدش هم از چيزهايی خواهم نوشت که دوست دارم. زنده باد اونها... ‎- جولیا پندلتون
دارم یه کیوسک کتابفروشی راه میندازم ‎- Ehsan Sh
خیلی هم خوبه @ehsan957 ‎- جولیا پندلتون
CM Security protects your privacy ‎- جولیا پندلتون
در دنیای ما،قوی بودن و زور گفتن،چه سهل و ساده است! بی عرضه آنتوان چخوف ‎- جولیا پندلتون
هنوز حالم خوب نشده ‎- جولیا پندلتون
شام سالاد ‎- جولیا پندلتون
فست فود حالم رو خراب میکنه نمیتونم هضم کنم.... ‎- جولیا پندلتون
دلم لک زده برای کشک و بادمجون ‎- Ehsan Sh
بپز ساده است که @ehsan957 ‎- جولیا پندلتون
رای دادن خیلی سخته ...در هر موردی باشه ... ‎- جولیا پندلتون
داستان ادامه دار ❤️" پستچی " ❤️ نوشته چیستا یثربی قسمت اول چهارده ساله که بودم ؛ عاشق پستچی محل شدم.خیلی تصادفی رفتم در را باز کنم و نامه را بگیرم ، او پشتش به من بود. وقتی برگشت قلبم مثل یک بستنی، آب شد و زمین ریخت! انگار انسان نبود، فرشته بود ! قاصد و پیک الهی بود ، از بس زیبا و معصوم بود!شاید هجده نوزده سالش بود. نامه را داد.با دست لرزان امضا کردم و آنقدر حالم بد بود که به زور خودکارش را از دستم بیرون کشید و رفت. از آن روز، کارم شد هر روز برای خودم نامه نوشتن و پست سفارشی!تمام خرجی هفتگی ام ، برای نامه های سفارشی می رفت.تمام روز گرسنگی می کشیدم، اما هر روز؛ یک نامه سفارشی برای خودم می فرستادم ،که او بیاید و زنگ بزند، امضا بخواهد، خودکارش را بدهد و من یک لحظه نگاهش کنم و برود. تابستان داغی بود.نزدیک یازده صبح که می شد، می دانستم الان زنگ میزند! پله ها را پرواز میکردم و برای اینکه مادرم شک نکند ،میگفتم برای یک مجله مینویسم و آنها هم پاسخم را میدهند.حس میکردم پسرک کم کم متوجه شده است.آنقدر خودکار در دستم می لرزید که خنده اش میگرفت .هیج وقت جز سلام و خداحافظ حرفی نمیزد.فقط یک بار گفت :چقدر نامه دارید ! خوش به حالتان ! و من تا صبح آن جمله را تکرار میکردم و لبخند میزدم و به نظرم عاشقانه ترین جمله ی دنیا بود.چقدر نامه دارید ! خوش به حالتان ! عاشقانه تر از این جمله هم بود؟ تا اینکه یکروز وقتی داشتم امضا میکردم، مرد همسایه فضول محل از آنجا رد شد.مارا که دید زیر لب گفت : دختره ی بی حیا.ببین با چه ریختی اومده دم در ! شلوارشو ! متوجه شدم که شلوارم کمی کوتاه است.جوراب نپوشیده بودم و قوزک پایم بیرون بود.آنقدر یک لحظه غرق شلوار کهنه ام شدم که نفهمیدم پیک آسمانی من ، طرف را روی زمین خوابانده و باهم گلاویز شده اند!مگر پیک آسمانی هم کتک میزند؟مردم آنها را از هم جدا کردند.از لبش خون می آمد و می لرزید.موهای طلاییش هم کمی خونی بود.یادش رفت خودکار را پس بگیرد.نگاه زیرچشمی انداخت و رفت. کمی جلوتر موتور پلیس ایستاده بود.همسایه ی شاکی، گونه اش را گرفته بود و فریاد می زد.از ترس در را بستم.احساس یک خیانتکار ترسو را داشتم !روز بعد پستچی پیری آمد، به او گفتم آن آقای قبلی چه شد؟ گفت: بیرونش کردند! بیچاره خرج مادر مریضش را میداد.به خاطر یک دعوا ! دیگر چیزی نشنیدم. اوبه خاطر من دعوا کرد!کاش عاشقش نشده بودم ! از آن به بعد هر وقت صبح ها صدای زنگ در میشنوم ، به دخترم میگویم :من باز میکنم ! سالهاست که با آمدن اینترنت، پستچی ها گم شده اند. دخترم یکروز گفت :یک جمله عاشقانه بگو.لازم دارم. گفتم :چقدر نامه دارید.خوش به حالتان! دخترم فکر کرد دیوانه ام! ادامه دارد ‎- جولیا پندلتون
صداش از علی زکریایی شعرش از رضا احسان پور یار تلگرامی من! همرهِ آنلاین منی واتساپی و وایبر من، فیس من و لاین منی حک شده اسم من و تو، رو تن این تخته سفید! چت می‌کنیم تا خود صبح، بحثای علمی و مفید! صحبت فرهنگی ما، ناز و قشنگه همه جاش خنده و قلب و گل و ماچ، جورواجوره استیکراش دست من و تو داره به زندگیمون گند میزنه آدم اینترنتی از خواب و خوراک دل میکنه همسر بالقوه‌ی من! اه چه قَدَر غر میزنی استیکر ساده نده، خیر سرت عشق منی! شک داری بیخود تو به من، گنده نکن ماجرا رو سخت میگیری جون خودت! ول بکن این بازیا رو دانلود آهنگ جدید علی زکریائی یار تلگرامی من عشق تلگرامی ما، پاکه! نترس از هوساش محرم و نامحرمی هم، خوبه ولی باشه به جاش! دست من و تو باید این پرده‌ها رو پاره کنه کی میتونه جز من و تو درد ما رو چاره کنه؟ خواهر ایمانی من! با هر کسی قاطی نشو استیکره خنده نزن، آسه بیا آسه برو! کار من و تو اخوی، رفتارای منشوری نیس کار تو حتما میکشه اینجوری آخر به پلیس! کج بذارین پا توی نت، فرقی نداره تو یا اون با سند و مدرک چت، رو میشه دست دوتاتون تازه اگه فرض مثال در برین از دست فتا وقتی که مردین میبرن هردوتونو پیش خدا! یار تلگرامی من! همره آنلاین منی واتساپی و وایبر من، فیس من و لاین منی یار تلگرامی من! شکلک ناموسی نده حرفای اونجوری نزن، خیلی بده خیلی بده یار تلگرامی من! بسه دیگه این همه چت خسته شدم، جون ندارم، ول کن آقا جون ننت! ‎- جولیا پندلتون
فرار از آلکاتراز فیلم خوبی بود ‎- Ehsan Sh
تاریخچه روز جهاني زبان مادري: دوم اسفند مصادف با 21 فوریه «روز جهانی زبان مادری» است. روزی‌که از 15 سال پیش برای جلب توجه جوامع بشری به اهمیت تنوع زبانی و حفظ آن در جهان، گرامی داشته می‌شود. اما تاریخچه پیدایش روز جهانی زبان مادری به حرکت‌های دانشجویان دانشگاه‌های بنگلادش در سال 1952 برمی‌گردد، زمانی‌که بنگلادش هنوز از پاکستان استقلال نیافته بود و ایالت پاکستان شرقی نامیده می‌شد و زبان رسمی که در مدارس و دانشگاه‌های پاکستان شرقی آموزش داده می‌شد، زبان پاکستانی ویا همان اردو بود. در‌حقیقت این زبان به غیر اردو زبانان تحمیل می‌شد. اما دیگر ملت بنگال علی‌الخصوص فعالان دانشجویی‌شان زیر بار این تحمیل نمی‌رفتند. این در‌حالی بود که به خاطر تفکرات خاص دولت وقت پاکستان، کوچکترین حرکتی در این زمینه با شدیدترین اقدامات این دولت مواجه می‌شد. با این‌حال ملت بنگال برای گرفتن حق تحصیل به زبان مادریشان کوتاه نمی‌آمدند. چندی نگذشت که دانشجویان بنگالی با هدف به رسمیت شناساندن زبان مادری مردم سرزمینشان یعنی زبان «بنگلا» یا «بنگالی» اقدام به تظاهرات وسیع کردند. در این زمان یعنی در 21 و 22 فوریه سال 1952 تعداد زیادی از دانشجویان بنگالی در محوطه دانشگاه داکا توسط دولت پاکستان به رگبار بسته‌شدند. از جان‌باختگان این حادثه می‌توان به ابوالبرکت(استاد دانشگاه داکا)، رفیع‌الدین احمد(دانشجو) و شوفیر رحمان(کارمند عالیرتبه دادگاه عالی بنگلادش) اشاره کرد. اما مقاومت و ایثار دانشجویان، اساتید و فعالان فرهنگی و سیاسی بنگلادش باعث شد که چهار سال بعد(1956) زبان بنگالی به رسمیت شناخته شود و همچنین تداوم مبارزات مردم و فعالین باعث استقلال بنگلادش از پاکستان در سال 1971 شد. پس از استقلال بنگلادش، مراسم روز زبان مادری همه‌ساله در 21 فوریه با شکوه خاصی در این کشور برگزار می‌شد، تا اینکه در سال 1999 سازمان آموزشی، علمی و فرهنگی ملل متحد(یونسکو) پیشنهاد کشور بنگلادش مبنی بر اعلام 21 فوریه به عنوان «روز جهانی زبان مادری» را پذیرفت. هم‌زمان با این فعالیت‌ها سازمان دیگری با عنوان «طرفداران جهانی زبان مادری» در کانادا تشکیل شد که اعضای آن را افرادی از ملیت‌های مختلف تشکیل می‌دادند. این تشکل نیز پیشنهاد خود را جهت نامگذاری 21 فوریه با عنوان روز جهانی زبان مادری به سازمان یونسکو ارائه داد. پس از تصویب، طرحی توسط یونسکو تهیه و به تمامی 188 کشور عضو این سازمان، از جمله کشور ایران ابلاغ شد، طرحی که در آن برای معلمان، دانش‌آموزان و دانشجویان برنامه‌های خاصی تدارک دیده شده‌بود. بدین‌ترتیب برای اولین بار مراسم روز جهانی زبان مادری در 21 فوریه سال 2000 در پاریس با حضور نمایندگان کشورهای مختلف جهان، زبان شناسان و دبیرکل سازمان یونسکو برگزار شد. —------ چاپ شده در نشریه «دنیز»، شماره هشتم، ویژه نامه روز جهاني زبان مادری ‎- جولیا پندلتون
مثلاً غذای سالم میخوری؟ ‎- جولیا پندلتون
حرف حق و دروغ میپندارن.. ‎- جولیا پندلتون
‏مدنیت یک جامعه را می توان از رفتار مردم آن با حیوانات تشخیص داد(گاندی) ‎- جولیا پندلتون
مرزهای آدم ها کجاست؟ چه چیزی این مرزها رو به وجود میاره و نگه می داره؟ یه روزی باید درباره اش عمیق فکر کنم ‎- جولیا پندلتون
گل کالای حساس و آسیب پذیر و کم مشتری و ارزون و پر زحمت؛ مواد مخدر کالایی که خراب نمی شه، یه عالمه مشتری داره و درآمد و سودش هم حتما خوبه که این همه توی دنیا فروشنده داره. البته من به سهم خودم ازش خیلی ممنونم که گل می فروشه نه مواد ‎- جولیا پندلتون
اگه فقط یک نسل از زنان بین پسر و دخترشون فرق نگذارن، در نسل بعد تبعیض جنسیتی در ذهن آدمها جا نداره. گرفتاری دخترها ریشه در رفتار مادرها داره ‎- جولیا پندلتون
تلاش برای بازگشت به الگوی کودکانه عشق نمیتواند به سر منزل توفیق برسد. هیچ کس نمیتواند برای بزرگسالی دیگر همه چیز باشد مگرآن که اشکالی اساسی در کار این شخص بزرگسال باشد. هیچ کس نمیتواند به فردی بزرگسال ان قسم امنیتی را ببخشد که کودک احساس میکند،زیرا بزرگسال بودن به معنای درک این مطلب است که امنیت پایدار نیست و هرگز سدی نفوذ ناپذیر در برابر رنج و از دست دادن وجود ندارد.این که بکوشیم وضعیت کودکی محبوب را از نو به چنگ آوریم در حکم ان است که سعی کنیم وضعیتی را آن طور که از یک بعد دیده میشود باز آفرینیم،نه آن طور که حقیقتا بوده است. کشمکشی رفع ناشدنی میان کمال مطلوب محوری عشق و واقعیت روابط بزرگسالانه ممکن وجود خواهد داشت ‎- جولیا پندلتون
جایی که منجلاب گه است، دم زدن از اصلاح خیانت است.. صادق هدایت یعنی دولت اسلامی و دولت داعشی، مانند یک منجلاب گه است و اصلاح داعش یعنی، اصلاح منجلاب گه. یعنی اگر دروغگو نیستی و اصلاح طلبی، منجلاب گه را ول کن و وقت خود را صرف این کن که از منجلاب بیرون آیی و بی هوده و با هزار دوز و کلک عده دیگر را به این منجلاب گه نکشان! یعنی اصلاح که می گویند جایش در منجلاب گه نیست. بیرون از آن است. تو گه گرفته اگر این را نمی فهمی، بی خودی مابقی را گهی نکن! ‎- جولیا پندلتون
بازم شام سالاد ‎- جولیا پندلتون
رای دادن و ندادن چیزیه که کمتر به خود اصل نظام مرتبطه. در کشورهای که نظامشان دموکراتیکه ما داریم می بینیم ابن روزها مردم چنان از چنین دموکراسی نیابتی دلسرد شده اند که خیلی ها اصلا به پای صندوق های رای نمی روند و رای نمی دهند و برای این منظور هم این و یا آن حزب بسیج نمیشه و آوار بکشه ای مردم نرید و رای ندهید. اصلا این حرفها نیست. البته هستند کسانی که بلند می گویند من رای نمی دهم و من اصلا به سیاست کاری ندارم و غیره. یا این وجود می بینیم که این نظام ها دارندعمل می کنند و البته هستند کسانی که نگران دلسردی مردمند و در زمینه کار می کنند.. این ها همه وجود دارد و اما همان طور که گفتم رای دادن و ندادن نشانه این نیست که مثلا این نظام های دموکراتیک با همه کسری ها و کمبودهایشان نظام های استبدادی اند و یا مانند ولایت فقیه اند. ‎- جولیا پندلتون
در یک نظام استبدادی مانند ولایت مطلقه فقیه و رهبر، در اصل رای دادن نیست که حساب میشه. چون در استبداد اصلا رای مردم مهم نیست. پس این می ماند بدانیم این همه دغدغه ملایان مستبد برای کشانیدن مردم به پای صندوق های رای از چه زاویه است؟ از سره بیعت. چون برای نظام آخوندی هرباره رای دادن یعنی رای به رهبری و بیعت با رهبر. یعنی هی آقا ما دستت را می بوسیم و با توهیم و اهل کوفه نیستیم که امام تنها بماند. همین. خود خامنه ای همین رو گفته. همه بیایند رای بدهند اصل آمدن به پای صندوق های رای است چرا چون آنچه در درون صندوق هاست به حساب نمی آید. و شمارش نمی شود. خب. حال. همه آنهایی از این نظامند این را به خوبی می دانند. و بخوبی می دانند مهندسی از پایین در استبداد یعنی کشک. یعنی ماست خوردن. ولی با این وجود سعی می کنند به لطایف الحیل مردم به بیعت با نظام و رهبر نظام به پای صندوق بکشانند. می گویم به پای صندوق ها نه صندوق های رای. چون این های صندوق های رای نیستند بل صندوق های بیعت با نظام و رهبری اند. و تازه از این گذشته آنهایی که میگویند نرید و رای ندهید، بیشتر آنهاییکه می خواهند رای بدهند را تحریک می کنند. و حریجه دار می کنند و آب به آسیاب آنها می ریزند. بابا. همه چیز از پیش روشنه. اینقدر حرص و جوش نزنید. حتی این را هم که حالا گفتم ازمن نشنیده بگیرید. چون کیست که نداند. ‎- جولیا پندلتون
وقتی وقاحت با وقاحت مسابقه می گذارد رای به قاتل به یاد مقتول وقتی آقای مانی حقیقی ؛ کارگردان سینما ؛ قصد نوشیدن خون فروهرها؛ پوینده و مختاری را هم دارد. «هم از توبره خوردن و هم از آخور» رسمی قدیم است. آب میوه نوشیدن با خاتمی؛ پالوده خوردن با احمدی نژاد و بستنی خوردن با روحانی هم در میان برخی هنرمندان مملکت ما رایج . ژست هنرمند معترض و روشنفکر منتقد و مستقل گرفتن و دستمال به دست صندلی وزیر ارشاد و معاون های او را به امید امکانات پاک کردن هم رسمی نو نیست. اما وقتی وقاحت با وقاحت مسابقه می گذارد ؛ آقای مانی حقیقی ؛ کارگردان سینما ؛ عکس انگشت رای داده خود را در فیس بوک منتشر می کند و به شیوه رایج در مملکت ما ؛ برای آن سوی نیز عشوه ی اپوزیسیونی و انتقادی می آید و کنار انگشت رای داده خود و نام های پوینده؛ مختاری و فروهرها می نویسد «به یاد این چهار نفر با تردید به لیست کامل اصلاح طلبان رای دادم» در فهرست کامل اصلاح طلبان برای مجلس خبرگان در کنار نام قصابانی چون ری شهری ؛ نام دری نجف آبادی ؛ وزیر قتل های زنجیره ای هم هست . بر اساس اسنادی که در دادگاه منتشر شد؛ گروه سعید امامی از او در باره اجرای «طرح حذف روشنفکران منتقد و اعضای کانون نویسندگان و..» می پرسد. طرح به دوران وزارت فلاحیان و ریاست جمهوری رفسنجانی (سر لیست همین فهرست ) تهیه شده بود. دری نجف ابادی ؛ در سمت وزیر اطلاعات؛ دستور اجرای طرح را صادر می کند و آن ۴ تن و کسانی دیگر چون پیروز فقهای دوانی و...را می کشند این جا بحث شرکت در انتخابات یا تحریم آن و دلایل هر دو گرایش مطرح نیست. این جا وقاحت به فرازی می رسد که آقای کارگردان به قاتلان پوینده و مختاری و فروهرها رای می دهد اما قصد نوشیدن خون کشته شدگان را هم دارد ؛ از آن ها طلبکار است که به یاد آن ها به قاتل ان ها رای داده است. شرم از زیباترین احساس های بشری است که در برخی مرده است . می گویند «وجه غالب افکار عمومی جامعه ما توانائی کنش انتقادی در برابر وقاحت و دروغ و ... را وانهاده و فضا از تفکر انتقادی تهی است» . این داوری ؛ حتا اگر درست باشد ؛ عمق فاجعه سقوط نظام ارزشی ما و جامعه ما را توضیح نمی دهد . به کجا رسیده ایم؛ یا تا کجا فرو افتاده ایم؛ که افکار عمومی ما دغلکاری از این دست را می بیند و دم برنمی آورد؟ عکس از صفحه آقای مانی حقیقی ؛ ‎- جولیا پندلتون
یعنی محمودوند اصولگرا خودش رو مستقل شرکت کرده ‎- جولیا پندلتون
محمد بیرانوند (اصلاح‌طلب) با حدود ۵۰ هزار رای، مرتضی محمودوند (مستقل) با حدود ۴۰ هزار رای، محمدرضا ملکشاهی راد (اصولگرا) و اعظم محمدی نیا (مستقل) به دور دوم انتخابات راه پیدا کرد ‎- جولیا پندلتون
اگه بخواد دور دوم رای بیاره و نفر اول به مجلس بره باید بره سراغ طایفه حسنوند ‎- جولیا پندلتون
دوباره بی بی سی زدن ‎- جولیا پندلتون
حالا خوبه اینترنت هست... ‎- جولیا پندلتون
من چقدر آبجی دارم:-)) ‎- جولیا پندلتون
یادتان هست که هاشمی رفسنجانی در انتخابات مجلس ششم ، نفر سی‌ام شد ؟ و بخاطر همین شکست مفتضحانه از رقابت‌ها کنار کشید؟ یادتان هست چه شوری در مردم ایجاد شد ، برای این حماسه‌؟ امروز همان مردم خوشحالند که رفسنجانی نفر اول خبرگان شده و لیست پیشنهادی‌ش برای مجلس دهم اول. این یعنی : قمار باخت ، باخت برای مردم و بازی برد برد برای خامنه‌ای. ‎- جولیا پندلتون
با این روش 50 سال دیگر چیزی باقی نخواهد ماند برای آیندگان . سرزمین های لخت و عریان ، سیلابی و بیابانی ، بدون جنگل و مرتع ، بدون حیات وحش ، بدون رودخانه های جاری و آبزیان ، با کوههای تراشیده و نحیف ، دریاچه های خشک شده و تباه شده ، دشت های ویران شده و سفره های آب زیرزمینی خالی شده . این همه آن چیزی است که ما داریم برای نسل بعد به ارث می گذاریم ! آن روز دیگر نه نفتی هست نه معدنی ! نه درختی هست نه زمینی پربار برای کشاورزی! چون زیاده خواهی نسل ما همه را به ویرانی می کشاند . نسلی که همه منابع سرزمین را برای خودش می خواهد و بس! آیا پدران ما اینگونه در این سرزمین زیستند ؟ که ما اینگونه برای نسل بعد می خواهیم پدری کنیم؟ - ‎- جولیا پندلتون
مردم ما تشنهء زیبایی و رنگ هستند ...شنیدن یک خبر خوش ... دیدن یک تصویر دلپذیر پائیزی ...خبر عاشق شدن دوستی...دیدن یک فیلم خوب...خواندن رمانی در نیمه شب ها...در حالی که هر جا را نگاه می کنی پر است از خبر های بد...خبر اعدام ...چهره های دگرگون شدهء زنانی که دست های پلید برای نجات «بیضهء اسلام» مسیر زندگی شان را تغییر داده...شاهد دورویی های حکومت...دلم «شازده کوچولو» یی را می خواد که با مهربانی و دست های کوچکش مسیر زندگانی ما را عوض کنه. شازده کوچولوی آنتوان دو سنت اگزوپری...نه پهلوی ‎- جولیا پندلتون
دشنام با ناسزا یکسان نیست. ناسزا یعنی اینکه چیزی به کسی نسبت بدهی که سزاوارش نباشد، دشنام، یعنی نام بدی به کسی بدهی ! جدای از شوخی بد نیست میان زبان برنده و دشنام گویی تفاوت بگذاریم. ‎- جولیا پندلتون
چند روز پیش رفتم جای بعد وقتی وارد شدم همه یکجور خاصی بهم نگاه میکردن بعد از گذشت دو ساعت گفتن خانوم موسوی وقتی وارد شدیاونقدر جدی بنظر امدی که گفتیم دیگه کارمون ساخته است با ایشون .ً بعد که گذشت خیلی از شخصیتت خوشمون امد که راحت برخورد میکنی ... ‎- جولیا پندلتون
ای کاش ‎- جولیا پندلتون
سلاخ خانه ای بنام ایران ‎- جولیا پندلتون
اى كاش لقب مهمان نواز را به دنبال خود نمى كشيديم!! در سرزمين ما جزاي پرواز مرگ است!! نسل كشى مهاجران زمستانى و بومى ما همچنان ادامه دارد! حلقه هاى شناسايى اين مهمانان زمستانى را كه زيست شناسان اورگانهاى دولتى و خصوصى اروپايى به پاهاى تعداد زيادى از اين پرندگان نسب كرده اند را در ايران شكارچيان و قصابان حيات وحش از پاهايشان جدا مى كنند!! - ‎- جولیا پندلتون
چند روزی نبودم ‎- Ehsan Sh
@ehsan957 خوش برگشتی ‎- جولیا پندلتون
اینترنت رایتل رو برای خرم آباد گرفتم....ولی دارم حجمش رو تموم میکنم ‎- جولیا پندلتون
گر قرار باشد خوبی ما وابسته به رفتار دیگران باشد این دیگر خوبی نیست بلکه معامله است. ‎- جولیا پندلتون
دولت اسید ‎- جولیا پندلتون
در دوران که حکومت در دست مونارش مطلق قبظه است البته خاندان های الیگارش احترامشان محفوظ است ، اما از چپاول بی حد و حصر خبری نیست؛ خود سلطان به انداز کافی می چاپد، اما چون او یک تن است ویک خانواده است سریعتر سیر می شود؛ اگر کمی شرف و انسانیت داشته باشد دست به اصلاحات هم میزند ، اما اگر قدرت به دست خانودا های الیگارش بیفتد چون تعدادشان به نسبت زیادتر است چپاول تا عمق استخوان مردم نفوذ میکند. حال اگر بین مونارشی و الیگارشی اختلاف بروز کند فرصت درخشانی به دست مردم می افتد تا حکومت مردم بر مردم را برقرار کنند. اما این به ندرت اتفاق افتاده و سیری بسیار کُند وبطئی در تاریخ داشته است . همواره مردم در نزاع قدرت بین الیگارش ها وجه مصالحه بوده اند ، یعنی گاه مونارش به مردم متوسل میشده تا پوزه الیگارش ها را بخاک بمالد و گاه بر عکس . الیگارش ها مردم را تحریک کرده بر ضد مونارشی که تن به خواسته های ایشان نداده،و به شورش وا میداشتند ، اما از این نکته نباید گذشت که خطر الیگارش ها به مراتب از قدرت مونارشی بیشتر بوده است. این خاندن هائی هستند که در طول عصرها و قرون نسل بعد نسل مردم را چاپیده و رنگ عوض می کنند . پس نزاع بین الیگارش ها و مونارش ، شورش ها وانقلاب ها ، زمانی به اصالت واقعی به مردم تفویض شود . در غیر اینصورت این صورت یک کلاهبرداری سیاسی است هر چند توأم با خون و آتش بسیار باشد ‎- جولیا پندلتون
به گفته برتراند راسل « هر کجا اقتصاد مردم در دست مونارشی و یا الیگارشی باشد تساوی حقیقی قدرت ( دمکراسی) ممکن نخواهد بود ‎- جولیا پندلتون
همیشه دیوار جدایی ...با بی پولی ساخته میشه ‎- جولیا پندلتون
@mousaviam best Abs fitness/ Best butt fitness / Women Workout ‎- جولیا پندلتون
قاتل خوب و قاتل بد.اصلاحاتی خوبه ولی مخالفش بد ‎- جولیا پندلتون
واعظ طبسی در گذشت یعنی به درک واصل شد ‎- جولیا پندلتون
بخش تحلیل آبانگان: بررسی میزان کاهش منابع آب‌های زیرزمینی نشان می‌دهد که در طول نیم قرن اخیر، بیش از ۸۰٪ ذخیره آبی آبخوان‌های کشور، بر باد رفته است. استخراج بیش از حد، به معنای کشیدن آب زیرزمینی از چاه‌های عمیق و نیمه عمیق به مقداری بیشتر از آبی که جایگزین می‌شده، باعث تبدیل بخش‌های زیادی از کشور، از جمله دشت‌های سر سبز، به بیابان‌های لم‌یزرع و خشک شده است. احداث سدهای متعدد بر سرمنشا بسیاری از رودخانه‌های ایران در مناطق کوهستانی، بخش‌های دیگر این راه‌های انتقال آب را خشک کرده و نهایتاً، حجم زیادی از فضای خالی ذرات دشت‌ها که منتظر رسیدن آب بوده، از این مایه‌ی حیات، محروم شده است. سدهای وزارت نیرو و مدیریت نامناسب، حق‌آبه‌ی بسیاری از تالاب‌ها و دریاچه‌ها را خورده و باعث بروز بحران در مناطق پایین‌دست سدها شده‌ است. امروز، بخشی از بحران گرد و غبار خوزستان، به خاطر مهار غیر منطقی رودخانه کرخه است، که باعث شده تالاب بزرگی، رو به خشکی رود و رسوبات دانه‌ریز، با وزش اندکی باد، به هوا برخیزد و ریه‌های مردمان اهواز را پر کند. امروز، مدیریت نا مناسب آب در اطراف دریاچه ارومیه و ساخت‌ سدهای بزرگ و کوچک، ساخت بزرگراه و هزار و یک آسیب دیگر باعث شده بخش بزرگی از مساحت دریاچه، از آب خالی باشد و اگر به موقع به داد آن نرسند، میلیون‌ها نفر قربانی دستکاری بشر در محیط زیست این حوزه خواهند شد. نمک آلوده وقتی به ریه قربانیان فرو رود، اثری غیر قابل جبران خواهد داشت. هزاران هزار قربانی خشک شدن دریاچه آرال می‌توانند گواهی دهند که «با نمک شدن» با مرگی تدریجی و دردناک و غم‌ناک همراه بوده است. ‎- جولیا پندلتون
همه به هم میگن گوسفند ....:-))از دست هم. دیگه ناراحت میشن که چرا بهشون گفتند ؛گوسفند ‎- جولیا پندلتون
اگر میلیاردها به یک باور دینی اعتقاد داشته باشند، آن اعتقاد از یک امر خصوصی به یک امر عمومی مبدل نمی شود! ‎- جولیا پندلتون
حسادت!! ‎- جولیا پندلتون
از روز زن، تبریک این روز رو گفتن و از همه بدتر تبریکش رو شنیدن نه تنها متنفر که منزجرم! ولی گاهی هم ناچاری تبریک می گم و هم سعی می کنم تبریک هایی رو که می شنوم عین آدم های نرمال جامعه بپذیرم! روز زن؟ به چه مناسبتی؟ روز زن؟ توی این فرهنگ تا بن دندون مسلح برضد زن؟ روز زن؟ و زن هایی که تفاوت جنسیتی و تحقیر زنانگی رو از بچگی توی مغز دختر و پسرشون فرو می کنن؟ روز زن؟ زن هایی به قیمت چند صد/هزار سکه طلا؟ روز زن؟ کنار کدوم مرد؟ روز زن؟ در برهوت عشق و احترام؟ روز زن؟ توی ایران امروز؟؟؟ ماها اینقدر دروغ گوییم که به خودمون هم دروغ می گیم و اینقدر احمقیم که دروغ های خودمون رو کاملا باور می کنیم! اهورامزدا این کشور رو نه از دروغ حفظ کرد و نه از دشمن و نه قحطی انسانیت. دستش درد نکنه. ‎- جولیا پندلتون
صد و سی و شش نفرید ،انوقت فقط شصت و پنج تا لایک؟ ‎- جولیا پندلتون
دختر چل گیس بهار در همین حوالی هاست به انتظار نشسته که زمستان کوله بارش و جم کنه و بره و اون با گل و شکوفه هاش عطرفشانی کنه و به رقص در آید... با یه چند تا شمردن انگشتاتون سال ۹۴هم تموم میشه. حسی مشترکی بین همه ما ایرانی ها بپاهه ِ حس تحویل دادن زمستون و گرفتن بهار.....یه چندروز ۹۴هم به نوعی بره تو آرشیوم اما امان از کارای جا مونده انگار یچیزی به اتمام نرسیده..دس و دلم نمیره ...خسته میشم بس که کلمات را می‌چینم و برمی‌دارم .. می‌چینم و برمی‌دارم ...و ناخداآگاه کلمات به چمشانم ریخته میشود و سرریز میشوندو من زلال میشم ...و پایین می چکند ... ایشالله که تو این سال جدید همه چیزتان نو شود اما رفقات ها بزار کهنه بمونه ...الهی که سال نوتان نكو....بودن هاتان پايدار...بهارتان خوشرنگ و شادی هایتان ماندگار ... خوشی هاتان سرشار..سرشار...بهارتان خرم .... برای تبریک بهار لازمه که اسم ببرم ؟ نه بزارید اسم نگم میترسم کسی از قلم بیفته دوستای گلم صمیمانه فرا رسیدن بهار را به شما تبریک میگم. گرچه دوریم زهم یکدل وجونیم من وتو بازهم صاحب این نام ونشونیم من وتو باغ بی برگی ما تشنه بارون شده بود من نمی گم که توپائیز و خزونیم من و تو پی نوشت۱:لبــخنــد پی نوشت۲:دارم میرم خرم آباد و امکان داره اینترنت نداشته باشم پی نوشت۳: دوستتون دارم مرجان موسوی ۱۸ اسفند ۹۴ ‎- جولیا پندلتون
وای وای ‎- جولیا پندلتون
کلی دانلود کنی بعد بجای کات کردن دیلیت کنی ...اینج ‎- جولیا پندلتون
متنفرم از روزهایی که خودم هم نمیدانم دردم چیست گاهی آنچنان مزخرف می شوم که برای دیگران هم قابل فهم نیستم حتی عزیزترین کسم را از خودم میرانم. لویی فردینان سلین " دسته ی دلقک ها " _ مترجم: " مهدی سحابی " ‎- جولیا پندلتون
رسیدم خرم آباد ‎- جولیا پندلتون
سیذارتا را بخونید ‎- Ehsan Sh
درود @mousaviam2 ‎- Ehsan Sh
درود شایدم ازنا:دی ‎- جولیا پندلتون
چرا نمیتونم بلاکش کنم!! ‎- جولیا پندلتون
روز عید احتمالاً فوت کنه! ‎- جولیا پندلتون
آلـرژی ‎- جولیا پندلتون
Friendfeed - Comment - Hide - - - دوستهام برام مهمن اما اگه نشون بدن که دوستيشون سطحيه در یک لحظه می گذارمشون کنار و سلاح هايی مثل متلک و حرف و اين چيزها اصلا در مورد من کاربرد نداره چون خودم خدای متلک بگوهام و اگه قرار باشه کسی با من کل کل کنه حسابش با کرام الکاتبينه، حرفهای پشت سرم هم وقتی به گوشم می رسه فقط می خندم، چون به محتويات ذهن ديگران در مورد خودم همون قدر اهميت می دم که به محتويات معده شون. اينه که خيلی راحت دوستيشونو نديده گرفتم اما با همون رفتار قبل سعی کردم باهاشون کار کنم - جولیا پندلتون1 - - ‎- جولیا پندلتون
ریز گردها پیداشون شد ‎- جولیا پندلتون
هوا پاییز یست ‎- جولیا پندلتون
باد باد باد ‎- جولیا پندلتون
نیا چرا نیومد؟ ‎- جولیا پندلتون
سال با تقسیم شـادی شد تمام /عده ای ناکام و معدودی به کام /شهــروند دست دوم شــاد شد /خانه خلق یتیم آبــاد شد/از زمان مـادها تا این زمان/کس چنین شـادی ندیده در جهـان ‎- جولیا پندلتون
شــد بــهــار امــا صــفــای آن بــه مــا مــربــوط نــیــســت/زان کــه دور گــردش گــردان بــه مــا مــربــوط نــیــســت/هــر کــســی در کــلــبــه خــود،عــیــد نــوروزش بــود/مــا کــه ویــلــانــیــم و ســرگــردان بــه مــا مــربــوط نــیــســت ‎- جولیا پندلتون
ضرب و شتم خانواده‌ی زندانیان مقابل زندان اوین خبرگزاری هرانا – تعدادی از فعالان مدنی و اعضای خانواده‌های زندانیان عقیدتی سیاسی از جمله پدر «آتنا فرقدانی» که هنگام سال تحویل مقابل زندان اوین تحصن کرده بودند توسط نیروهای امنیتی مورد ضرب و شتم قرار گرفتند. ادامه مطلب>>> https://hra-news.org/fa/thought-and-expression/a-4552 ............................ به کانال خبری هرانا در تلگرام بپیوندید: https://telegram.me/hranew ............................ تماس با ادمین هرانا و ارسال اخبار: https://telegram.me/hranews1 ‎- جولیا پندلتون
برای خودم ‎- جولیا پندلتون
برای خودم متأسفم ‎- جولیا پندلتون
بجای لایک هم کامنت بگذارید خوشحال تر خواهم شد ‎- جولیا پندلتون
عه باز هم این پست از فرفر به اینجا نقل مکان کرده ‎- بولوار نیوفسکی
دیگه چی بگم!! ‎- جولیا پندلتون
عيد آن روزی است که ناچار نشوی هی برای انواع و اقسام اره و اوره و شمسی کوره در باز کنی و بفرما و بتمرگ بزنی! همونهايی رو می گم که نديدنشون صدالبته بهتر از ديدنشونه. همونهايی که مثل چک برگشتی تاریخ ۶ ماه پیش روی دستت موندن. در مسجدن، نه کندنی و نه بردنی. بعد تازه بازديد هم بايد بری ديگه. نيست که اگه نری سال ديگه نيان سراغت و باغ بهشت هبوط کنی که. خلاصه که آقا ما خوب عيدی داريم. از صبح تا شب بی خيال زنگ زدنهای بی هوا و مهمونهاي بی ملاحظه دوست نداشتنی غير قابل تحمل. هروقت می خوایم بیدار می شیم،‌ می خوابیم، کتاب می خونیم،‌ غذا می خوریم، تفریح می کنیم، آی به کارهای عقب افتاده می رسیم... به اين ميگن عيد. از همين جا هم خدمت اون طفلی هايی که هنوز نتونستن از شر فاميلها و ظاهرا دوستان بدتر از دشمن خلاص بشن عرض ادب و تسليت داريم. همدردی ما را بپذيريد. غم آخرتون باشه. ‎- جولیا پندلتون
ر فراسوي عشق تو را دوست مي‌دارم در فراسوي پرده و رنگ در فراسوي پيکرهايمان با من وعده ديداري بده ‎- جولیا پندلتون
هوا آفتابی ه بعد هواشناسی گوشی زده که هوا ابری ‎- جولیا پندلتون
دیگه چه خبر؟ ‎- جولیا پندلتون
ای فلک وقتی دلم تنگ و غمین چی بکم؟ هیکلم هه چی لَشی نقش زمینَ چی بگم وِر کردم تَش تا نَکه یخ ای دل حَسرت نصیو رِفتِ بارو اَر وِ تَژگاکَم بیشنَ چی بکم وقتی دوسِ نازنیم بعد عمری انتظار و هُمالونم بِیینِم هُمنشینَ چی بکم؟ ‎- جولیا پندلتون
«...آنچه بوده باز هم خواهد بود، و آنچه شده باز هم خواهد شد. زیر آسمان هیچ چیز تازه ای وچود ندارد. آیا چیزی هست که درباره اش بتوان گفت :این تازه است؟ همه چیز پیش از ما، از گذشته های دور وجود داشته است...سپس ظلم هايی را که در زير اين آسمان می شد مشاهده کردم. اشکهای مظلومانی را ديدم که فريادرسی نداشتند. قدرت در دست ظالمان بود و کسی نبود که به داد مظلومان برسد. پس گفتم کسانی که قبل از ما مرده اند از آنانی که هنوز زنده اند خوشبخت ترند، و خوشبخت تر از همه کساني هستند که هنوز به دنيا نيامده اند، زيرا ظلم هايی را که زير اين آسمان می شود نديده اند...تمامی زحمات انسان برای شکمش است، با اين وجود هرگز سير نمی شود. پس يک شخص دانا و يک فقيری که می داند چگونه زندگی کند، چه برتری بر يک آدم نادان دارد؟ اين نيز مانند دويدن به دنبال باد است. بهتر است انسان به آنچه که دارد قانع باشد تا اينکه دايم در اشتياق کسب آنچه ندارد به سر ببرد... من درباره آنچه که در زير اين آسمان اتفاق می افتد انديشيدم و ديدم که چطور انسانی به انسان ديگر ظلم می کند. ديدم ظالمان مردند و دفن شدند و مردم از سر قبر آنها برگشته در همان شهری که آنها مرتکب ظلم شده بودند، از آنها تعريف و تمجيد کردند...در زير اين آسمان با نمونه ای از حکمت روبرو شدم که بر من تاثير عميقی گذاشت: شهر کوچکی بود که عده کمی در آن زندگی می کردند. پادشاه بزرگی با سپاه خود آمده، آن را محاصره نمود و تدارک حمله به شهر را ديد. در آن شهر مرد فقيری زندگی می کرد که بسيار خردمند بود. او با حکمتی که داشت توانست شهر را نجات دهد. اما بعد هيچکس او را به ياد نياورد. آنوقت فهميدم که اگر چه حکمت از قوت بهتر است، با وجود اين اگر شخص خردمند، فقير باشد خوار شمرده می شود و کسی به سخنانش اعتنا نمی کند. ولی با اين حال، سخنان آرام شخص خردمند از فرياد پادشاه احمق بهتر است. حکمت از اسلحه جنگ مفيدتر است، اما اشتباه يک احمق می تواند خرابی زيادی به بار آورد...» ‎- جولیا پندلتون
دل و روده ام پیچیده بهم... ‎- جولیا پندلتون
مشخص بود ‎- جولیا پندلتون
پاسدار محسن رضایی حتی اطلاعات دقیقی بما رسیده که ما باید در یک مرحله انحلال سپاه رو بخواهیم، یعنی می‌خواهند اعلام بکنند، دو سه سال آینده اعلام بکنند که ایران اگر می‌خواهد وارد تجارت جهانی بشه باید سپاه پاسداران انقلاب اسلامی رو منحل کنه این یک تکه از اطلاعات جدید است که به‌دست ما رسیده، اطلاعات سری هم هست خوب اینها می‌خواهند گام به گام ما را این‌جا ببرند... چه اطلاعات جدیدی؟ این یک مطالبه حرکت آزادی خواهانه و دموکراتیک مردم ایران است که دهه ها است که گفته و نوشته میشود. دموکراسی و آزادی خواهی در ایران، بی شک به یک ارتش ملی که آمریکایی و .. نباشد نیاز داشته و دارد اما نه به سپاه آخوندی و بازاریان. نه به سپاه ایدئولوژیک و سرکوبگر، قاچاقچی و.. مسئله وارد شدن در تجارت جهانی فقط نیست. بل مسئله بر سر برداشتن مرزهای ایدئولوژیک و آخوندی و بربرانه و آمیختن در نظام و مناسبات و قوانین و آیین نامه های جهانی از حقوق بشر، قوانین کار، قوانین اقتصادی و.. است. ایران باید بسوی یک اتحاد بین المللی و بسوی یک کره خاکی واحد و متحد بشتابد و نمی تواند گرفتار احکام بربرانه و قبیله ایی مشتی آخوند باقی بماند که از این احکام جاهلانه و داعشانه جزء ایجاد ترور و وحشت برای حکومت خود مقصد دیگری را دنبال نمی کنند ‎- جولیا پندلتون
شب تا صبح خونه میزبان بمونی!؟ ‎- جولیا پندلتون
یعنی نمیفهم کل این ماجرا رو:-( ‎- جولیا پندلتون
چرا تبلیغات آمازون میاره ... ‎- جولیا پندلتون
طنز جالبی دارن ‎- جولیا پندلتون
تا بحال توی زندگیم برنامه ریزی نداشتم ‎- Ehsan Sh
مطلب دزدی ‎- جولیا پندلتون
دیروز با وبلاگا آشنا شدم فیدش را توی اینوریدر اضافه کردم ‎- Ehsan Sh
نامه نگاری با توییتر هم به جایی نرسید ‎- جولیا پندلتون
چرا باورتون نمیشه که قفل شده ‎- جولیا پندلتون
ای آقا،من چند روز در گیر توییتر بودم شما باید آنساب کنی؟:-)) ‎- جولیا پندلتون
اگر رویاها مثل اسب بودند ، فقرا نیز می توانستند سوار آن شوند . کتاب پرنده خارزار اثر:کالین مک کالو مترجم:فرشته طاهری ‎- جولیا پندلتون
ادامه... زندگی و مرگ، بودن و یا نبودن ... این ها جفت مقولاتی از این قبیلند که باهم مفهوم می یابند. زندگی اگر جاودانه میبود چون در این صورت فرضی مرگ وجود نمی داشت، از این رو زندگی هم بی معنی میشد. این مرگ است که زندگی را و این زندگی است که مرگ را معنا و مفهوم می بخشد. آیا این دو - زندگی و مرگ - باهم و روی هم رفته یک پدیده واحد با یک تضاد درونی را تشکیل می دهند؟ شکی نیست که هستی نافی نیستی و نیستی نافی هستی است. ایندو نظر به این تضاد نمی توانند هرگز در یک پدیده بطور همزمان وجود داشته باشند. وقتی یک پدیده نیست، یعنی نیست و آنوقت در وضعیت نیستی یک پدیده، هستی آن بی معنی و غیر واقعی است. یک پدیده و یک هستی البته که با نیست خود در تضاد است. اما آیا این یک تضاد درونی هستی است؟ ادامه.. ‎- جولیا پندلتون
نه دیگه این دل واسه ما دل نمیشه ‎- جولیا پندلتون
سه ماه گذشت!! ‎- جولیا پندلتون
اونا از من میترسن منم از اونا ‎- جولیا پندلتون
69 تا لایک ‎- جولیا پندلتون
۱۴/۱/۲۰۱۶ ‎- جولیا پندلتون
همصدا؛قرار بود یه روم درست کنه ولی هنوز کاری نکزده ‎- جولیا پندلتون
قاصدک،بازار،کندو،شیرینی،شلوارک،خمیردندان،دارکوب ‎- جولیا پندلتون
شکلات داغ میخوزم ...به به ‎- جولیا پندلتون
چی چی چی ‎- جولیا پندلتون
عجب بارونی ‎- جولیا پندلتون
ادامه.. من مخالف این نیستم که سعی کنیم در جایی که کلیت هایی از یک تضاد شکل می گیرند، این کلیت ها را در یابیم. از این رو هم می پرسم: زندگی و مرگ با هم چه کلیت و پدیده ای را تشکیل می دهند؟ زندگی و مرگ تضاد درونی کدام پدیده اند؟ اختلاف من با نگره فلسفی در همین جاست. چون نگره فلسفی در پی صدور احکام کلی و جهان شمول است. و این در پیرامون تضاد ها و.. به این سادگی نیست. نمونه می آورم. کل اخلاق و یا اخلاقیات چنین به نظر ما می آید که انگار یک کلیت و یک پدیده متضاد است: یعنی متشکل از یک تضاد درونی که اخلاق را تشکیل می دهند: بدی خوبی به ظاهر اخلاق بدون این تضاد درونی تشکیل دهنده بی معنی است. البته که سعی شده که عنوان شود اخلاق و اخلاقی یعنی اخلاق خوب. و اخلاق بد، اخلاقی نیست. اما برغم این تلاش به نظر می آید اخلاق ترکیبی است از یک تضاد: اخلاق بد و اخلاق خوب ما نام این کلیت را می گذاریم اخلاق. آیا اخلاق خوب به عنوان یک پدیده اخلاقی در خود یک تضاد و یک بدی را حمل می کند؟ ادامه.. ‎- جولیا پندلتون
ادامه.. وقتی من می گویم لابی مورد توجه ام لابی گری است. لابی گری یک رویه است. لابی گر با نگاه دیگر به کشور و بطور نمونه ایران می نگرد. همه نباید به شغل شریف دلالی مشرف باشند تا لابی گر باشند و با لابی گری به مسائل یک کشور نگاه کنند. لابی برای کشور اهمیت قائل نیست. برای تاریخش اهمیت قائل نیست. در دیده اش همه این تنها وسیله و ابزار شناخت از یک بازار برای آب کردن بنجلش است. حائز اهمیت تجاری و حرفه ایی هستند. اصلی از اصول مارکتینگ می باشند. لابی ها عمده احترام و اهمیت را درعوض برای آقایان خود که طرف تجاری شان است قائلند. مهد تمدن و تجارت و.. ثروت و سرمایه و... از دیده یک لابی سرزمین آقایانش می باشد. و در عوض کشور بازار برایشان حکم یک لجن گاه، یک طویله را دارد. این ها چنین با تحقیر به یک کشور بازار نگاه می کنند. مدرنیسم برای یک لابی گر یک وسیله و یک ابزار است. و چنین ابزاری الزاما نباید باشد. اگر هست برای این است که مسلما کاربردی دارد و مفید است که اصل لابی گری پیش برود و بهتر پیش برود.. و از همین رو لابی می تواند در دوره دیگر به بساط مدرنیسم را برچیند و چون نیاز بازار اقتضا می کند به واپس گرایان روی آورد و ساز دیگری را کوک کند. ادامه.. ‎- جولیا پندلتون
ادامه.. ایدئولوگ ها همیشه در خدمت دولت گرایان بوده اند و دولت گرایان در خدمت ایدئولوگ ها. یک جامعه آزاد در عوض نمی تواند آزاد باشد مگر این که بر ضد هر دو این ها باشد هم بر ضد ایدئولوگ ها و هم بر ضد دولت گرایان ادامه.. ‎- جولیا پندلتون
دولت = ناکارآمدی دین = جنگ و نفرت @mousaviam2 ‎- Mahdi
@mahdiebrahimi1 : موافقم .... ‎- جولیا پندلتون
این است درد بی دردی ما چرا کسی نیست....؟ ‎- جولیا پندلتون
بالاخره بعد از گذشت پنج روز،پیکر پسر بچه ی لرستانی که در جریان سیل اخیر مفقود شده بود،پیدا شد و به مادر منتظرش تحویل داده شد. ‎- جولیا پندلتون
خیلی وقته اینجا چیزی ننوشتم ‎- Ehsan Sh
برق رفت ... ‎- جولیا پندلتون
بلبل گلزار عشقم بال پروازم نیه تا له سوز دل بنالم کس هم آوازم نیه رنجه له خار فراقم راحتی بخشم کوو آرزو دار وصالم یار طنازم نیه درده دارم ری و کو بم تا که دردم چاره کن راز دل افشا و کی کم چیونکه همرازم نیه بردیه تا دل و دستم عقل و هوشم چی له سر لو چاو مخموره مستم میل بگمازم نیه درد عشقی ها له گیانم طاقتو صورم نمن سوز دل دیری بیانم حاجت سازم نیه لو رخ گلگون دیری حسرت ماچی دلم بسکه ریو نرمم خدایا تاو ابرازم نیه یا و وصلی زندگی کم یا له هجرانی مرم غیر یه چشتی ترک انجام و آغازم نیه حافظ کردی زوانم شعر من برهانمه شار کرماشان عزیزان کم له شیرازم نیه شعر کردی هر یسه ار خاصه تمکین یا خراو دی لیه بهتر چه بیوشم سحر و اعجازم نیه ‎- جولیا پندلتون
هر روز به مردن فکر می کنم . به مریضی، قحطی خشونت،تروریسم،جنگ به آخر الزمان. و همین کمک می کند به چیزی فکر نکنم. از مرگ رسته//راجر مگاف//تو مشغول مردن ات بودی (گزیده ای از شعر و عکس جهان )مترجم محمد رضا فرزاد ‎- جولیا پندلتون
بعضی وقت ها احساس می کنم که هیچ چیز معنی ندارد . در سیاره ای که میلیون ها سال است با شتاب به سوی فراموشی می رود ، ما در میان غم زاده شده ایم ؛ بزرگ می شویم ، تلاش و تقلا می کنیم ، بیمار می شویم ، رنج می بریم ، سبب رنج دیگران می شویم، گریه و مویه می کنیم ، می میریم ، دیگران هم می میرند و موجودات دیگری به دنیا می آیند تا این کمدی بی معنی را ازسر گیرند ... تونل #ارنستو_ساباتو ‎- Mahdi
@mahdiebrahimi1 سپاس از همراهی شما ‎- جولیا پندلتون
همه چیز ما تیغ داره ‎- Ehsan Sh
مرده رود ‎- جولیا پندلتون
#lamestan خواستم بنویسم بدونه شرح ولی دیدیم که یه عالمه حرف نگفته در گلوبم تلمبار شد. اهای شماهایی که تا کودک سه ساله سوری در دریا غرق شد حتی عکس پرفایلتان هم عکس او شد ایا خبر داری که کودک 5 ساله لرستانی نیز در سیلاب جان داد چرا کسی حرفی نمیزند ؟ چرا برای هموطنان خودتان عزادار نیستید ؟ جرا دربی برایتان مهم تر از سیل زدگی چند استان کشورتان شد؟ چرا کسی سراغ عشایر عزیزمان را نمیگیرد آنها که خانه ای نداشتند که بشود فهمید هستند یا نه ؟ چرا حیوانات فلان باغ وحش و ما بقی داستانها بیشتر سرگرمتان کرد تا کشته شدن بانوی ایلامی؟ شاید قومیت اینجا حرف حساب را میزند !!!!! خدایا چه خوب که جای تو نیستیم چطور است که اگر باران شدیدی امد و کودکتان زیر باران خیس شد هزار فکر به ذهنتان خطور میکند ولی نگران کودکان سیل زده هموطنتان نیستید . خدایا مرا چه میشود ؟؟؟؟؟؟ ♥♥هموطنان عزیز سیل زده تسلیت بخاطر عزیزانتان ♥♥ ‎- جولیا پندلتون
یک شب در کوچه ای با معشوقم قدم می زدم،ناگهان درب خانه ای که نمایی حزن انگیز داشت،گشوده شد و در تاریکی،عشق، یک پایش را از آن بیرون نهاد.عشقی نه از قماش عشق های معمول،بلکه در قالب موجودی سبکسر،سنگین وزن و عضلانی.او در جای خود ایستاده بود و با کمانی زمخت، نشانه ام گرفته بود.پس تیری رها کرد که درست در وسط قلبم نشست.آنگاه پایش را به درون کشید و درب خانه را،که قلعه مانندی تاریک و ناشاد بود بست.من از پای درآمدم و معشوقم که گمان می کنم او را تشخیص نداده بود،به راه خود ادامه داد.زیرا در غیر اینصورت،به یقین می ایستاد تا خم شود و کمکم کند.وقتی که دورشدن معشوقم را مشاهده کردم،فهمیدم که متوجه هیچ حادثه ای نشده است.لحظه ای خونم به دنبال او در جویبار روان بود و آنگاه خشک و متوقف شد. داستانهای دردانگیز،پار لاژرکویست،برگردان غلامرضا سمیعی. ‎- جولیا پندلتون
درست انجام می دن حذف کنیم. کلا تکنیک حذف در همه زوایای زندگی همیشه به دادمون رسیده و می رسه، ولی نمی دونم تا کی خواهد رسید ‎- جولیا پندلتون
ما ایرانی ها کلا در هیچ زمینه ای حال پیشرفت کردن نداریم، ولی برای اینکه خیلی از جلوه نیفتیم می خوایم اونهایی که کارشون رو درست انجام می دن حذف کنیم. کلا تکنیک حذف در همه زوایای زندگی همیشه به دادمون رسیده و می رسه، ولی نمی دونم تا کی خواهد رسید. ‎- جولیا پندلتون
بببببیییییمممممااااارررررسسسسستتتتتاااااننننن ‎- جولیا پندلتون
کمرم درد میکنه..... ‎- جولیا پندلتون
یکی نیست بهش بگه؛یاوه نگو ‎- جولیا پندلتون
راستش را بخواهید، نمی دانم از کجا شروع کنم؟ اصلا نمی دانم این نامه را باید برای چه کسی و کسانی بفرستم؟ خوب، اگر به لرها بنویسم، فریاد همدانی ها بلند می شود. اگر برای همدانی ها بفرستم دادِ لرهایِ (غُرغرو) گوش فلک را کَر خواهد کرد. بنابراین نامه را سرگشاده می فرستیم. ولی ای مردم! بخوانید و بدانید، مورد خطاب من بیشتر لُرها هستند، مخصوصا خرم آبادی ها! گفتم : که نمی دانم از کجا شروع کنم؟ آخه آن قدر درد، در دلم انبار شده است که مانده ام، نامه را چگونه آغاز کنم؟ از آوارگی ام؟ از لقب بی مسمایم؟ از چاپ بی در و پیکر اشعارم، یا از بی وفایی دنیا و شما لُرهای عزیز؟ که 9 قرن است نه پیامی، نه نامه ای و نه حالی از ما پرسیدید و نه احوالی. تازه تازه فیلتان به یاد دیار هند افتاده است، و واسفاها بانگ برداشته اید که : بله باباطاهر لُر است و خرم آبادی، نه همدانی. خرم آبادی های عزیز! من که فراموش نکرده ام. می دانم شما هم از یاد نبرده اید، که تا پایمان را از خانه بیرون می گذاشتیم. با (هِروگاله) به دنبالم می افتادید : طاهر (لیوه اُما) طاهر( لُختِرو اُما.) شنیده ام با علی میردریکوند هم همین معامله را کرده اید. که بیچاره به دام فرنگیان خدانشناس افتاد و برای این که او را به بهشت بفرستند، نامی هندی برایش انتخاب کردند، و شد گونگادین. مثل من که شدم باباطاهر همدانی. اون بیچاره هم مثل ما بود. لیوه ی لیوه حالا خوب است دو مقبره به نام ما وجود دارد، یکی در خرم آباد و یکی در همدان، آن بدبخت که گور به گور شد. خوب، یک روز با خودمان زمزمه کردیم که : بشم واشم از این عالم به درشم بشم از چین و ماچین دورترشم پس را افتادیم. چیزی نداشتیم، رندی بودیم، قلندر و (بی هُنِ مُ) و (پاپتی). آخر نه این که خاطرخواه هم بودیم. دل در گرو یکی از سیاه چشمان دیار خودمان داشتیم، که بی وفا بود. البته حق داشت. چه کسی با یک لیوه ی لُخترو ازدواج می کند؟ یک روز یک دو بیتی برایش سرودم و فرستادم که پاسخم را نداد. بی وفا! بله گفته بودم : غم عشقت بیابون پرورم کرد هوای عشق بی بال و پرم کرد ما چه چیزمان از قیس عامری کمتر بود. که بعدها از عشق لیلی، مجنون شدن و سر به بیابان گذاشت و شد دیوانه ی عشق. مثل ما. راستی که پدرش بسوزد این عاشقی. حتما داستانش را در لیلی و مجنون نظامی خوانده اید. البته قصدم تقلید نبود. اشاره ام بیشتر به شباهت های تاریخی است. پس راه افتادیم. دل از وطن بریده، و جگر از بی وفایی دلدار در آتش سوخته. مقصد هم نامعلوم. (شَکَت وِ لَه کَت) به جایی رسیدیم که بعدا معلوممان شد، همدان است. داستان از همین جا شروع شد. چه می دانم یه آقایی به اسم محمد راوندی آمد و در کتابش (راحه الصدور) برداشت و نوشت که ما پادشاهی دو جهان را به طغرل نامی بخشیدیم و حلقه ی ابریق شکسته امان را در انگشتش کردیم. خدا مابین ما که روحمان از این جریان آگاه نیست. تازه این هیچ. پدر آمرزیده برداشته و نوشته است که ما (شیدگونه) بوده ایم. یعنی خیلی محترمانه گفته است : که ما (لیوه) هستیم. خدا پدرش را بیامرزاد، که ما را ادیبانه، دیوانه خواند. یک نفر دیگر در کتابش، نزهه القلوب، نه گذاشت و نه برداشت، ما را با همین عبارت : (باباطاهردیوانه) معرفی کرد. فکر می کنم. نامش حمدالله مستوفی بوده است، که اگر دستم برسد، به او خواهم گفت : عامو! دیوانه چو دیوانه ببیند خوشش آید. خوب تا این جا که ما همدانی هستیم. یا شدیم. هر کس بعد از این دو نفر آمده بی هیچ پرس و جویی، همه ما را همدانی خواندند. تا اینکه اسفندیار غضنفری امرایی در کتاب گلزار لرستان، اولین تلنگر را بر بدنه ی تاریخ زد که : نخیر باباطاهر لرستانی است. خدایش بیامرزد. هر چند برای اثبات باورش، در این راه از خود تعصب زیادی نشان داد، ولی فریادش به جایش نرسیده مثل دیگران. اما کار هنوز تمام نشده است. بابامردوخ روحانی. در کتابش به نام تاریخ مشاهیر کردستان، در چندین صفحه به ذکر جمیل، پرداخته است. البته در سراسر نوشته اش، نگفته است که ما کُرد هستیم. ولی همین که نام و دوبیتی های ما را در کتابش آورده است، چه معنایی می تواند داشته باشد؟ باباطاهر همدانی لُر زبان در کتاب تاریخ مشاهیر کُردستان!! *** ‎- جولیا پندلتون
و اما درد دل اصلی ام. من یا لُر هستم و مقبره ام در محله ی باباطاهر است، در خرم آباد، یا همدانی هستم. همه ی شما با سرمای طاقت سوز زمستانی این دو شهر آشنایید. پس کدام عقل سلیم می پذیرد، در چنین هوای سردی آدمی آن چنان عریان و عاری از پوشش باشد که او به لقب (عریانی) بدهند. این درست که ما را (لیوه) می دانند آخر خوش انصاف ها، لازمه ی ملقب شدن به لقب فخیم (عریانی) نه این است که آدمی در همه ی چهار فصل عریان باشد. قحطی لقب بود؟ شنیده ام به یکی لسان الغیب می گوئید. دیگری را افصح المتکلمین و شیرین سخن می نامید. و از یکی دیگر با عنوان مولانا نام می برید و صدها شاعر دیگر را حکیم می خوانید. من مانده ام و این لقب (عریان) من اگر عریان بوده ام، تنم عریان نبود، روحم عریان بود. آن هم از تعلقات و وابستگی های دنیوی. ببینید بابامردوخ روحانی که کُرد هم هست، چه قشنگ و با انصاف درباره ی عریانی ما نوشته است : "باباطاهر را بدان جهت عریان گویند که چندان پای بند حفظ ظاهر نبوده، و از پوشیدن جامه ی نو ابا داشته است. " خوب، با این حساب، کسی که از پوشیدن جامه ی نو خودداری کند، باید او را (عریان) خواند؟ پس با این حساب هشتاد نود درصد از شما هم عریان هستید و خود نمی دانید. و اما گِله ایی کوچک، در طول این 9 قرن پس از درگذشتِ ما، کدام یک از شما لُرهای عزیز، همتی به خرج دادید، گامی برداشتید و اشعارمان را جمع کردید. آخر، می دانید که سواد نوشتاریمان چندان خوبِ خوب نبود مثل مولانا هم کاتبی مانند حسام الدین چلبی نداشتیم که هم برورویی قشنگ داشته باشد و هم خوش خط و ربط و هم خوش محفل! از طرفی اهل مدیحه سرایی هم نبودیم که برای جیفه ی دنیایی نُه کرسی آسمان را زیر پای یک الدنگ تا جدار بگذاریم. چیزی می گفتیم و دیگران که کتابتشان در حد و حدود برهنگی ما بود، برایمان کتابت می کردند. بله، داشتم می گفتم : در همان روزهایی که در همدان بودیم، یک دو بیتی سرودم با این مصرع : (مِه او اسپید بازم هَمَه دُونَن)،(من آن باز سپیدی هستم که همه می دانند ) خوب، همدانی های زبر و زرنگ آن را قاپیدند و به این صورت خواندند : مواون اسپیدبازم همدانی، و سندی شد برای همدانی شدن ما. شما لرستانی های عزیز، چه کردید! مگر مَنِ بابای پیر که از خود شما بودم و لُر زبان، چه چیزمان از میرنوروز و ملاپریشان کمتر بود؟ حالا که می خواهید ثابت کنید من لُرم. انجام هرکاری، راهی دارد و روشی. آخر نه این که آدمی برای اثبات ادعای خود نیاز به مدرک و سند دارد. آن هم از نوع محکمه پسندش. پس چه مدرکی بهتر از سروده های ماست؟ با یک جو همت اشعار پراکنده ی ما را از لابلای کتاب ها، جنگ ها و تذکره ها بیرون بکشید، سره را از ناسره جدا کنید. آخر اگر همدانی ها با زبان ما آشنا نیستند، شما که همزبان ما هستید و بهتر منظورمان را می فهمید. لابد خواهید گفت : ما محقق و پژهشگر و ادیب و ارباب قلم نداریم. که این هم از آن حرف هاست. همین سید فرید قاسمی خودتان کم کسی است؟ که اگر از او بپرسید، ‎- جولیا پندلتون
شماره ی کفش دربان روزنامه ی ثریا یا باباشمل یا ملانصرالدین چند است؟ فوری و سه سوته! جوابتان را در آستین دارد. نه این فکر کنید پاسخش همین جوری هوایی و دیمی است، نخیر کاملا مستندِ مستند. خوب، شما با داشتن یک همچه استادی که تبحر خود را در نبش قبر هرچه روزنامه و شب نامه وایواره نامه است به خوبی ثابت کرده است. جای آن نیست که از تنگدستی و فقر پژوهشگر بنالید. لُرهای عزیز ناراحت نشوید. شنیدن حرف حق تلخ است. یک عمر است به انتظار لقمه ی جویده به تکرار این قبیل حرف ها سرخودتان هم شیره مالیده اید و هم گرم کرده اید. علی محمد ساکی کجاست؟ چند نفر از شما آن مقاله ی دلسوزانه ی حشمت الله خالقی را خواندید؟ و دنباله اش را گرفتید. اصلا یکی از شما یک دست مریزاد خشک و خالی به او گفت : حالا با کسانی دیگر با همه ی ادعاهای سه لاپهنایشان، کاری ندارم. که به مُلک فرنگ رفته و در کنار رود سِن، لم داده و دمبدم نوشابه های بدون گاز می نوشند و به یاد وطن (وَربوق) های نوستالژیک می زنند. و یک گِله ی کوچکتر، در لقایی این ادعا، که این لُرها پاپتی را از خود می دانید و معتقد هم هستید که باباطاهر لُر است و همدانی نیست، عرض کنم : خوب لُرهای عزیز! نمی گویم از روزی که ما سرمان را به خشت نهاده ایم. نه. همین روز و روزگار خودتان. شما چه مکان و چه جایی را به نام نامیِ ناچیزمان در خرم آباد، نامگذاری کرده اید؟ شنیده ام، ده ها بزرگراه، کوچک راه و کوره راه، مدرسه و میدان و خیابان به نام کسی مزین شده است که روزگاری دستی به قلم داشت و دارای نامی مجلل و صاحب جلال بوده در حالی که شما لُرهای خوش انصاف حتی یک (آوکَله پزی) ساده و محقر را به نام باباطاهر( حالا عریان یا لُخترو)، نام گذاری نکرده اید. و سخن آخرینم. ایهاالناس یا بهتر بگویم : ایهاالرستانی های عزیز خرم آبادی. محتویات این دیوان اشعار که به نام ما و در رنگ ها و اندازه های جیبی و پالتویی و وزیری ورحلی به چاپ رسیده است. تعداد کمی از آن ها، گفته های من است. بقیه مال کدام مادر مرده هایی است نمی دانم. تازه آن مقدار هم که سروده های خود من است. با زبونی نوشته و چاپ شده است که خود ما هم حتی به ضرب و زور لغت نامه ی دهخدای خودتان معنی و معانی آن ها را نمی فهمم. چون این زبان لُری که نیست. فارس هم فکر نمی کنم باشد. گویا به زبان یاجوج ماجوج نزدیک تر باشد تا به زبان باباطاهر لرستانی گفته باشم. یک روز خواهید دید که قوم یاجوج ماجوج نیز دیوانی به نام (باباطاهر یاجوج ماجوجی) به زیور طبع آراستند و به دنبال آن مدعی دیگری به مدعیان (مالکیت) ما اضافه خواهد شد. بگذریم، نامه طولانی شد. اگر سرتان را درد آوردم ( با پوزش فراوان) برای تسکین درد دل های خودم بود. اگر فرصتی پیش آمد و عمرش هم انشاالله تا صد دیگر به درازا کشید. در نامه ی آینده ام مبحثی تازه و جدید برایتان باز خواهم کرد که خیلی از مباحث را باز خواهد کرد. تا آن روز پایدار باشید . امضاء و اثر انگشت باباطاهر پی نوشت ها : هِروگالَه Herr-o-galah ایجاد سروصدایی برای هو کردن کسی لیوَه Levan دیوانه لُخترو Loxteroo برهنه بی هُنِ مُ Be Home Mo بی خانمان. و اشاره دارد به این مصرع از دوبیتی های باباطاهر : مِه او رندم که نومم بی قلندر نه خُن دیرم نه مون دیرم زلنگر شَکت وِ لَه کت sakat velan kat کاملا خسته و کوفته ابوبکر محمد راوندی نویسنده ی کتاب راحه الصدور و آیه السرور. قرن ششم و هفتم هجری. حمدالله مستوفی : مورخ و جغرافی دان قرن هشتم هجری صاحب کتابهای : تاریخ گزیده،ظفرنامه و نزهته القلوب هفت کرسی آسمانی : اشاره ای است به این بیت ظهرالدین فاریابی در مدح قزل ارسلان نُه کرسی فلک نهد اندیشه زیر پای تا بوسه بر رکاب قِزل ارسلان زند. که سعدی به او ایراد گرفته و گفته است : چه حاجت که نُه کرسی آسمان نهی زیر پای قِزل ارسلان تاریخ مشاهیر کردستان، تالیف بابای مردوخ روحانی(شیوا) که در دو جلد در سال های 1364 و 1366 توسط انتشارات سروش به چاپ رسیده است. برداشت از هفته نامه تبلور انديشه ‎- جولیا پندلتون
چی میشه؟ ‎- جولیا پندلتون
بی‌اراده بی‌اراده بودن و زندگی کردن بدون هیچ باوری وحشتناک‌تر از مُردن است، حتی وحشتناک‌تر از جوان‌مرگی. «اینگرید برگمن، داستان زندگی من / اینگرید برگمن و آلن برجس / آنتونیا شرکا» ‎- جولیا پندلتون
هر مردی در راه باورهایش جان می‌دهد. هر زنی در راه باورهایش جان می‌دهد. هستند کسانی که باورهای کم‌ارزش و پوچی دارند، با این حال حاضرند همه چیزشان را در راه همان باورها فدا کنند. ما فقط یک زندگی داریم و در یک طریق می‌توانیم حرکت کنیم و می‌خواهیم پیش از اینکه زندگی‌مان به سر آید به کمال تجربه‌اش کنیم. اما بی‌اراده بودن و زندگی کردن بدون هیچ باوری وحشتناک‌تر از مُردن است، حتی وحشتناک‌تر از جوان‌مرگی. ‎- جولیا پندلتون
موانع خلاقیت در محیط خانواده ۱- تاکید بیش ازحد والدین برهوش و حافظه کودک: بسیاری از والدین، ناآگاهانه کودک خود را فقط با هدف تقویت مهارت‌های حافظه ای و انباشتن ذهن وی از اطلاعات عمومی، تربیت وهدایت می‌کنند و برای حافظه و هوش کودک، اهمیتی بیش از حد قائل می‌شوند. این گروه از والدین بدون در نظر گرفتن این اصل تربیتی مهم که تنها اطلاعات عمومی و داشتن حافظه قوی برای تکامل و رشد فکری و باروری استعدادهای کودک کافی نیست، با اصل قراردادن هوش وحافظه کودک، از پرورش سایر توانمندی‌های ذهنی و روانی کودک خود که مهم‌ترین آن‌ها تفکرخلاق است، غافل می‌مانند. ۲- ایجاد رقابت میان کودکان: رقابت میان کودکان معمولاوقتی پدید می‌آید که : الف) نوعی ارزیابی و رتبه بندی توسط والدین وجود داشته باشد. ب) پاداش یا جایزه ای در میان باشد. به طور معمول اگر کودکان احساس کنند که کار آن‌ها توسط والدین مورد ارزش گذاری قرار خواهد گرفت یا به بهترین کار، جایزه یا پاداش داده خواهد شد، بیشتر از آن که به انجام بهترآن کار بیندیشند، به کسب آن جایزه فکر می‌کنند. ضمن این که گاهی این رقابت‌ها به ستیزه جویی میان کودکان تبدیل می‌شود. ۳- تاکید افراطی برجنسیت کودک: تاکید زیاد بر جنسیت کودک و تمایز قائل شدن زیاد میان دختر و پسر، یکی از موانع مهم رشد خلاقیت کودکان در برخی از خانواده‌هاست. دربرخی از فرهنگ‌ها بسیاری از دختران و پسرانی که از تفکرخلاق برخوردار نیستند، به سبب ملزم شدن به رعایت پاره ای مقررات وهنجارهای ازپیش تعیین شده وهمچنین به دلیل قرار گرفتن درنقش های قالبی که فرهنگ و محیط بر آن‌ها تحمیل کرده، علایق و تمایلات خلاقانه خود را سرکوب می‌کنند و در نتیجه به تدریج دچار تعارض شده و خلاقیت آن‌ها از بین می‌رود. ۴- قراردادن قوانین خشک و دست و پا گیر در منزل: بسیاری از والدین برای کودکان خود قوانین و مقررات خشک ومحدود کننده ای نظیر مقدار ساعت‌های درس خواندن در روز، رأس ساعت معین خوابیدن، استفاده از لوازم خاص و... تعیین می‌کنند. پدید آوردن چنین شرایطی در منزل و اصرار و پافشاری بر رعایت آن‌ها از جانب کودکان سبب می‌شود کودک تدریجاً به قالبی و تکراری رفتار کردن عادت کند. باید توجه داشت که افکار و رفتارهای کلیشه ای و تکراری، نقطه متضاد خلاقیت است. ۵- عدم آشنایی والدین با مفهوم واقعی خلاقیت: عدم آگاهی و شناخت برخی والدین از فرآیند رشد خلاقیت در کودکان و عدم مطالعه آن‌ها در این زمینه، سبب می‌شود هیچ گاه نتوانند برای پرورش و شکوفایی خلاقیت کودک خود برنامه ریزی و اقدام صحیحی نمایند و به این ترتیب ناخواسته سبب می‌شوند استعدادهای خلاق کودکشان به هدر برود. ۶- انتقاد مکررازرفتارهای کودک:ارزیابی پی درپی رفتارهای کودک و زیر ذره بین قراردادن و انتقاد از کارهای او در خانواده، آزادی، امنیت خاطر و اعتماد به نفس کودک را مختل می‌سازد و ترس از اشتباه را در وی تقویت می‌کند. این ترس چنانچه درکودک حالت مرضی پیدا کند، جرات ابراز هرگونه اندیشه جدید یا انجام کارهایی را که درعین خلاق بودن، احتمال وجود اشتباه نیز درآنها وجود دارد، درکودک از بین می‌برد و به این ترتیب خلاقیت کودک که لازمه‌اش داشتن آزادی و امنیت خاطردر محیط خانواده و خطر پذیری وعدم ترس از اشتباه است، با مانع رو به رو می‌گردد. ۷- بیهوده شمردن تخیلات کودک: تخیل کودک، اساس خلاقیت اوست و چنانچه تخیلات و روِیاهای کودک با بی توجهی، تمسخر یا بیهوده انگاشتن از جانب والدین رو به رو شود، در واقع سرچشمه خلاقیت اوخشکانده شده است. محکوم کردن خیال پردازی کودک و وادار نمودن اوبه واقع بینی درخانواده شیوه ای کاملااشتباه است و برای بذر حساس خلاقیت کودک، آفتی مهلک محسوب می‌شود. ۸- عدم شناسایی علایق درونی کودک: بسیاری از کودکان خصوصاً درسنین پایین، از علایق و کشش‌های خود نسبت به موضوعات و پدید ه های پیرامون اطلاع روشنی ندارند یا این که نمی‌توانند آن را به زبان بیاورند. این موضوع از موارد بسیارحساس به شمار می‌رود که باید ازهمان دوران کودکی مورد توجه والدین قرار گیرد. خانواده‌هایی که نسبت به این مسئله بی تفاوت هستند و سعی نمی‌کنند انگیزه‌ها و موضوعات مورد علاقه کودک خود را شناسایی و کشف کنند، ناخواسته فرصت‌های زیادی را برای رشد خلاقیت کودک، از وی سلب می‌کنند. ۹- عدم وجود حس شوخ طبعی درمحیط منزل: شوخ طبعی از شاخص‌های مهم خلاقیت به شمار می‌رود و وجود حس شوخی و شوخ طبعی در فضای خانواده بسیار حائز اهمیت است، زیرا مستقیماً به رشد خلاقیت کودک کمک می‌کند. اما در خانواده‌هایی که فضای زندگی آن‌ها خشک، رسمی وجدی است، زمینه ای برای بروز حس شوخ طبعی کودک به وجود نمی‌آید و در نتیجه در چنین محیطی، بسیاری از کشش‌های خلاقانه کودک پنهان می‌ماند. ‎- جولیا پندلتون
دلهره گرفتم ‎- جولیا پندلتون
نارنجی پوش!! نارنجی پوش شهرمان باشیم! اصلا تفاوت شهر نشینی و غارنشین بودن یعنی همین!! یعنی شهر را پاکیزه نگه داریم، هر چند که انسانهای نخستین هم طبیعت را آلوده نمیکردند!! امروز ما به جای آشغال زدایی مشغول آشغال زایی هستیم! زشتی و کثافت عینی و بصری به زشتی و کثافت ذهنی تبدیل میشود. حفظ انباشتگی میتواند احساس خستگی و رخوت پدید آورد. وقتی خود را از شر کثافات و انباشتگی برهانید،حتی کمتر بیمار میشوید. به خودمان شک نکنیم!میل به زباله روبی دلیلی بر نا سلامت بودن روانمان نیست. زمین را نوازش کنیم،نخراشیمش. شهر را از زباله پاک کنیم بلکه روحمان پاک شود. همه ما باید دائم در حال آشغال زدایی باشیم: هم از خانه مان،هم از زندگیمان،هم از فکرمان،هم از شهرمان،شاید هم از همه چیز...! راستی تا به حال با خود اندیشیده اید که چرا اینقدر کثیفیم؟؟ به راستی کاغذ پاره هایی که لیسانس بودنمان را یادآوری میکند باعث میشود که اینگونه مضر و مخرب باشیم؟ یا اگر آشغال را از روی زمین برداریم عجیب نگاهمان میکنند و دیوانه خطابمان میکنند؟و ما میترسیم که نکند واقعا دیوانه باشیم؟ نارنجی پوش بودن شهرمان باید شغل دوم همه ما باشد و باید به آن ببالیم،باید به تن افکارمان جامه نارنجی بپوشیم. به خاطر بچه هایمان و آینده زیبای فرزندانمان باید نارنجی بپوشیم. و البته باید از بودنمان مطمئن باشیم. و این همه ما هستیم، نارنجی پوشان تحصیلکرده شهرمان که زمین را برای گام های سنگین بی تفاوتان پاک میکند. برای تمیز شدن شهرمان چند دسته میشویم و هر روز جایمان را با هم عوض میکنیم! آخر قرار است تجربه پاکی همه جای شهر را داشته باشیم.شاید هم فرقی نداشته باشد،مهم تمیز شدن شهر است. نباید یک وجب از زمین هم کثیف بماند. اگر هم جارو کشیدن را مایه ی بی آبرویی میدانیم راهش راحت است: بی خیال... و بعدش هم دوباره باز همهن سرزمین یخ زده و کثیف قبلی یادم باشد از این به بعد هر جا که رفتم جارویم را با خودم ببرم،شاید به کارم آمد! روح و روان و جسم و جانت را جارو بکش پاک کن و پاک کن و پاک کن و پاک کن آرزوی نارنجی پوش این است که روزی همه بسیج شویم و همه جا را تمیز کنیم. ‫#‏آشغال_نریزیم ‎- جولیا پندلتون
ممکن است که لباس و زبان و رسوم وآداب و معتقدات مردم عوض شود ولی حماقت آنها عوض نخواهد شد و درتمام اعصارمی توان به وسیله گفته ها ونوشته های دروغ ,مردم را فریفت ‎- جولیا پندلتون
با سبز دعواش شد ...منو بلاک کرده ...خودا شفا بده ‎- جولیا پندلتون
6 ماه گذشت ... ‎- جولیا پندلتون
بزودی امکانات نظامی وحشتانکی در اختیار پاره ای از کوچکترین و فقیرترین کشورهای قرار میدهد که بدترین حکومت ها و البته کثیفترین جنبشهای اجتماعی راردر اختیار دارند ‎- جولیا پندلتون
کشور ثروتمند و گند گرفته ای که کودکانش ناچار آشغال جمع می کنند! ‎- جولیا پندلتون
مافیای گرگهای حاکم با دست خود طعمه یک طمع میشود !که شده ‎- جولیا پندلتون
مردمی که ذهنشان آزاد نیست هیچگاه آزاد نخواهند شد،بلکه در تنگنای ذهنشان قفس دیگری را تجربه خواهند کرد ‎- جولیا پندلتون
داستان ضحاک و فریدون قصه سحر و معجزه نیست قصه کودتا و ضد کودتا ست ‎- جولیا پندلتون
"برای پیشگیری از مواجهه با قفل بی کلید زندگی واقعی به رویا پناه میبریم. اما در رویا به چیزهای بر میخو یم که حتیٰ از زندگی واقعی وحشتناک ترند .پس نهایتاً ذره ذره از رویا به زندگی واقعی می گریزیم" اسلاوی ژیژک ‎- جولیا پندلتون
گفت بود؟یا گفته بود! ‎- جولیا پندلتون
گل مرجان خیلی قشنگه ‎- Ehsan Sh
@ehsan957 آره خیلی ‎- جولیا پندلتون
اونیکه ساب کرده بیاد بهم بگه ...معلوم نیست کی سابید ‎- جولیا پندلتون
بیسواد ‎- جولیا پندلتون
آدم نمیدونه بهش چی بگه!!مرتیکه ‎- جولیا پندلتون
شله ماش ( غذای محلی شهرستان دورود-لرستان) مواد لازم : لوبیاچیتی یک چهارم پیمانه ماش ۲ پیمانه عدس نصف پیمانه برنج یک چهارم پیمانه پیازداغ به مقدار زیاد آب ۴ پیمانه کشک به مقدار لازم زعفران به مقدار لازم نعناع داغ به مقدار زیاد طرز تهیه : لوبیا را از شب قبل بگذارید خیس بخورد و چند باری آب آن را عوض کنید. بعد بگذارید بپزد. من پخته داشتم. برنج و عدس را از یک ساعت قبل بگذارید خیس بخورد. ماش را با ۳ پیمانه آب می گذاریم بپزد. داخل یک ظرف دیگر برنج و عدس را گذاشتم با آب بپزد و نرم شود .ماش که نیم پز شد.نمک و فلفل، زرچوبه و نصف پیازداغ را ریختیم و آب بارا اضافه می کنیم و می گذاریم آش بپزد و جا بیف تد. حالا نصف موادمان را می ریزیم داخل میکسر و له می کنیم و به بقیه مواد داخل قابلمه اضافه می کنیم .کمی محلول غلیظ زعفران و ۲ قاشق پر کشک هم داخلش ریختم و هم زدم . بچشید و اگر چیزی کم و کسر داشت اضافه کنید. ۲ قاشق از نعناع داغ را داخل آش ریختم و هم زدم و توی ظرف کشیدم و با پیازداغ و نعناع داغ و کشک روی آن را تزیین کردم. ‎- جولیا پندلتون
خیلی خیلی تنبل شدم:-/ ‎- جولیا پندلتون
چپ‌دست‌ها (به انگلیسی: International Lefthanders Day) نامگذاری شده‌است. نام این روز در سال ۱۹۷۶ برابر با ۱۳۵۵ خورشیدی پیشنهاد شد و به ‎- جولیا پندلتون
حالا چرا به اون بدبختا لعنت میفرسته ... اوناهم قربانی اند ‎- جولیا پندلتون
تازه فهمیدم:))) ‎- جولیا پندلتون
Important: By sharing, you confirm that your sounds comply with our Terms of use and you don’t infringe anyone else’s rights. If in doubt, check our Copyright information pages and FAQs before uploading. Problems uploading? Please check our troubleshooting tips. What types of files can I upload? You can upload AIFF, WAVE (WAV), FLAC, ALAC, OGG, MP2, MP3, AAC, AMR, and WMA files. The maximum file size is 5GB. Legal ⁃ Privacy ⁃ Cookies ⁃ Imprint ⁃ Popular searches ‎- جولیا پندلتون
اینجوری که پیش میره باید وب سایت بزنم ‎- جولیا پندلتون
بزن بزن ‎- Ehsan Sh
@ehsan957 پول میخواد ... ‎- جولیا پندلتون
روز جهانی چپ دست ها ‎- جولیا پندلتون
دانشجوی پزشکی از گفتن کلمه پستان واهمه داره و از کلمه سینه استفاده میکنه؟؟؟؟؟ ‎- جولیا پندلتون
ریاکار ‎- جولیا پندلتون
توییت های خودش رو ریتوییت میکنه ‎- جولیا پندلتون
با این استدلات نظیر این که «از ماست که برماست» و یا این که « اگر هر رژیم دیگری می بود همین و یا شاید بدتر ش را می کرد» دردهایی که این رژّیم بر ما وارد کرده التیام نخواهند یافت. این رژیم و نه هر رژیم دیگر را محکوم می کنیم. و آنهم بر پایه اعمالش جنایات کارانه اش علیه بشریت. ‎- جولیا پندلتون
خساراتی که این رژیم بر ما وارد کرده آنقدر وسیع است که نسل ها باید برای جبرانش طی شود و نسل ها هم اگر برای جبران خسارات انسانی که به ما وارد کرده ، طی شود این خسارات هرگز جبران نخواهند شد. ‎- جولیا پندلتون
Marj@n ‏@mousaviam @mousaviam Els Rens ورزش: دو و میدانی 33Eva Csernoviczki ورزش: جودو Mandy Marie Brigitte Bujold ورزش: بوکس کانادا ‎- جولیا پندلتون
ممکن است که لباس و زبان و رسوم وآداب و معتقدات مردم عوض شود ولی حماقت آنها عوض نخواهد شد و درتمام اعصارمی توان به وسیله گفته ها ونوشته های دروغ مردم را فریفت.زیرا همانطور که مگس،عسل را دوست دارد،مردم هم دروغ و ریا و وعده های پوچ را که هرگز عملی نخواهد شد دوست می دارند. آیا نم ی بینید که مردم چگونه در میدا ن ،اطراف نقال ژنده پوش را که روی خاک نشسته ولی دم از زر و گوهرمی زند و به مردم وعده گنج می دهد می گیرند و به حرفهای او گوش می دهند. ولی من که نام م (سینوهه) می باشد از دروغ دراین آخر عم ر ،نفرت دارم و به همین جهت این کتاب را برای خ و د می نویسم نه دیگران. ‎- جولیا پندلتون
شاید مجبورن... ‎- جولیا پندلتون
دیگه روم نمیشه توییت کنم :)) ‎- جولیا پندلتون
عقاید و سلیقه های مردم با یک دیگر متفاوت است ، و چیزی که ممکن است صد در صد مورد قبول کسی باشد ممکن است کاملاً مورد مخالفت دیگری قرار بگیرد . بنابراین ، نمیتوان همه را راضی نگه داشت . بلکه مهم این است که بتوان خود را راضی نگه داشت ‎- جولیا پندلتون
عشق بلوط ‎- جولیا پندلتون
میگم خوب شد ایرانیان کلمه فوبیا را یاد گرفتن.... از 10 نفر مخصوصا" خانم های جوان 8 نفر از گربه میترسن و میگن فوبیا داریــم .. درصورتیکه خیلی از اینها فوبیا نیست.. ترس و وحشتی ست که والدینشان از بچگی به جانشان انداخته اند..و بشتر ترس از گرفتن بیماریهای ناشناخته است!!!! اگر اینجور باشه من یکی واقعا" فوبیای آدمیزاد دارم... از خیلی از آدم ها وحشت دارم دیروز زن روانپریش جلوی دوستم علیرضا را در حال غذا دادن به گربه ها گرفته و گفته من یکجا Text خواندم ازدیاد گربه ها باعث کم شدن آدما میشه!!!!! به حق چیزهای نشنیده. البته دوستمان خوب از خجالت این زن در آمده که داستانش طولانیست ‎- جولیا پندلتون
تا زمانیکه، قانون حمایت از حیوانات در ایران تصویب نشود، هیچ حیوان آزاری مجازات نخواهد شد و حیوان آزاری،همچنان ادامه پیدا می کند. ‎- جولیا پندلتون
عجب دنيای خر تو خريه بابا.من نمی فهمم،‌ اگه زندگی و انسانها با ارزشن و مردم دنيا اين چيزها رو می فهمن و ارج می گذارن،‌ چرا بقيه وقتها نمی فهمن؟ يا مردن و کشتن يه جا خوبه يه جا بد؟ يه روز دندون به هم نشون می ديم،‌ يه روز دست گردن هم می اندازيم. با يه غوره سرديمون می کنه با يه مويز گرمی. شايد هم همه اين جنگ و صلح ها بازی هستن برای سرگرمی آدمها. شايد اينکارها رو می کنيم که سرمون گرم بشه. چون هنر زندگی کردن و استفاده از اونو نداريم و ناچاريم به بيراهه بزنيم. بالاخره نمی شه هفتاد هشتاد سال همينجوری بيکار بشينيم. آدميزاد می خواد از لحظه های زندگيش استفاده کنه،‌ چون قرار نيست هميشه زنده باشه. ساختن هم که سخته،‌ پس خراب می کنيم. فقط يه وقتهايی برای اينکه بازی بی مزه نشه می سازيم و صلح می کنيم و ادای انسان رو درمياريم. - ‎- جولیا پندلتون
افسانه مخاطب خاص چیزی به نام مخاطب خاص وجود ندارد! صلاح الدین اسمعیلی به گمانم ایده و عبارت مخاطب خاص در همین فضای مجازی شکل گرفت. مخاطب خاص به ظاهر به این معناست که از میان بی‌شمار افراد فرد خاصی را خطاب قرار داده‌ایم. اما آیا واقعا مخاطب ما آن فرد خاص است؟ اصلا آیا این فرد خاص است؟ و آیا اساسا چنین فرد خاصی را می‌خواهیم؟ وقتی کسی را مخاطب خاص خودمان می‌دانیم و مطلبی برای او اعم از شعر، دل‌نوشته، قطعه‌ای از فیلم و ... می‌نویسیم ـ یا به زبان فضای مجازی پست می‌کنیم ـ ظاهرا پیام خاصی برای او داریم. به عبارت دیگر پیامی داریم که خاص اوست. اما این سوال پیش می‌آید که چرا چنین پیامی به شکل خصوصی فرستاده نمی‌شود؟ چرا باید این پیام را دیگران ببینند؟ آنچه در اینجا مشاهده می‌کنیم ارسال پیام برای مخاطب‌هایی ورای و سوای آن مخاطب خاص است. انگار آن مخاطب صرفا بهانه و وسیله ای است که ما را ببینند و بشنوند. به این طریق چیزی غیر از آن مخاطب جستجو می‌شود و مخاطب در اصل کسی است غیر از او. این را حتی در دورانی که امکانات مجازی نبود میتوانیم ببینیم. در دوران به ظاهر معصومانه ای که نامه‌های عاشقانه رد و بدل می‌شد. اگر محرم اسراری هم نبود که در جایگاه شاهد روابط عاشقانه دو نفر قرار بگیرد در عمق فانتزی‌ها همیشه یک نگاه سوم، یک شنونده سوم حضور داشت. به یاد بیاوریم که حتی آدم و حوا، شیطان را به خلوت خود راه دادند. فقط امروزه فضای مجازی این ساختار را بهتر برملا می‌کند. یک ساختار فانتزی مثلث شکل ـ چرا که همیشه یک ضلع سوم را به رابطه دونفره تحمیل می‌کندـ در افراد نوروتیک، که وقتی خودش را در افراد روان کژ نشان می‌دهد سر از سکس‌های مثلثی، ضرب‌دری و گروهی در می‌آورد. از سوی دیگر این مخاطب، عنوان خاص می‌گیرد زیرا یک جای خالی را پر می‌کند، نقش یک پارتنر را در یک سناریو به عهده می‌گیرد. اما این سناریو پیش‌تر، قبل از ورود او نوشته شده است. نیمه گمشده است یعنی نیمه ای که در جایگاه گم‌شده ای متعلق به گذشته می‌نشیند. به عبارت دقیق‌تر یک بدل است که به شکل خیالی به جای اصل گرفته می شود. این مخاطب تا آنجا خاص است که در قالب یک طرح از پیش نوشته شده بگنجد. نه واقعیت او، تارهای پندار است که جایگاه او را به عنوان یک فرد خاص می‌تند. چنین مخاطبی هیچ خاصیتی ندارد. همانگونه که هر لحظه ممکن است از پرده پندار بیفتد و جایش را به فرد دیگری بدهد. از همه طنزآمیزتر آنجاست که وجود مخاطب خاص اساسا وحشتناک و دلهره آور است. ژک لکان در یکی از صورت بندی‌های نظری درخشان تاریخ روانکاوی بیان کرد آنچه دلهره آور است نه جدایی که آمیختگی است. نه فقدان، فقدان فقدان است که برای ما غیرقابل تحمل است. حضور همه‌گیر دیگری است که ما را به وحشت می‌اندازد، وقتی دیگری همه فضای روانی‌ات را اشغال می‌کند و جایی برای تنفس باقی نمی‌ماند. به این معنا وصال، مهلک و فراق، حیاتی است. آیا از همین زاویه نگاه بهتر درک نمی‌کنیم که چرا پیام‌های خصوصی برای مخاطب خاص، عمومی می‌شود؟ آیا نمی‌تواند همچون تلاشی برای ایجاد فاصله باشد؟ آیا این معنا را نمی‌رساند که مخاطب زیاد هم خاص نشود؟ مخاطب خاص افسانه است برای اینکه از اساس او نیست که مورد خطاب قرار می گیرد، چنین مخاطبی را نمی‌توانیم اصالتا خاص بنامیم، و اصلا مخاطبی تا آن حد خاص خواسته نمی‌شود. چیزی به نام مخاطب خاص وجود ندارد! ‎- جولیا پندلتون
مگه به دعاست؟ ‎- جولیا پندلتون
کیست نخستین باخته ی شطرنج جز پیادگان؟! سوار و پیل و فرزین رخ می نهند و آنکه بر این پهنه سیاه و سپید می ماند، شاه است در برابر شاه سهراب کشی -بهرام بیضایی ‎- جولیا پندلتون
خیلی جالب بود ... اصلاً فکرشم نمیکردم... ا بس ساده ام ‎- جولیا پندلتون
ذهنم در گیر موکوم بود نوشتم فید کجاش اشکال داره/ فرقی با هم ندارند ‎- جولیا پندلتون
ز روزگاران دور انواع و اقسام حرکت ها و انقلابهای سنباده ای و مخملی شکل گرفته و هزارجور رهبر و حزب و ایدئولوژی اومدن و رفتن با وعده آزادی برای انسانها، و فعلا هم که ملاحظه می فرمائید اوضاع جهان را. آزادی در بیرون نیست؛ برای همین هم کسی بهش دست نیافته. کودتا و انقلاب آزادی نمیاره. آزادی فقط یه مفهوم و ریشه داره؛ آزادی از دست ابله درونمون! هر آدم یا جامعه ای که بتونه از دست ابله درونش آزاد بشه پیشرفت می کنه. همه گرفتاری های ما تقصیر این ابله خودمونه ‎- جولیا پندلتون
من خوشحال میشم که جدا بشن ‎- جولیا پندلتون
اصولا تقسيم کار چيز بسيار خوبيه. يکی می تونه با خيال راحت تمام انرژيشو به طرح و نشر شعار اختصاص بده يکی ديگه هم عمل کنه. ‎- جولیا پندلتون
با کلی بدبختی وام بگیر مغازه اجاره کنی بعد الان دزد بیاد همه دارو ندارت رو ببره ‎- جولیا پندلتون
اولین آش رشته با کشک گیاهی میپزم ‎- جولیا پندلتون
@mousaviam2 به به آش رشته با کشک گیاهی عالیه. من آخر این هفته به سفارش دوستان که ویار آش کردن اش رشته میپزم. البته پسر هستند :دی ‎- Mahdi
@mahdiebrahimi نوش جان .امیدوارم خوشمزه باشه چون آش رشته رو خیلی دوست دارم ‎- جولیا پندلتون
خوشمزه بود ‎- جولیا پندلتون
چون دیگر آینده‌ایی ندارند از گذشته حرف می‌زنند ... وقتی خیلی دویده باشیم و نفسمان بند آمده باشد، برمی‌گردیم و راهی را که دویده‌ایم، اندازه می‌گیریم ... میرا کریستوفر_فرانک ليلي گلستان ‎- جولیا پندلتون
تاب "چقدر خوبیم ما" نوشته ابراهیم رها نشر نیلوفر کتابی در نقد رفتارشناسی ایرانیان در قالب بیانی طنزآمیز! سطر های از متن کتاب را با هم می خوانیم : یعنی اگر داغ و درفشمان کنند و به میخ و سیخمان بکشند و از دروازه شهر آویزانمان فرمایند و اگر سر به سر تن به کشتن دهیم عمرا کتاب بخوانیم. ما اصلا یکجور مقاومت عجیبی در برابر کتاب خواندن داریم که تفلون در برابر چسبیدن غذا ندارد. چنان نسبت به کتاب خواندن نفوذ ناپذیریم که ایزولاسیون هیچ بامی نسبت به باران چنین عایق نیست. یعنی حاضریم وقتمان را با خاراندن پسِ سر و شمردن شوره های روی شانه تلف کنیم اما دو صفحه یا چهار خط کتاب نخوانیم. جالب این است که تمام دکو پُزمان به گذشته مکتوبمان است که بعله... اما به حال و گذشته و آینده مکتوب خود به اندازه یک تخم گشنیز هم اعتنا نداریم. عملا و علنا به کسانی که کتاب می خوانند می خندیم. آشکارا اگر کسی کتابخوان باشد جزو قوم یعجوج و ماجوج می دانیم. معتقدیم تا وقتی می شود رفت جُردن دور دور کرد خریت محض است وقتت را حرام کنی و کتاب بخوانی! اگر کسی در خانه اش کتابخانه دارد انگار در توالت منزلش بند رخت کشیده و رویش پیژامه آویزان کرده باشد. در اثاث کشی یخچال سایدبای ساید و حمل و نقل آن برایمان از بدیهیات است اما چهار تا کارتن کتاب را بدبارترین و مزاحم ترین اثاث می دانیم. جالب این است که عزیزانی که شغل شریفشان جابجایی بار و اثاثیه است هم از یخچال فریزر و لباسشویی کمتر گله دارند تا از کارتن های کتاب! مملکتی که تیراژ کتاب در آن شده پانصد ششصد جلد، مردمانش نباید دکتر بروند؟ یعنی صفا می کنیم برای خودمان! کتاب فروشی ها می شود پیتزا فروشی، کتابخانه ها حداکثر شده قرائت خانه ی پشت کنکوری ها، تیراژ کتاب لای باقالی، کتابخوان ها اهالی مریخند، ما هم که باحالیم، همه هم که شیرین زبان و طناز و بذله گو، از طرف می پرسی آخرین کتابی که خوانده ای کی بوده؟ می گوید می خواستم آخرین درسم را پاس کنم. بعد هم هرهر می خندد طوریکه بیست و یک دندان خراب از مجموع سی و دو دندانش را می شود شمرد. خب کتاب نمی خوانی که مسواک هم نمی زنی! خوشبختانه تمام اقوام و طوایف ما نیز در یک اتحاد ملی میهنی بر سر کتاب نخواندن به توافق و تفاهمی چنان سترگ دست یازیده اند که بی آنکه جایی ثبتش کنند از هر قانون مثبوت و مضبوطی گرانقدرتر می شمارندش و در پاسداشت آن به جد و به جان می کوشند ‎- جولیا پندلتون
با این زبان مون:-)) ‎- جولیا پندلتون
کاشکی من زبان خودم کامل یاد بگیرم ... ‎- جولیا پندلتون
تملق کردن حال م رو بد میکنه:-)) ‎- جولیا پندلتون
۵۶۱ ‎- Mahdi
قدیما وقتی رودخونه ای کثیف میشد«طبیعی» مردم خودشون میرفتن روخونه رو تمیز میکردن...ولی الان تمیز که نمیکنن هیچ کثیف هم میکنن... ‎- جولیا پندلتون
. چه صدایی داشت. آخ، حیف، حیف، حیف. کوفتش بشه ‎- جولیا پندلتون
از این صحرا ما امشب می کنیم کوچ فلک بر نام ما زد قرعه کوچ فلک از مال دنیا داده بر ما چند اسب و چند شتر، چند میش و چند قوچ کوچ کوچ کوچ کوچ کوچ کوچ خداوندا خداوندا خدایا چه حکمت داره سرگردانی ما چه حکمت هست در این بی سامانی از این کوچیدن از اینجا، به آنجا از اینجا، به آنجا بلند های های ساربونا نوای نای غم دار شبونا خروش کره اسبان فراری صدای مهربون مادیون ها خداوندا خداوندا خدایا چه حکمت داره سرگردانی ما چه حکمت هست در این بی سامانی از این کوچیدن از اینجا، به آنجا از اینجا، به آنجا کوچ کوچ کوچ کوچ کوچ کوچ ‎- جولیا پندلتون
من می دونم، من بلدم، من می فهمم، من حواسم هست، من ... من و ما همه اینها هستیم، پس این خطاهایی که صبح تا شب بهشون برمی خوریم و پروژه رو عقب می اندازه و هزینه ها رو افزایش می ده و بهره وری رو پائین میاره و کارفرما رو ناراضی می کنه و باعث می شه کلی اعصاب و وقت و انرژی و پول و از همه مهمتر آبرو صرف دوباره کاری و رفع و رجوع بشه ریشه در کی و کجا داره؟ ‎- جولیا پندلتون
لایک زدم ‎- جولیا پندلتون
#لرستان تنها استان #گردشگری ایران انتخاب شده از سوی #دفتر_منطقه_ای_سازمان_ملل_متحد قلعه زیبای #فلک_الافلاک (سپهر سپهران) بام شهر ( 600 هکتار ) رصدخانه مدرن باغ وحش باغ پرندگان موزه باستان شناسی موزه علوم طبیعی سرزمین مفرغ ها ( هزاره اول پیش از میلاد ) سرزمین گلونی ( روسری زیبای محلی) مناره آجری سنگ نبشته (خط کوفی) پل شکسته (ساسانیان) پل گپ (صفویان) گرداب سنگی آسیاب سنگی منزل آخوند ابو (خانه جهانگردی) زورخانه طیب سرزمین چشمه سارها سرزمین لاله های واژگون آبشار بیشه آبشار دره گرم (تنها آبشار شهری ایران) آبشار وارک آبشار گریت آبشار نوژیان آبشار رگ برفی بقعه شجاع الدین خورشید روستای تاریخی گوشه پل کشکان غار ماهی کور دریاچه شهری کیو پارک جنگلی شوراب منطقه گردشگری قلاگل منطقه گردشگری تاف سراب چنگایی رودخانه شهری ( گلال ) سرزمین تپه های باستانی چند هزار ساله سرزمین بلوط منطقه تفریحی سرکانه سراب پیرغزال منطقه تفریحی مخمل کوه گهر کوه کلاه میر ملاس سرزمین غارهای کهن غار یافته ( 40 الی 200 هزار سال قدمت ) غار گنجی غار پاسنگر غار پرنیان و بیش از 250 غار ثبت شده سرزمین نواهای محلی سرزمین سورنا سرزمین کمانچه سرزمین تنبک و دهل سرزمین گلیم و جاجیم و ماشته بافی و ... زادگاه سمندر لرستانی سرزمین رودهای خروشان مهد گیاهان دارویی ایران خواستگاه تمدن کهن دنیا تمدن 40 هزارساله سکونت انسان بازار قدیم خرم آباد مناطق حفاظت شده یافته و هشتاد پهلو و ... کاروانسرای گوشه شهنشاه و ... منطقه تفریحی کاکاشرف منطقه حفاظت شده سفیدکوه پارکهای بزرگ کیو ٬ زیباکنار ٬ صخره ای ٬ شریعتی ٬ شهر ٬ معلم ٬ دانشجو ٬ چهار باغ و ... سرزمین نقاشی های کهن قیه شهرها رو خلاصه خدمتتون معرفی میکنم : پلدختر غار شگفت انگیز کلماکره ( ششمین گنجینه کشف شده بزرگ دنیا ) رودخانه کشکان تنگ ملاوی تالابهای بی نظیر پلدختر کاروانسرای تاریخی چمشک پل تاریخی دختر پل کلهر معمولان آبشار افرینه غار تاریخی کوگان کوهدشت معبد سرخ دم لری غار بتخانه تنگه تاریخی شیرز دره ویزنهار دره سرطرهان غار ویزنهار غار تاریخی میرملاس پل سیاه پله چشمه سیاب پارک جنگلی بلوران قلعه تاریخی پای استان چشمه گوگردی گراب خانه های قدیمی سرطرحان ازنا تونل برفی دره تخت دامنه زیبای اشترانکوه منطقه حفاظت شده اشترانکوه چشمه قلقلی بشار عروس دره پیارو کمندان قلل زیبای اشترانکوه سن بران بام لرستان 4150متر چاه زیبای تیان امام زاده قاسم روستای تفریحی کمندان دریاچه گهر الیگودرز آبشار بی نظیر آب سفید آبشار چکان غار تمندر سراب ماهی چال سراب گایکان طبیعت زیبای شول آباد طبیعت زیبای کی گوران بروجرد مسجد جامع دهکده ییلاقی ونایی تپه چغا دورود غار منو سراب منو دره نی گاه آبشار بیشه نورآباد چشمه های آب گرم تپه حمام تپه باستانی سیکوند سراب غضنفر الشتر سراب کهمان سراب هنام منطقه تفریحی کاکارضا سراب زز دره تخت شاه تپه گریران پل تاریخی کاکارضا ‎- Mahdi
ممنون بابت معرفی @mahdiebrahimi1 ‎- جولیا پندلتون
زباله های زیادی هستن که باید از توی مسیر جمع کنیم و نهال های بسیاری داریم که باید به خاک و آب برسونیم. ‎- جولیا پندلتون
@mousaviam2: خواهش میکنم ‎- Mahdi
شاید هم همون بهتر که نمی فهمیم ‎- جولیا پندلتون
اخلاقیات، منافع مادی یا حس زیبایی شناختی؟ کدوم یکی می تونه آدمهای جامعه ما رو قانع کنه که نباید طبیعت رو از بین ببرن و حفظش کنن؟ ‎- جولیا پندلتون
به نظر من مردم باید با شناختن سناریوهای واقعی اطرافشون درک کنن که چقدر در وضعیتی که دارن مسئول و تاثیرگذارن ‎- جولیا پندلتون
تقديم به تمام احمق های جهان، بی احترامبه نوعی دارم خودم رو تکرار می کنم. شاید هم مرور. شاید هم بنا به گفته متنی که در ادامه میاد، هیچ چیز تازه ای زیر این آسمون وجود نداره، همه اش تکرار است و تکرار و تکرار؛ ناگزیر. ‎- جولیا پندلتون
زندگی توی این مملکت روز به روز گروتسک تر می شه! ‎- جولیا پندلتون
@mousaviam2 تقریبا همه جای دنیا همینه. ‎- Mahdi
همه آدمها از روزمرگی خسته ان. حداقل اینجوری اظهار می کنن. فکر می کنن زندگی باید تنوع داشته باشه. به نظر همه تظاهر کار بدیه و جالب نیست. همینطور دروغ گفتن؛ به دیگری و به خود. ولی در عمل خیلی ها از اینکه تو خودت باشی خوششون نمیاد. وقتی خودت هستی و تن به کلیشه ها و تابوها نمی دی و سعی نمی کنی مثل دیگران فکر کنی، بپوشی، بخوری و رفتار کنی مستقیم یا غیرمستقیم محکومت می کنن. دلشون می خواد تو هم مثل همه چیز خاکستری باشی و خنثی. حتی یکی از اون بازی های روانی مندرس رو به کار می گیرن برای تحت فشار قرار دادن تو که خودت نباشی و بهت می گن تو می خوای با این کارات جلب توجه کنی! تو دوست داری بگی با بقیه فرق داری. تو ... این رفتارها روی من که تاثیری نداره چون تکلیفم با خودم روشنه. آدمها دو گروهن. اونهایی که می فهمن و اونهایی که نمی فهمن. اونهایی که می فهمن که خوب می فهمن، اونهایی که نمی فهمن هم مشکل خودشونه و من نگران نیستم چی فکر کنن و بگن. برای من اهمیت و وزنی ندارن. ولی این تناقض رو درک نمی کنم که هی از روزمرگی می نالن و بعد با تمام وجود کلیشه ها رو حفظ می کنن. واقعا عقلشون کم نیست؟ چرا از اینکه خودشون باشن می ترسن؟ چرا خود واقعی دیگران رو نمی تونن تحمل کنن؟ اون هم وقتی که تاثیری توی زندگیشون نداره. حتی به عنوان یه تماشاگر هم تحمل دیدن تفاوت ها رو ندارن. چه جوری یه عمر دروغ و فشار و زندان رو به خودشون تحمیل می کنن و دوام میارن؟ چه جوری اسم این کار رو می گذارن زندگی کردن؟ این عمر تلف کردنه نه زندگی. نمی دونم. خدا شفاشون بده ‎- جولیا پندلتون
گشت غمناك دل و جان عقاب چو ازو دور شد ایام شباب دید كش دور به انجام رسید آفتابش به لب بام رسید باید از هستی دل بر گیرد ره سوی كشور دیگر گیرد خواست تا چاره ی نا چار كند دارویی جوید و در كار كند صبحگاهی ز پی چاره ی كار گشت برباد سبك سیر سوار گله كاهنگ چرا داشت به دشت ناگه از وحشت پر و لوله گشت وان شبان ، بیم زده ، دل نگران شد پی بره ی نوزاد دوان كبك ، در دامن خار ی آویخت مار پیچید و به سوراخ گریخت آهو استاد و نگه كرد و رمید دشت را خط غباری بكشید لیك صیاد سر دیگر داشت صید را فارغ و آزاد گذاشت چاره ی مرگ ، نه كاریست حقیر زنده را فارغ و آزاد گذاشت صید هر روزه به چنگ آمد زود مگر آن روز كه صیاد نبود آشیان داشت بر آن دامن دشت زاغكی زشت و بد اندام و پلشت سنگ ها از كف طفلان خورده جان ز صد گونه بلا در برده سا ل ها زیسته افزون ز شمار شكم آكنده ز گند و مردار بر سر شاخ ورا دید عقاب ز آسمان سوی زمین شد به شتاب گفت كه : ‹‹ ای دیده ز ما بس بیداد با تو امروز مرا كار افتاد مشكلی دارم اگر بگشایی بكنم آن چه تو می فرمایی ›› گفت : ‹‹ ما بنده ی در گاه توییم تا كه هستیم هوا خواه تو ییم بنده آماده بود ، فرمان چیست ؟ جان به راه تو سپارم ، جان چیست ؟ دل ، چو در خدمت تو شاد كنم ننگم آید كه ز جان یاد كنم ›› این همه گفت ولی با دل خویش گفت و گویی دگر آورد به پیش كاین ستمكار قوی پنجه ، كنون از نیاز است چنین زار و زبون لیك ناگه چو غضبناك شود زو حساب من و جان پاك شود دوستی را چو نباشد بنیاد حزم را باید از دست نداد در دل خویش چو این رای گزید پر زد و دور ترك جای گزید زار و افسرده چنین گفت عقاب كه :‹‹ مرا عمر ، حبابی است بر آب راست است این كه مرا تیز پر است لیك پرواز زمان تیز تر است من گذشتم به شتاب از در و دشت به شتاب ایام از من بگذشت گر چه از عمر ،‌دل سیری نیست مرگ می آید و تدبیری نیست من و این شه پر و این شوكت و جاه عمرم از چیست بدین حد كوتاه؟ تو بدین قامت و بال ناساز به چه فن یافته ای عمر دراز ؟ پدرم نیز به تو دست نیافت تا به منزلگه جاوید شتافت لیك هنگام دم باز پسین چون تو بر شاخ شدی جایگزین از سر حسرت بامن فرمود كاین همان زاغ پلید است كه بود عمر من نیز به یغما رفته است یك گل از صد گل تو نشكفته است چیست سرمایه ی این عمر دراز ؟ رازی این جاست،تو بگشا این راز›› زاغ گفت : ‹‹ ار تو در این تدبیری عهد كن تا سخنم بپذیری عمرتان گر كه پذیرد كم و كاست دگری را چه گنه ؟ كاین ز شماست ز آسمان هیچ نیایید فرود آخر از این همه پرواز چه سود ؟ پدر من كه پس از سیصد و اند كان اندرز بد و دانش و پند بارها گفت كه برچرخ اثیر بادها راست فراوان تاثیر بادها كز زبر خاك و زند تن و جان را نرسانند گزند هر چه ا ز خاك ، شوی بالاتر باد را بیش گزندست و ضرر تا بدانجا كه بر اوج افلاك آیت مرگ بود ، پیك هلاك ما از آن ، سال بسی یافته ایم كز بلندی ،‌رخ برتافته ایم زاغ را میل كند دل به نشیب عمر بسیارش ار گشته نصیب دیگر این خاصیت مردار است عمر مردار خوران بسیار است گند و مردار بهین درمان ست چاره ی رنج تو زان آسان ست خیز و زین بیش ،‌ره چرخ مپوی طعمه ی خویش بر افلاك مجوی ناودان ، جایگهی سخت نكوست به از آن كنج حیاط و لب جوست من كه صد نكته ی نیكو دانم راه هر برزن و هر كو دانم خانه ، اندر پس باغی دارم وندر آن گوشه سراغی دارم خوان گسترده الوانی هست خوردنی های فراوانی هست ›› ‎- جولیا پندلتون
حرف مفت میزنه ... ‎- جولیا پندلتون
برای چند لحظه خودتون رو بگذارین جای اروپائی هایی که به ایران سفر می کنن و این اسکناس رو در دست من و شما می بینن: ‎- جولیا پندلتون
. شریک زندگی واقعی، شریک احساس، شریک غرور، شریک شادی، شریک درد، شریک افتخار، شریک فکر، شریک رشد و پیشرفت آدمه. ‎- جولیا پندلتون
دلم میخواهد یکی بغل ام کنه!! ‎- جولیا پندلتون
موهام رو کوتاه کنم ...هر چند بلند هم نیستن!! ‎- جولیا پندلتون
عشوه در سجده تا همچو تويی باشد معشوق و خدای من بر کوریِ چشمِ مرگ، ثبت است بقای من شادم که در اين فصلِ حرّاج بزرگ عشق بيش از دو جهان باشد پيش تو بهای من من با تو در ابهام و بن بست نمی‌مانم ای پاسخ خودجوش و اسرارگشای من ! طاووس تجمل پوش از رشک شود مدهوش در سجده‌ به تو بيند، گر نشو و نمای من پيدا نشود در دهر، سرکش تر و زيباتر از خلوتِ يکتایِ انگشت نمای من ! در دوزخِ عشاقِ قهر و حسد آلوده هر کس گنهِ خود را بسته است به پای من ! از واژه فشانم نور، گو چشمِ حسودان کور! چون عشق تو می‌تابد، از شعر و صفای من عمرِ ابد ار خواهی خود را بفکن جانا در بستر بستان خوش آب و هوای من ! گفتا که بنازم من بر شعر تو چون هر کس گويد که پگاه آنرا گفته است برای من ! ‎- جولیا پندلتون
چو در اول كلاسم پا نهادم الفباي دبــستان را نوشتم معلم گفت:بِنْويس آب اما گرسـنه بودم ونان رانوشتم ‎- جولیا پندلتون
حوصله توییتر رو ندارم... ‎- جولیا پندلتون
گوش دادن به موسیقی باعث تغییرات فیزیکی در بدن شده که می ‌توان به کاهش ضربان قلب و آرام شدن تنفس اشاره کرد ‎- جولیا پندلتون
پایگاه خبری گُلوَنی: بیانیه جمعیت متاسف کشوری در رابطه با کنسرت خرم‌آباد کنسرت ناگفته کار غرب است رضا ساکی: در کمال تاسف باخبر شدیم که کنسرت ناگفته در خرم‌آباد بدون هیچ حاشیه‌ای برگزار شده است و آقای شهرام ناظری و حافظ ناظری دو ساعت تمام جلوی زن و بچه مردم ساز زنده‌اند و خوانده‌اند. متاسفانه باخبر شدیم هزاران نفر از مردم خرم‌آباد در این کنسرت حضور داشته‌اند و متاسفانه باخبر شدیم بسیاری از مردم بعد از هر قطعه دست زده‌اند و هورا کشیده‌اند و ابراز شادمانی کرده‌اند. متاسفانه فیلم‌هایی از خرم‌آباد فیلم‌هایی به دست ما رسیده است که نشان می‌دهد برخی جوانان آن قدر در کنسرت انرژی مثبت گرفته‌اند که بعد از کنسرت تا خانه قدم زده‌اند و دست پدرومادرشان را رها کرده‌اند. اسنادومدارک نشان می‌دهد که ناظری پدر قطعه اندک‌اندک را بداهه‌خوانی کرده است. این قطعه متاسفانه مروج مستی در جامعه است و در آن به روشنی از رسیدن جمع مستان ابراز شادمانی می‌کند و از آمدن نازنازان و گلعذاران خبر می‌دهد و می‌پرستی را تبلیغ می‌کند. باید با تاسف شدید اعلام کنیم این کنسرت همیشه در فضای باز اجرا می‌شود تا به مردم القا شود که درهای غرب به سوی ما باز است و ما باید از فضای بسته تمدن شرق به سمت درهای باز غرب برویم. اصرار حافظ ناظری به عنوان یک غرب‌زده و تحصیل‌کرده غرب بر تلفیق موسیقی بی‌تربیتی اپرا با موسیقی ایرانی همین است. به‌زودی اسنادی از رابطه او با غرب وحشی منتشر خواهد شد. ساز حافظ هم یک ساز التقاطی است که بیان می‌کند ما باید با غرب التقاط بشویم و صدای جدیدی تولید کنیم. در پایان باید برای مسئولین خرم‌آبادی متاسف باشیم که شرایط را برای این مجلس لهوولعب فراهم کردند. واقعا هنرمند باید این قدر راحت کنسرت بگذارد؟ اصلا به خودشان چسبید این طور کنسرت‌گذاری؟ اگر هنرمند تا پنج دقیقه قبل از کنسرت از رفتن به روی سن مطمئن باشد باید فاتحه را خواند. ما این موضوع را از دیگر شهرها پیگیر هستیم. با تاسف جمعیت متاسف کشوری www.chizna.ir @resaki #رضا_ساکی #طنز ‎- جولیا پندلتون
دل برده‌ای و خواهی، دست از تو که بردارم؟ زين در نروم بيرون، تا از تو طلبکارم ! ديدند رقیبان چون، شعرم به تو می‌بالد بستند کمر با هم، در اذيت و آزارم ! گفتند که تنهایی، چون نقطه ميانِ ما گفتم که منم مرکز، دنيا همه پرگارم ! گفتند چه داری تو، از شوکتِ اين هستی؟ من در تو نگه کردم، يعنی همه را دارم ! در غلغل غوغاشان، ديدم که چه تنهايند در غايتِ تنهايی، ديدم که چه بسيارم ! تا شادی و نيکويی، در شأن و پسندِ توست جز خنده نخواهم کرد، جز نيک نپندارم در حمله‌ی هر توفان، می‌خندم و می‌رقصم چون عشقِ تو امضا کرد، پيروزی آثارم ! شعرِ تو پگاه چون ره، در خانه‌ی دل‌ها برد؟ « بهتر که بپرسيد از شعرِ ترِ طرارم !» ‎- جولیا پندلتون
من با تو ام تو با کی هستی؟ ‎- جولیا پندلتون
مگه چند تا قوه داریم؟ سه تاست دیگه؟ ‎- جولیا پندلتون
یه تیوپ بیست وپنج گرمی رنگ زرد و یه قلم مو سفارش خرید کی می تونه باشه جز کسی که دستی در هنر داره؟ ‎- جولیا پندلتون
مرض ها ‎- جولیا پندلتون
اولین چیزی که باعث موفقیت می شه لکاته بودنه نه درس خون بودن یا تلاش کردن یا با استعداد بودن. اینه دنیایی که ما توش زندگی می کنیم. کافیه لکاته باشی تا همه حق های نداشته رو بهت بدن. کافیه لکاته باشی تا بتونی حق هر کس دیگه ای رو از بین ببری و به نفع خودت مصادره کنی. ولی من از وجود لکاته نیست که اینقدر ناراحتم، ناراحتی من از اون پیرمردهای خنزرپنزریه که دنیا رو به لکاته می فروشن. متاسفانه دنیای ما هنوز دنیای بوف کوره. ‎- جولیا پندلتون
فرزاد یا همون تلخک ازدواج کرده بعد از کلی دوست بودن!!زده منو بلاک کرده:-)) ‎- جولیا پندلتون
با این که هنر همیشه جنبه تفریح جانبی داشته، حقیقت نقشی کلیدی در یادگیری و پیشرفت کودکان دارد. شاید تعجب کنید اگر بشنوید که مثلاً نقاشی کشیدن ساده کودکان باعث بالا رفتن اعتماد به نفس در آن‌ها، پیشرفت مهارت‌های ظریف حرکتی، یادگیری خواندن و تقویت قدرت تحلیلشان می‌شود. این گفته دکتر کنت و سن است که راجع به نقش مغز در آفرینش هنر تحقیق می‌کند. همین طور موسیقی می‌تواند به یادگیری ریاضی و توانایی خواندن کمک کند. حرکات ریتمیک باعث سلامت جسمی می‌شود و هنر نمایش به بالا رفتن دامنه لغات کودکان کمک می‌کند. هنر همچنین باعث می‌شود بچه‌ها احساسات خود را درست کنترل کنند و زندگی اجتماعی بهتری داشته باشند. به گفته دکتر ژوزف پیرو، استاد دانشگاه لانگ آیلند: «هنر به کودکان کمک می‌کند تا بدون شکست بهتر خطر کنند و اعتماد به نفس خود را بالا ببرند. ثبت نام در کلاس‌های هنری مختلف پرهزینه است اما شما می‌توانید با هزینه کمی این فعالیت‌ها را در خانه خود و با وسایل در دسترس امتحان کنید و زمانی پر از نشاط را در کنار دلبندتان بگذرانید. هنرهای تجسمی سالیان سال است که بچه‌ها کاغذها (و شاید دیوارها!) را خط خطی کرده و با انگشت رنگ آمیزی می‌کنند اما اخیراً محققان به تاثیرات دامنه دار آن‌ها پی برده‌اند. دکتر واسُن طی تحقیقات متعددی دریافته است هنرهای تجسمی قسمت‌های مختلفی از مغز بچه‌ها را فعال می‌کند؛ های مربوط به تصمیم گیری مغز، حرکات بدنی و حافظه و توجه به جزئیات که یکی از اجزای اصلی در مهارت‌های مربوط به خواندن هم هست. برای یک تا سه ساله‌ها، پودینگ: مقداری پودینگ را در ظرف‌های مختلف تقسیم کنید و یک قطره رنگ خوراکی به هر کدام اضافه کنید. لباس‌هایی که کثیف شدنشان برایتان اهمیتی ندارد به تن فرزندتان کنید یا حتی اجازه دهید بدون لباس نقاشی بکشند (نگران نباشید، بعداً یک حمام همه چیز مرتب می‌شود!). یک سفره پهن کنید و هنرنمایی فرزندتان را به تماشا بنشینید! نکته خوب در استفاده از پودینگ، آن است و نگرانی بابت تجربه‌های چشایی کودکتان نیز نخواهید داشت. حین نقاشی می‌توانید ترکیب رنگ‌ها را هم نشان دهید و با هم معجزه کنید: قرمز + آبی = بنفش برای سه تا پنج ساله‌ها، با ماکارونی: در ظرف‌های مختلف، های خوراکی متفاوتی بریزید و به آن‌ها آب و ماکارونی فرمی اضافه کنید. چند لحظه صبر کنید تا ماکارونی‌ها رنگ بگیرند. آن‌ها را در سینی بریزید تا خشک شوند. وسط یک تکه کارتن را به شکلی که دوست دارید ببرید به طوری که شبیه قاب عکس شود. وسایل را در اختیار فرزندتان بگذارید تا ماکارونی‌ها را به کارتن بچسباند و آن را تزیین کند. حالا یک قاب عکس زیبا از هنر فرزندتان دارید. فعالیت مذکور علاوه بر این که مهارت‌های ظریف حرکتی را تقویت می‌کند این را نیز می‌آموزد که با هر چیزی می‌توان اثری هنری خلق کرد. همین طور بچه‌ها تمرکز کردن بر کاری را از ابتدا تا انتها می‌آموزند، بعدها در ریاضیات، خواندن و حل مسائل پیچیده به آن احتیاج پیدا می‌کنند. برای پنج تا هفت ساله‌ها، نقاشی در ابعاد واقعی خود: کاغذ بزرگی به ابعاد فرزندتان تهیه کنید یا کاغذهای کوچک را از پشت به هم بچسبانید و به اندازه مورد نظر برسانید. از فرزندتان بخواهید روی کاغذ دراز بکشد و اطراف بدنش را خط بکشید تا قالبی از بدنش روی کاغذ درست شود. حالا از او بخواهید تا جزییات را تکمیل کند؛،، ... حتی برای بچه‌های بزرگ‌تر می‌توان اسکلت و اعضای داخلی بدن را هم امتحان کرد یا هر چیز که فرزندتان دوست دارد و برایش لذت بخش است. او می‌تواند جلوی آینه برود تا جزییات لباس یا بدن خود را با دقت بیشتری ببیند و بکشد؛ باعث تقویت قدرت مشاهده و تمیز دادن جزییات می‌شود. می‌توانید حاصل کار فرزندتان را پشت در اتاقش آویزان کنید. نمایش نقش بازی کردن در ظاهر؛ تمام عیار به نظر می‌آید، اما در حقیقت کمک بزرگی به تقویت قدرت مغز می‌کند. نمایش مهارت زبانی، و مهارت قصه گویی بچه‌ها را پرورش می‌دهد. برای یک تا سه ساله‌ها یک آلبوم عکس‌های کودکتان در حالات مختلف تهیه کنید و با دیدن هر عکس به او کمک کنید تا آن لحظه‌ها را به خاطر بیاورد و تا جایی که می‌تواند از آن‌ها برایتان بگوید. تشویقش کنید همان کارها را تکرار کند. از جزییاتی که مربوط به قوای حسی مختلف می‌شود، استفاده کنید مثلاً دهید که سیبی که در آن عکس بود، چه طعم و بویی داشت. داشتن یک تصویر ذهنی از معنی کلمات، برای آغاز «خواندن» است. برای سه تا پنج ساله‌ها اشیای مختلفی را از اطراف خانه جمع کنید و همه را در کیسه‌ای بریزید. به نوبت آن‌ها از کیسه خارج نموده و سعی کنید به این سؤال جواب دهید: «این را چه چیز دیگری می‌توان تصور کرد؟» مثلاً آبکش می‌تواند کلاه شود با ماسکی روی صورت! به جز این که عکس‌های بامزه‌ای با این بازی می‌توانید از فرزندتان بگیرید، یاد می‌گیرد که خودش چگونه به تنهایی فکر کند. برای پنج تا هفت ساله‌ها: کتاب مورد علاقه کودکتان را بخوانید در حالی که او حرکات مختلف کتاب را نمایش می‌دهد. حرکاتی که برایش مشکل است را توضیح دهید؛ تواند نمایش دهد با دو شخصیت کتاب را انتخاب کنید و بدون نگاه کردن به کتاب سعی کنید صحبت‌ها و حرکاتشان را به خاطر بیاورید و بازی کنید. تماشاگر را فراموش نکنید. حتی خرس‌های پشمالو و عروسک‌ها هم می‌توانند تماشاگران خوبی برای نمایش شما باشند! موسیقی به جز ارتباط موسیقی و ریاضیات به جهت داشتن بازه‌های زمانی مشخص و منظم، اند که موسیقی به توانایی خواندن در بچه‌ها هم کمک می‌کند. در یک تحقیق نشان داده شد بچه‌هایی که دو بار در هفته به مدت سه سال به کلاس موسیقی می‌رفتند، مهارت خواندن بالاتری نسبت به بچه‌هایی که در هیچ کلاس موسیقی شرکت نکرده بودند داشتند. برای یک تا سه ساله‌ها حتی بچه‌های کوچک یک ساله هم گاهی می‌توانند کلمات را به زبان خودشان تکرار کنند، شعرهایی که پرسش و پاسخی هستند (مثل عمو زنجیرباف) را بخوانید و از آن‌ها بخواهید یا جواب بده ‎- جولیا پندلتون
تازه فهمیدم ...خوشم اومد بهم گفت:خوشگل خانوم:-))خاک بسر بی‌جنبه ام کنن:-)) ‎- جولیا پندلتون
حس میکنم عاشق شدم:-)) ‎- جولیا پندلتون
اوووههه ‎- جولیا پندلتون
دوزاری نیست که:-)) ‎- جولیا پندلتون
رضا ساکی: کَلماکَره یافته‌های این غار تاریخ هنر ایران را دگرگون کرده است. امروزه تاثیر اشیای مکشوفه این غار بر هنر هخامنشی برای باستان‌شناسان ثابت شده است. این اشیا مربوط به خاندان سَمَتی است. خاندانی که یک حکومت مستقل محلی را تقریبا شش هزار سال پیش در لرستان تشکیل داده بودند. برخی از آثار کشف شده کلماکره در گنجینه فلک‌الافلاک است اما متاسفانه بسیاری از آنها به خارج ایران قاچاق شد و الان در اختیار مجموعه‌داران خصوصی است. این اشیا همه کتیبه‌هایی داشته‌اند که مجموعه‌داران خصوصی اطلاعات کتیبه‌ها را در دسترس پژوهش‌گران قرار نمی‌دهند. اگر این اطلاعات منتشر شود می‌توان اسامی بیشتری از شاهان سَمَتی پیدا کرد تا با این بخش گمشده تاریخ ایران بیشتر آشنا شویم. اشیا کلماکره از طلا و نقره هستند ‎- جولیا پندلتون
محل نزول قرآن عربستان‌ه بعد ایران داعیه اسلام ناب رو داره!!! ‎- جولیا پندلتون
@mousaviam2 به عقیده خیلی از مسلمانان نقاط مختلف جهان ایرانی ها اصلا مسلمان نیستند :دی ‎- Mahdi
ای دل ‎- جولیا پندلتون
با زندگی دیگران بازی کردن و نابود کردنش چه لذتی داره؟ ‎- جولیا پندلتون
چه عرقی کردم ... ‎- جولیا پندلتون
با شروع سرما و برف و یخبندان.. امکانش خیلی بشتره که گربه های بی سر پناه (مخصوصا" جوانترها) برای محافظت از خود به محوطه موتور ماشین و یا زیر تایر ماشین پناه ببرن که با یک استارت از بین میرن... لطفا" حتما" قبل از استارت ماشین : چند مشت محکم به روی کاپوت بزنید درب ماشین را چند بار باز و بسته کنید و بوق را بصدا در بیارید چند لگد به لاستیک ها بزنید ‎- جولیا پندلتون
نمیگن من جنبه ندارم:)) ‎- جولیا پندلتون
کاری میکنه من توییت نکنم:-( ‎- جولیا پندلتون
کامل زد نابودم کرد:-)) ‎- جولیا پندلتون
برگشت... ‎- جولیا پندلتون
عید ...‌ ‎- جولیا پندلتون
به نام خداوند جان و خرد کزین برتر اندیشه برنگذرد خداوند نام و خداوند جای خداوند روزی ده رهنمای خداوند کیوان و گردان سپهر فروزنده ماه و ناهید و مهر ز نام و نشان و گمان برترست نگارندهٔ بر شده پیکرست به بینندگان آفریننده را نبینی مرنجان دو بیننده را نیابد بدو نیز اندیشه راه که او برتر از نام و از جایگاه سخن هر چه زین گوهران بگذرد نیابد بدو راه جان و خرد خرد گر سخن برگزیند همی همان را گزیند که بیند همی ستودن نداند کس او را چو هست میان بندگی را ببایدت بست خرد را و جان را همی سنجد اوی در اندیشهٔ سخته کی گنجد اوی بدین آلت رای و جان و زبان ستود آفریننده را کی توان به هستیش باید که خستو شوی ز گفتار بی‌کار یکسو شوی پرستنده باشی و جوینده راه به ژرفی به فرمانش کردن نگاه توانا بود هر که دانا بود ز دانش دل پیر برنا بود از این پرده برتر سخن‌گاه نیست ز هستی مر اندیشه را راه نیست ‎- جولیا پندلتون
شوآف کنم؟ ‎- جولیا پندلتون
حالا کاری با این مزخرفات ندارم ولی منکر نا امنی هم نباید شد... ‎- جولیا پندلتون
لب باز مگیر یک زمان از لب جام تا بستانی کام جهان از لب جام در جام جهان چو تلخ و شیرین به هم است این از لب یار خواه و آن از لب جام ‎- جولیا پندلتون
نُـه ما شد!! ‎- جولیا پندلتون
بدنیا آمد :))) ‎- Mahdi
چه خالیه ‎- جولیا پندلتون
صلاح مملکت خویش خسروان دانند ‎- جولیا پندلتون
بدموقع بود... ‎- جولیا پندلتون
حالت تهوع دارم... ‎- جولیا پندلتون
بهترین آرایش‌ها در زندگی حقیقت بر لب‌ها بخشش برای چشم‌ها نیکوکاری برای دست‌ها لبخند برای صورت عشق برای قلب از آن‌ها خوب استفاده کن ‎- جولیا پندلتون