ملی گرایی
وقتی ملی گرایی می رود، چه چیزی میاید؟این همانندی با بزرگ تر که برای آنهایی که خود بزرگ کردن را ضروری می دانند ، از ضرریات است ؛ ضمن این که تعارض و کشمکش میان افراد را هم به همراه دارد.بلکه ناکامی های درونی را هم در بر دارد؛ وقتی کسی ملی گرایی را- تمامی فرآیند ملی گرایی را بفهمد، ملی گرایی سقوط میکند. درک ملی گرایی از طریق هوشمندی است و به کمک مشاهده دقیق و بررسی و تعمق در روند کلی ملی گرایی یا وطن پرستی صورت میگیرد.هوشمندی نتیجه این بررسی است و با داشتن هوشمندی هیچ چیز جانشین ملی گرایی نمیشود . به محض آنکه مذهب را جانشین ملی گرایی کنید ، مذهب هم وسیله دیگری برای خود بزرگ کردن، منبع دیگری برای اضطراب روحی و وسیله ای برای تغذیه خود از راه اعتقاد،خواهد شد . بنابر این، هر جانشینی، هر قدر هم که شریف باشد، نوعی جهالت است؛ مثل ادمی است که آدمس یا نوعی آجیل را جانشین سیگار کشیدن می کند؛ در حالی اگر شخص کل مساله سیگار کشیدن، اعتیاد نفسانیات ، خواسته های روحی و بقیه مسایل را بفهمد، انوقت سیگار کشیدن به کنار می رود. درک این نکته زمانی ممکن است که هوشمندی بهبود یابد ووظیفه خود را انجام دهد؛اما هرگاه صحبت از جانشین به میان اید، هوشمندی وجود ندارد . جانشین کردن؛ صرفاً نوعی رشوده دادن به خود است تا شما را وسوسه کند که اینکار نکنیند و آن کار بکنید . ملی گرایی- با سم کشنده اش و با مصیبت و منازعه دنیایش- تنها وقتی از میان می رود که هوشمندی وجود داشته باشد و هوشمندی فقط با گذراندن امتحان و خواندن کتاب به دست نمی آید. هوشمندی زمانی علام وجود می کند که ما مشکلات را به گونه ای که بر میخیزند بفهمیم. بلکه در سطوح مختلف وجود داشته باشد-نه فقط در قسمت خارجی؛ بلکه همچنین در قسمت داخلی و اشارات روانشناختی-- انوقت هوشمندی در این روند، پا به عرصه حیات میگذارد.بنابراین، هرگاه هوشمندی باشد، جانشینی معنا ندارد، و هرگاه هوشمندی باشد، ملی گرایی و وطن پرستی که شکلی از حماقت است، از بین میرود. ‎- جولیا پندلتون

2015-2016 Mokum.place