اقتضای زمان
سوسن، بنفشه، یاسمن، شوکا، آبنوس، لاله، شقایق، نسرین، آنیتا، کلاله، مینا، سوری، شکوفه، آذرگل،ژاله، آلاله، آهو، آذرگون، ارکیده، مرجان، شب بو، تینا، غزال، گل آرا، پونه، شبنم، گل آسا، گل آویز، پروانه، بهار، توکا، مارال، وانوشه، سروناز، لادن، نیلوفر ... همه این اسم ها رو باید بریزیم دور. همون جور که کاساندان، گردآفرید، رودابه، پرین، هوزاد، خوب آفرید، رام دخت، گل گیس، ویس، هورتن، آبشن، ارنواز، مشیانه، به اندام، پانتی، تابان، جمک، دیبا، جهان ناز، چیستی، رائیکا، زربانو، راتا، سپنتی، خوشه، روشن زاد، کاگوش، رابو، نیر، فایدیم، شیدرخ، زرین گیسو، گل زاد، مهرآفرید و خیلی اسم های دیگه رو ریختیم دور. چون با این بلایی که از یک طرف با گرم کردن زمین، و از یه طرف دیگه تخریب طبیعت به نام توسعه، داریم به سرخودمون میاریم دیگه این اسمها معنا و ریشه ای نخواهند داشت و بچه هامون نخواهند فهمید اسمشون رو از کجا آورده ایم. برای اینکه اونها سردرگم و دچار بحران هویت نشن از این به بعد می تونیم اسم دخترهامون رو بگذاریم: لوله گاز، لوله نفت، میکروب آنفولانزا، جاده هشت بانده، سارس، خفه خون، مرگ، قحطی، سیل، توسعه کورکورانه، آینده تاریک، تیشه به ریشه، وبا، طاعون، توهم مدیریت، بلای آسمانی، ورشکسته به تقصیر، هسته اتم، مجسمه بلاهت، سد مخزنی، سد خاکی، عطش، حسرت، آپارتمان، سرب، گازکربنیک، دکل برق فشار قوی .... خلایق هرچی لایق. ‎- جولیا پندلتون