من همه تو، تو همه من ~ کوروش یغمایی
بی تو به سامان نرسم، ای سروسامان همه تو / ای به تو زنده همه من، ای به تنم جان همه تو / من همه تو، تو همه من، او همه تو، ما همه تو / هرکه وهرکس همه تو، ای همه تو ، آن همه تو / من که به دریاش زدم تا چه کنی با دل من / تخت تو و ورطه تو ساحل و طوفان همه تو / ای همه دستان ز تو و مستی مستان ز تو / هم رمز نیستان همه تو، راز نیستان همه تو / شور تو آواز تویی، بلخ تو شیراز تویی / جاذبه ی شعر تو، جوهر عرفان همه تو / همتی ای دوست که که این دانه ز خود سر بکشد / ای همه خورشید تو و خاک و باران همه تو / بی تو به سامان نرسم، ای سروسامان همه تو / ای به تو زنده همه من، ای به تنم جان همه تو / من همه تو، تو همه من، او همه تو، ما همه تو / هرکه وهرکس همه تو، ای همه تو، آن همه تو / من که به دریاش زدم تا چه کنی با دلِ من / تخته تو و ورطه تو ساحل و طوفان همه تو ‎- ‌ ‌ma∟ıĸ