بت پرست ~ معین
شده ام بت پرست تو ، قسم به چشمون مست تو/ به کنج میخونه روز و شب شده ام جام دست تو/ آه ، شده ام جام دست تو/ به تو چون سجده میکنم ، شرر تو هر سینه میزنم/ به قصه میخوام که بعد از این بت روی تو بشکنم/ آه ، بت روی تو بشکنم/ شب هجرون دیگه تمومه ، گل مهتاب بر سر بومه/ عاشقی جز بر تو حرومه ، که برای تو زنده ام/ آه ، که برای تو زنده ام/ روم از هر خونه به خونه که بگیرم از تو نشونه/ دل من یک کاسهٔ خونه ، که برای تو زنده ام/ آه ، که برای تو زنده ام/ شده ام بت پرست تو ، قسم به چشمون مست تو/ به کنج میخونه روز و شب شده ام جام دست تو/ آه ، شده ام جام دست تو/ به تو چون سجده میکنم ، شرر تو هر سینه میزنم/ به قصه میخوام که بعد از این بت روی تو بشکنم/ آه ، بت روی تو بشکنم/ شب هجرون دیگه تمومه ، گل مهتاب بر سر بومه/ عاشقی جز بر تو حرومه ، که برای تو زنده ام/ آه ، که برای تو زنده ام/ روم از هر خونه به خونه که بگیرم از تو نشونه/ دل من یک کاسهٔ خونه ، که برای تو زنده ام/ آه ، که برای تو زنده ام/ عزیزم کاسه چشمم سرایت/ میون هر دوچشمم جای پایت/ شب هجرون دیگه تمومه ، گل مهتاب بر سر بومه/ عاشقی جز بر تو حرومه ، که برای تو زنده ام/ آه ، که برای تو زنده ام/ روم از هر خونه به خونه که بگیرم از تو نشونه/ دل من یک کاسهٔ خونه ، که برای تو زنده ام/ آه ، که برای تو زنده ام/ ‎- پریســــا