Sarab ~ Hayedeh سراب ~ هایده
از آن زمان که آرزو ، چو نقشی از سراب شد/ تمام جستجوی دل ، سوال بی جواب شد/ نرفته کام تشنه ای ، به جستجوی چشمه ها/ خطوط نقش زندگی ، چو نقشه ای بر آّب شد/ چه سینه سوز آه ها ، که خفته بر لبان ما/ هزار گفتنی به لب ، اسیر پیچ و تاب شد/ نه شور عارفانه ای ، نه شوق شاعرانه ای/ قرار عاشقانه هم ، شتاب در شتاب شد/ نه فرصت شکایتی ، نه قصه و روایتی/ تمام جلوه های جان ، چو آرزو به خواب شد/ نگاه منتظر به در ، نشست و عمر شد به سر/ نیامده به خود دگر ، که دوره شباب شد ‎- ‌ ‌ma∟ıĸ
+++++ ‎- پریســــا