Avatar for osprey
از تو ای عشق در این دل چه شررها دارم یادگار از تو چه شبها، چه سحرها دارم با تو ای راهزن دل چه سفرها دارم گرچه از خود خبرم نیست خبرها دارم * تو مرا واله و آشفته و رسوا کردی تو مرا غافل از اندیشه فردا کردی * آری ای عشق تو بودی که فریبم دادی دل سودا زده ام را به حبیبم دادی بوسه ها از لب یارم به رقیبم دادی داروی کشتن من یاد طبیبم دادی * ورنه اینقدر مَهم جور و جفا یاد نداشت هیچ شیرین سر خونریزی فرهاد نداشت * حسن در بردن دل همره و همکار تو بود غمزه دمساز تو و عشوه مددکار تو بود وصل و هجران سبب گرمی بازار تو بود راست گویم دل دیوانه گرفتار تو بود
Comment
گر تو ای عشق نه مشّاطه خوبان بودی ترک آن ماه جفاپیشه چه آسان بودی * چون نکو می نگرم شمع تو، پروانه توئی حرم و دیر توئی کعبه و بتخانه توئی راز شیرینی این عالم افسانه توئی لب دلدار توئی، طرّه جانان توئی * گرچه از چشم بتی بیدل و دینم ای عشق هرچه بینم همه از چشم تو بینم ای عشق * گرچه ای عشق شکایت ز تو چندان دارم که به عمری نتوانم همه را بشمارم گرچه از نرگس او ساخته ای بیمارم گرچه زان زلف گره ها زده ای در کارم * باز هم گرم از این آتش جانسوز توام سرخوش از آه و غم و درد شب و روز توام * ‎· Hattori Hanzo
Comment
باز اگر بوی مئی هست ز میخانه تست باز اگر آب حیاتی است به پیمانه تست باز اگر راحت جانی بود افسانه تست باز هم عقل کسی راست که دیوانه تست * شکوه بیجاست مرا کشتی و جانم دادی آنچه از بخت طمع داشتم آنم دادی * خواهم ای عشق که میخانه دلها باشم بی خبر از حرم و دیر و کلیسا باشم گرچه زین بیشتر از دست تو رسوا باشم بی تو یک لحظه نباشد که بدنیا باشم * بعد از این رحم مکن بر دل دیوانه من بفرست آنچه غمت هست به غمخانه من * من ندیدم سخنی خوشتر از افسانه تو عاقلان بیهده خندند بدیوانه تو نقد جان گرچه بود قیمت پیمانه تو آه از آندل که نشد مست ز میخانه تو ‎· Hattori Hanzo
Comment
کاش دائم دل ما از تو بلرزد ای عشق آندلی کز تو نلرزد بچه ارزد ای عشق ‎· Hattori Hanzo

2015-2018 Mokum.place