خواب ترسناکی دیدم،جنگ رسیده بودتهران،ضدهوایی‌ها کار میکرد،بمبارون بود،یه گوشه تشییع شهید بود،از یک طرف مواظب برادرم بودم از یک طرف دنبال پدر