از غمگین ترین ماجراهای هجرت، بی صاحاب شدن کتابخونه م بود که با یه عمر پس انداز جمعش کرده بودم، هرچی کتاب فانتزی ترجمه شده تا قبل هشتاد و هشت بود رو داشتم :( جدای رمان هاو کلی کتاب دیگه :( بچه هام :(
آرشیو فیلم هام هم همینطور، فقط مجموعه ی پولم سالم موند اونم چون تو یه کیف چپوندمش گذاشتمش یه گوشه ای ‎- SaeedTheGiraffe ?
فرار نمیکنن ک ی روز بر میگردی :دی ‎- میر آق دایی آرش جونی ®© ™
کتاب و فیلم بالاسرش نباشی و حفاظت نکنی نابود میشه :( کسی مثل من قدرشونو نمیدونه ‎- SaeedTheGiraffe ?
منم یه عالمه کتاب داشتم برگشتم دیدم بابام نصف بیشترشون و بخشیده بقیه رو هم کردتشون تو کارتن تو انباری و همه تارعنکبوت بستن :( الان یه کتابخونه دیگه درست کردم ولی این خیلی کوچیکه. سی دی ها و فیلمها رو که خودم قبل رفتن بخشیدم رفت ‎- Aliusha
من وقتی برگشتم و وضعشونو دیدم حس کردم یه بخشم واقعا مرد :| ‎- SaeedTheGiraffe ?
:( ‎- Aliusha
اخی عزیزم:( ‎- مستانه
حيف :/ ‎- Shiva