اما یک بار که جلوی چشمام به مادرم سرم زدن، دستا و پاهام سست شد، حالم بد شد و نتونستم سرپا بایستم
اوه مامان من یه بار دستش شکسته بود تو بیمارستان من گریه می کردم به جاش مثل چی! ‎- Myri∂m
:( ‎- RokhSaare