Avatar for vahid
هم‌زمان شیمی‌درمانی هم می‌شد دیگه جونی به تنش نمونده بود. دور از جونش مثل جنازه برش میداشتیم میاوردیمش خونه میذاشتیم تو رختخوابش
1 2 3 4 5 6 7 8 9 10

2015-2018 Mokum.place