Avatar for vahid
رفتم وایسادم جلو میوه فروشی،جعبه ها رو از وانت میاوردن پایین میذاشتن زمین من می‌افتادم روشون:)) اومدم خونه رقیه گفت چه خبره این‌همه میوه؟:))
1 2 3 4 5 6 7 8 9 10

2015-2018 Mokum.place